بدون شرح ...

سُئِل أَ ميرُالمُؤمِنينَ علیه السلام عَنِ «العِلْمِ»، فَقالَ: أَربَعُ كَلِماتٍ: أَنْ تَعْبُدَ اللهَ بِقَدْرِ حاجَتِكَ إلَيْهِ، وَ أَنْ تَعْصِيَهُ بِقَدْرِ صَبْرِكَ عَلَى النَّارِ، وَ أَنْ تَعْمَلَ لِدُنْياكَ بِقَدْرِ عُمُرِكَ فيها، وَ أَنْ تَعْمَلَ لآِخِرَتِكَ بِقَدْرِ بَقائِكَ فيها.
از اميرالمؤمنين علیه السلام از «علم» سؤال شد، فرمودند: چهار كلمه است: خداوند را به اندازهای که به او نیازمندی، عبادت کنی. او را به اندازهای که طاقت تحمل آتش را داری، معصیت کنی. برای دنیایت به که در آن عمر داری، کار کنی و برای آخرتت به اندازهای که در آن باقی میمانی، عمل کنی.
تنبيه الخواطر (مجموعه ورام) ج2، ص

آیتاللهالعظمی سید عبدالحسین لاری علاوه بر اعلام حكم جهاد در برابر استعمار پیر، در برابر زمینههای استعلای اقتصادی و در پاسخ به استفتائی پاسخ داده بود:
«امروز آنچه از پول بلاد اسلامیه به بلاد خارجی میرود اعانت به اعداء دین و استعداد كفار استبرای ریختن خون اسلام و مسلمین؛ {پس} حرام است...»

ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیتالله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که در سال 86 بدرود حیات گفت، اما سخنرانیها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و میتوانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمّذ کنیم.
آیتالله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیهشان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه میداد که در دل مینشست؛ به طوری که حتی هماکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.
تفسیر سوره نوح
یک سوره ای هست در قرآن به نام سوره نوح، حضرت نوح(ع) خیلی ناراحتی داشت با سنگ میزدندش. پیرمردها به بچه ها گفته بودند، هر وقت حضرت نوح (ع) را دیدید بزنیدش. حضرت نوح دیگر روزها نمیآمد بیرون. شب ها می آمد. در می زد، می گفتند: کیست؟ می فرمود: «قولو لا إله الّا اللّه»؛ بگید خدایی جز خداوند نیست و فرار می کرد.
حضرت نوح(ع) به خدا گفت: خدایا من هرچه اینها را دعوت می کنم... «وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ...»هرچه من اینها را دعوت می کنم به خدا پرستی که تو آنها را بیامرزی... «جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ...» انگشتانشان را در گوشهایشان فرو میکنند. که حرف حضرت نوح(ع) را گوش نکنند... «وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ...» لباسهایشان را هم میکشند روی سرشان... «و وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا... »
حالا به این آیه می رسیم که: «قَالَ نُوحٌ رَّبِّ...»، «ربِّ» در اصل یا ربّی بوده است. حرف ندای «یا» حذف شده است. یای ضمیر هم حذف شده. کسره دلالت میکند بر این که یا حذف شده. همیشه ربِّ در اصل یا ربی بوده است: ای خدای من... «رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی...» ای خدای من این مردم معصیت من را می کنند. زیر بار حرف من نمی روند «وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا...» پیروی می کنند از اشرار. پیروی می کنند از کسانی که بی دین و لامذهب هستند. می گویند: حرف نوح را گوش نکنید ما که دیگر پایمان لب گور است شما دیگر حرف نوح را گوش نکنید.
پیرمردها می گفتند: از ما دیگر گذشته شما جوانها زیر بار حرف او نروید. او به ما می گوید: بت نپرستید. سالها آباء و اجداد ما بت پرستی کردند؛ ما دست از بت برداریم خدا پرستی کنیم؟! اینقدر نفهم بودند. زیر بار حرف حضرت نوح(ع) نمی رفتند.
منافقین مانند مردم زمان نوح بودند
مثل منافقین زمان ما که زیر بار حرف رهبر انقلاب نرفتند. پا شدند رفتند آمریکا و عراق. بدبخت و بیچاره شدند. زیر بار دشمن رفتند. در هر زمانی بوده که یک دسته مردم نادان می رفتند زیر بار افراد ناجور. حالا حضرت نوح می گوید خدایا اینها پیروی از من نمی کنند. پیروی می کنند از دشمن. کسانی که پول دارند، ثروت دارند، حرف های کج و کوله می زنند، دنبال آنها می روند که آنها نه به درد دنیای اینها می خورند. نه به درد آخرتشان. الآن یک دسته از منافقین سرگردانند. نه در غربت دلم شاد و نه نوری در وطن دارم. نه می توانند اینجا بیایند، نه آنجا الآن وضع عراق چه جور است؟ معلوم هم نیست که این کشت و کشتار هایی که در کاظمین شد مال بعثی ها بوده؟ مال منافقین ما بوده؟ یا مال وهابی ها بوده؟
اینست که آدم باید همیشه از خوب ها پیروی کند نه از مردمان شرور و نادان و پول طلب و ریاست طلب. دارد درد و دل می کند می گوید : «وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا»؛ این مردم پیروی نکردند مگر از کسانی که زیاد نکرد مال آنها و فرزند آنها مگر زیان. الآن این هایی که این منافقین ما را گول زدند چه به درد اینها خوردند؟ نه زن دارند، نه بچه دارند، نه خانه دارند، پدر و مادرشان هم دارند می سوزند.
اهل بیت را رها نکنید
من یک نفر را می شناسم؛ دو تا پسر خوب را گذاشت مدرسه که این ها وقتی بزرگ شدند، عصای دستش باشند. هر دو جزو منافقین شدند و رفتند. من هم آن دو تا پسر را دیده بودم. پدرشان هم مقدس بود. پسرهایش منافق بودند. نمی دانم حالا خبری از آنها دارند یا نه. خیلی آدم خوبها بچه هایشان منافق شدند. حتی بعضی از اهل علم. این دو نفری که گفتم، پدرشان روضه خوان و معمم است. دو پسرش دبیرستان علوی می رفتند. دیپلمه شدند. درس دانشگاه هم خواندند. رفتند بین منافق ها. پیروی کردند از افرادی که صد نار به درد این ها نمی خوردند.
از اهل بیت وقتی آدم دور شود، اینطور می شود. اهل بیت را رها نکنید. دنبال اهل بیت بروید. دنبال علمای خوب بروید. دنبال رفیق خوب بروید. پناه می بریم به خدا. «وَمَکَرُوا مَکْرًا کُبَّارًا...»؛ کسانی که مکر کردند، مکر بزرگ. حیله می کردند، شب ها مجالس سری داشتند، علیه پیغمبر اسلام حرف هایی می زدند. زمان ما هم بر علیه انقلاب مجالسی داشتند.
ماجرای اخراج قاتل شهید مطهری از مدرسه آیت الله مجتهدی
گروه فرقان، یک گروهی بودند. همین گودرزی که شهید مطهری را کشت، همین جا می آمد به نام طلبه اینجا درس می خواند. من از پیشانیش می فهمیدم که این خطرناک است. ولی چون انقلابی بود، می ترسیدم بیرونش کنم. می گفتم اگر من این را بیرون کنم بچه ها می گویند فلانی ضد انقلاب است که او را بیرون کرد. چون صورت ها انقلابی بود. یک روز، نمی دانم. چطور شد، عصبانی شدم؛ گفتم برو بیرون از این مدرسه، منافق! بیرونش کردم.
رفته بود پیش یکی از پیش نمازها از من شکایت کرده بود. آن پیش نماز هم انقلابی بود. داغ کرده بود و ناراحت شده بود که من ضد انقلابم که او را بیرون کردم. اما نمی دانست که آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام بیند. می فهمم که این یک روزی یک بلایی سر اسلام می آورد. گروه فرقان را تشکیل داد. یک دسته را هم طرفدار خودش کرد. آنها هم عوام و بی سواد. تشخیص دادند که شهید مطهری وجودش برای اسلام مضر است.
امام آنقدر که برای شهادت مطهری ناراحت شد، برای شهادت پسرش ناراحت نشد
امام چقدر ناراحت شدند، اینقدر که برای شهید مطهری ناراحت شدند برای پسرشان ناراحت نشدند. وقتی در نجف گفتند، آقا زاده شما حاج آقا مصطفی شهید شدند، فرمودند: «انّا لله و انّا الیه راجعون...» ولی شهید مطهری که از دنیا رفت، گریه کردند. فرمودند: شهید مطهری پاره تن من بود.
الآن کتاب های ایشان چقدر مفید است. من حتی از ضد انقلاب هم نشنیدم بگوید کتاب های شهید مطهری بد است. بالاجماع همه کتاب های ایشان را خوب می دانند. همه می گویند کتاب های شهید مطهری خوب است. مفید است. ما حجره مان نزدیک بود با ایشان. اهل فریمان مشهد بود. جوان بود63 سال پیش. مغنی درس می داد. در آن شبستان (45 سال پیش) یک ماه منبر رفت. مهندسها و دکترها شنیده بودند، شهید مطهری اینجا منبر می رود. می آمدند پای منبرش. بعد از افطار من نماز می خواندم. ایشان منبر می رفت. آنوقت امثال گروه فرقان تشکیل شد.
با هر کسی هم نشین نشوید؛ چراکه
ای بسا ابلیس آدم رو که هست
پس به هر دستی نباید داد دست
آنهایی که گول این گودرزی را خوردند آنها هم بیچاره شدند. من با اینکه انقلابی بود فهمیدم که این باطنش خراب است. چیزی در پیشانیاش دیدم و فهمیدم. بعد از آن بعضیها که فهمیده بودند. حتی آن پیش نماز ناز شست گفته بود! همان که ناراحت شده بود که من این را از مدرسه بیرونش کردم، همان گفته بود: عجب! فلانی قیافه شناس است. ما خیال کردیم که ایشان فرد انقلابی را بیرون کرده، نگو ضد انقلاب را بیرون کرده. بعدها که گودرزی را محاکمه و تیرباران کردند، فهمید که اشتباه کرده و حق را به جانب من داده بود.
الآن شما هم همین طور من گاهی بعضی را بیرون می کنم شما می گویید چرا؟ فلانی که خیلی عالی بود. نمیدانید عاقبتش چه میشود. عاقبتش دعا نویس میشود، مرشد میشود، درویش میشود، بعدها به مردم میگوید من مستجاب الدعوهام. کلک میزند به مردم. من یکی را که بیرون میکنم، شماها میگویید بابا این امام سیزدهم بود، چرا بیرونش کردی؟
چرا مرحوم مجتهدی در جواب کسی که سوال کرد چند امام داریم، گفت سیزده امام
یک ضد انقلاب یک وقتی به من رسید ده بیست سال پیش، من نمی شناختمش. ریشش را هم تراشیده بود! دم میدان شهدا و میدان امام حسین و آنطرف ها گفت: آقا چند تا امام داریم؟ میخواهم تفریح کنیم یک کم بخندیم. من فهمیدم این ضد انقلاب است. می خواهد من بگویم دوازده تا بگوید پس چرا به امام(ره) می گویند امام. من بازاری ام. تا گفت: چند تا امام داریم؟ من گفتم سیزده تا، دیگر حرف نزد. فهمید من بازاری ام. فهمیدم که اگه بگویم دوازده تا گرفتار می شوم حالا باید به او بفهمانم که امام یعنی پیشوا. به امام موسی صدر هم می گفتند امام. به آیت الله بروجردی هم می گفتند امام. مثل اصطلاح آیت الله، در ممالک عربی به عالم می گویند امام. وگرنه ائمه اطهار دوازده تا هستند. این امام غیر آن امام است. این ضد انقلاب می خواست اذیت کند. من هم گفتم سیزده تا! یاد بگیرید. بازاری باشید. این ها فهم ندارند.
وَقَالُوا... و گفتند اشرار به اهل ایمان... بت های خودتان را رها نکنید... «لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ...» بت های خودتان را رها نکنید... «وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا ...» ود و سواع اسم بت هایشان بوده ... «وَلَا یَغُوثَ وَیَعُوقَ وَنَسْرًا...» این ها اسم بت است. ذکر خاص بعد از عام هست. یعنی بتهای مخصوص و مهم را رها نکنید. خدای بزرگ داشتند، خدای کوچک داشتند.
«وَقَدْ أَضَلُّوا کَثِیرًا...» با این حرفهایشان خیلی مردم را گمراه کردند. اشرار و دشمن. خیلی از مردم آماده بودند برای اینکه ایمان به نوح بیاورند. «وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا...» کلام حضرت نوح است: خدایا برای ظالمین زیاد نکن مگر گمراهی... لذا بعد نفرین کرد و... «مِمَّا خَطِیئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا» که غرق شدند همه اهل دنیا مگر عدهای که به حضرت نوح ایمان آوردند و به کشتی سوار شدند. بقیه، تمام عالم را آب برد، این ها را هم همه را از بین برد. ما از نسل آن افرادی هستیم که سوار کشتی شدند.
خبرگزاری دانشجو






