دیدگاه های قرآن در مورد پایان دنیا
:: نقدی بر خرافه گویی غرب درباره سرانجام جهان ::

یكی از موضوعاتی كه از دیرباز ذهن آدمیان را درگیر خود كرده و باوجود تلاش های نوع بشر در طول قرون و اعصار هنوز در هاله ای از ابهام است، بحث از آینده جهان و به عبارتی عام این است كه: آخر دنیا چه می شود؟ این پرسش همچون پرسش از پیشینه جهان است كه آن هم دقیقاً روشن نشده و در حد فرضیاتی از دانشمندان تجربی مانده است. بسیاری از دانشمندان باتوجه به شرایط كنونی زمین و بحران های موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند كه می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. اخیراً نیز خرافه گویی هایی به نام نظریه ها و پیش بینی علمی و تاریخی از سوی برخی ها در غرب درباره پایان جهان در سال 2012 مطرح شد و شگفت آور آنكه بسیاری نیز آن را باور كردند كه البته به وقوع نپیوست. در اینكه شواهد و قرائن نشان می دهد كه جهان رو به نابودی می رود، شكی نیست و در همه ادیان الهی یا غیر الهی مباحثی در این زمینه مطرح شده است. در قرآن كریم به این موضوع به طور مشروح پرداخته شده و آن زمان را هولناك و عظیم شمرده و از در هم پیچیدن آسمان و زمین و متلاشی شدن كوه ها و دریاها صحبت كرده است .در متون زرتشتیان نیز آمده است: در آسمان نشانه های گوناگون پیدا باشد... (زند بهمن یسن، ص11، ف 6، بند 4)
در كتاب مقدس مسیحیان می خوانیم :و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود... و آنگاه پسر انسان(عیسی مسیح) را خواهند دید كه بر ابری سوار شده، با قوت و جلال عظیم می آید. (كتاب مقدس، عهد جدید، ص 133، انجیل لوقا، ب 21، بند 25 و 27)بررسی روایات اسلامی نیز نشان می دهد كه طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار كه موجب خسوف در زمین نیز می شود، از علائمی است كه به نزدیكی ظهور دلالت دارد. طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (عج) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهد كه از زمان فرود آمدن آدم (علیه السلام) تا آن زمان بی سابقه است.
برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخرالزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است كه بر اساس آن فیلم های متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات كنونی بر روی كره زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال 2012 اعلام كرده اند. در روایات اسلامی و قرآن كریم نیز به صراحت از آخرالزمان و برخورد ستارگان با یكدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیكی قیامت یاد شده است. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و پیش از آن نیز از برخورد ستاره دنباله داری به زمین یاد شده كه موجب كشته شدن عده زیادی می شود؛ ولی پایان جهان نیست، ضمن اینكه تاریخی برای آن تعیین نشده است. به طور خلاصه می توان گفت در نزدیكی ظهور علائمی غیرعادی در آسمان مشاهده می شود، از جمله: ظهور ستاره سرخ رنگ كه نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزی های بسیار است، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب، طلوع خورشید از مغرب آن، ظهور دنباله داری كه مدار آن به طور متناوب تكرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شده و موجب تغییرات شدید جوی و آب وهوایی در زمین می شود.
پایان دنیا از نظر قرآن
با نگاهی به مجموعه آیات قرآن در می یابیم كه قرآن زوال و نیستی جهان كنونی را مترادف با نیستی محض آن نمی داند، بلكه آن را در بخشی از یك فرایند قرار داده كه به مفهومی، پایانی برای آن متصور نیست. به این معنا كه نیستی و زوال دنیا و جهان مادی كنونی برای تبدیل شدن به جهانی نو با شكل و شمایل و ماهیتی دیگر می باشد. تبدیل جهان مادی به جهانی دیگر نیازمند فروپاشی این دنیای مادی است كه قرآن از آن به «یوم تبدل الارض غیرالارض والسموات» تعبیر می كند. آنچه از آیات قرآن - و حتی بعضی از سوره های اختصاصی كه به مسئله پرداخته است- برمی آید، جهان هنگام تبدل از صورتی به صورت دیگر و ایجاد «طرحی نو» دچار حوادث و رخدادهایی می شود كه در قرآن از آن به «اشراط الساعه» تعبیر شده است.
مفسران، برخی از تحولات اجتماعی و همچنین فروپاشی نظام طبیعت و در هم پیچیده شدن و تبدیل آسمان و زمین پیش از ظهور قیامت را كه در آیات گوناگونی به آنها اشاره شده، از نشانه های قیامت دانسته اند. در روایات نیز بر تحولات اجتماعی و دگرگونی های كیهانی كه پیش از قیامت واقع می شود عنوان «اشراط الساعه» و نشانه های رستاخیز اطلاق شده است.
در قرآن كریم به بسیاری از دگرگونی های طبیعی كه در آن زمان رخ خواهد داد اشاره شده است، مانند: ظهور دود (گاز) در آسمان، دمیده شدن صور، تاریك شدن خورشید، ماه و ستارگان، شكافتن كرات، زلزله شدید، فروپاشی كوه ها و ...
چرا روز قیامت مشخص نشده؟
نامعلوم بودن زمان و كیفیت وقوع قیامت، دارای اثر تربیتی است؛ زیرا در صورت معلوم بودن آن، چنانچه زمانش دور باشد، غفلت همگان را فرا می گیرد و اگر نزدیك باشد، پرهیز از بدی ها به شكل اضطرار و دور از آزادی و اختیار در می آید.با وجود نامشخص بودن زمان وقوع قیامت، تعابیر قرآن حاكی از آن است كه عمر كوتاه دنیا و همچنین دوران برزخ به قدری سریع طی می شود كه به هنگام وقوع قیامت، انسان ها فكر می كنند تمام این دوران چند ساعتی بیش نبود.«و یقولون متی هـذا الوعدن كنتم صادقین، قل نما العلم عند الله و نما أنا نذیر مبین، فلما رأوه زلفه ً سیئت وجوه الذین كفروا وقیل هذا الذی كنتم به تدعون» (سوره ملك، آیه 27-25)؛ «و می گویند: اگر راست می گویید، این وعده كی خواهد بود؟» بگو! «علم[آن] فقط پیش خداست و من صرفاً هشداردهنده ای آشكارم.» و آنگاه كه آن [لحظه موعود]را نزدیك بینید، چهره های كسانی كه كافر شده اند در هم رود و گفته شود؛ «این است، همان چیزی كه آن را فرا می خواندید!»
«یسألك الناس عن الساعه قل نما علمها عند الله وما یدریك لعل الساعه تكون قریبًا» (سوره احزاب، آیه 63)؛ «مردم از تو درباره رستاخیز می پرسند، بگو «علم آن فقط نزد خداست» و چه می دانی؟ شاید رستاخیز نزدیك باشد.»خداوند بلندمرتبه به پیامبر عظیم الشأنش كه علم نبوی دارد دستور می دهد به مردم بگو من زمان وقوع قیامت را نمی دانم و علم آن نزد خداست و بس كه در چنین روزهایی هركسی به خود جرئت ندهد كه وقتی برای قیامت تعیین كند، چراكه حكمت خداوند متعال ایجاب می كند كه زمان قیامت پنهان باشد تا هركس ظرفیت وجودی خود را نشان دهد. اگر بنا بر دانستن زمان قیامت و مشخص بودن آن بود خداوند متعال خود به آن اشاره می كرد.