محمدامین کودک گنبدکاووسی است که به مدت 10 سال با بیماری ناعلاج و ناشناخته ای مواجه شده است خانواده وی برای مداوا به پزشکان زیادی مراجعه کردند ولی متاسفانه نتیجه مطلوبی حاصل نشده است محمدامین برای راه رفتن و نوشتن و ... مشکلات زیادی را تحمل می کند.
:: دوستانی که این مطلب را مشاهده کردند برای شفای همه بیمارن بخصوص محمدامین دعا کنند ::
بعد از پخش مستندهای «الماسی برای فریب» و «هدیه برگشتی» که به افشای ماهیت ضد انقلاب پرداخته و موجب آشفتگی آنها شده بود این بار شخصی دیگری در محل صندلی موجود در دو مستند قبلی نشسته است، که مستند «مثلث» به روایت آن پرداخته است.
سومین مهمان این صندلی آشنا در این روایت شرحی را بازگو میکند که پیشتر دو مهمان قبلی این صندلی زوایای دیگر آن را گفتهاند.
ویژگی مهمی که «محمود زمانی» را به نقطه توجه و ارزش برای ضدانقلاب تبدیل میکند ارتباط نزدیک و غیر قابل انکار وی با یکی از سران فتنه است.
وی در این مستند گفت: «در قضایای سال 88 من به عنوان رابط «آقای کروبی»؛ و آقای اردشیر امیرارجمند به عنوان نماینده «آقای موسوی»به عنوان رابط با خارج از کشور و اپوزیسیون خارج از کشور در ارتباط بودیم؛ من در داخل مرتب با آقای کروبی ملاقات میکردم و نظرات اپوزیسیون خارج از کشور را به ایشون منتقل میکردم و همچنین نظرات ایشون رو به اونها؛ ملاقاتهای من با آقای کروبی کاملاً در یک فضای خصوصی برگزار میشد و ایشون اجازه نمیداد که کس دیگهای در جلسات ما حضور داشته باشد و مطالبی داشتیم که باید باهم چک میکردم و من نظرات ایشون رو به خارج منتقل میکردم».
![]()