«قل لا یعلم من فی السماوات والأرض الغیب لا الله وما یشعرون أیان یبعثون بل ادارك علمهم فی الآخره بل هم فی شك منها بل هم منها عمون».(سوره نمل آیات 65و 66)بگو: «هر كه در آسمان ها و زمین است، جز خدا غیب را نمی شناسند و نمی دانند كی برانگیخته خواهد شد؟» [نه]بلكه علم آنان درباره آخرت نارساست؛[نه] بلكه ایشان درباره آن، تردید دارند ، [نه] بلكه آنان در مورد آن كوردلند.»گفتیم كه خداوند متعال وقت قیامت را بنا بر مصالحی بیان نداشته است و تأكید دارد كه علم به آن هم نزد خداست و بس. در مورد علائم قیامت و ظهور آن روایات بسیاری به ما رسیده است؛ اما در تعیین وقت آن نه و اگر هم چنین روایتی وارد شده باشد عیب آن از همین جا كه معارض با نص صریح قرآن است، مشخص می شود. علاوه بر آن امامان عظیم الشأن ما از توقیت و تعیین وقت برای ظهور و به تبع آن قیامت به شدت برحذر داشته اند.
روایت نهی از توقیت
در بین روایات غیبت، یكی از مضامین مكرر و موكد، روایات نهی از توقیت (تعیین زمان برای ظهور) است. این روایت از پیامبر اسلام تا امام زمان (علیه السلام) نقل و با تعبیراتی سخت و غلیظ بیان شده است. وقت ظهور، سر الهی تلقی شده و بیان وقت، كذب و دروغ بر خداوند به شمار آمده است: كذب الوقاتون.(ر.ك. به كتاب های: الغیبه (شیخ طوسی) اكمال الدین و اتمام النعمه (شیخ صدوق) كتاب الغیبه (نعمانی) اصول كافی(كلینی) و منابع دیگر.این گونه روایات كه اگر متواتر نباشند، مستفیض می نمایند، تأمل برانگیز و مسئولیت سازند. همان گونه كه تعیین دقیق زمانی، توقیت است؛ بیان حدود گونه زمانی نیز توقیت است. به عنوان نمونه، كسی كه می گوید: ساعت 10 به ملاقات تان خواهم آمد؛ برای این دیدار وقت گذاری كرده است. همین گونه كسی كه می گوید حدوداً ساعت 10، یا بین 10 و 11 به دیدارتان خواهم آمد، نیز «توقیت» دیدار كرده است و لذا اگر در آن محدوده زمانی دیدار رخ ندهد، متهم به خلف وعده خواهد شد و خلف وعده هم البته كه از گناهان كبیره است، از این رو، كسانی كه دعاوی شبیه این دعاوی را دارند كه كمتر از یك دهه به ظهور مانده است؛ یا پیرمردان ظهور را خواهند دید و یا ... آنان نیز به «توقیت ظهور» رو آورده اند و مشمول روایات نهی از توقیت خواهند بود.
حال عده ای می خواهند بر پایه باورهای خود كه مشخص نیست چه هدفی را دنبال می كنند این تنش را در جهان ایجاد كنند كه فلان زمان، زمان پایان دنیا و بروز و ظهور قیامت است و در این راه از ابزارهای پر قدرت رسانه و سینما استفاده می كنند كه افكار پلید خود را در ذهن مخاطب نهادینه كنند تا به هدف ناپیدای خود برسند.مسلمانی كه به دین و قرآن خود باور دارد شایسته نیست كه چنین القائات كذبی را بپذیرد و در امور خود هم ترتیب اثر دهد، بلكه شایسته است همواره در فكر هولناكی قیامت باشد و بر اعمال خود مواظبت كند، چراكه در آن زمان مفر و پناهی جز خداوند متعال ندارد و البته مومنان رستگارانند و در پناه خدای خود از هر گزندی در امان خواهند ماند. حالا بگذارید كسانی كه برای دنیا و آخرت مردم تعیین تكلیف می كنند پناهگاه بسازند و خود را نجات یافته و وارثان دنیای جدید بدانند، ولی بدانند كه: «ید الله فوق أید یه م» (سوره فتح، آیه 10) حاشا كه از آنچه در انتظارشان هست و خداوند متعال وعده فرموده مفری بیابند
اسماعیل علوی
منبع: بصیرت
الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیـــــــرالمومنین و الآئمّة المعصومین علیهم السّلام