فروش بهشت در برخی از گروههای مسیحی یک امر عادی است اما در طول چند سال گذشته این موضوع در بین گروههای شبهنظامی در افغانستان و پاکستان نیز رواج یافته است.
شبهنظامیان طالبان در افغانستان و پاکستان معتقدند که با عملیات انتحاری مستقیم به بهشت میروند. در اینجا مشکلی پیش میآید و آن این است که چه تضمینی برای رفتن عامل انتحاری به بهشت وجود دارد؟
فرماندهان طالبان با اعطای مدرک کتبی به شبهنظامیان این گروه، این مشکل را حل کردهاند. این مدرک که «سند شهادت» نام دارد و به زبان اردو نوشته است و تأیید میکند که دارنده آن اهل بهشت است.
جالب است که فرماندهان طالبان برخی مواقع سند شهادت را پیش از کشته شدن دارنده آن به وی اعطا میکنند. سند شهادت در حالی به عاملان انتحاری اعطا میشود که بیشتر مواقع قربانیان حملات آنان غیرنظامیان هستند.
البته طالبان برای کشتن غیرنظامیان نیز توجیه دارند زیرا به اعتقاد این گروه، شبهنظامیان با کشتن غیرنظامیان، عامل رفتن مردم به بهشت میشوند.



سنگ قبر آنه ماری شیمل مستشرق آلمانی
بر روی سنگ قبر آن ماری شیمل با خط زیبای نستعلیق این کلمه نورانی از امیر المؤمنین نقش بسته است که: الناس نیام فاذا ماتوا انتبهو; مردم خوابند و وقتی می میرند بیدار خواهند شد.

جا دارد كه بحث دربارهی شخصیت فقهی، اجتماعی و سیاسی مرحوم آیتالله سید عبدالحسین لاری را با استاد ایشان شروع كنیم؛ یعنی مرحوم میرزای شیرازی. یك تمایز برجسته و ویژه بین مرحوم میرزای شیرازی و باقی فقها و علمای بزرگ همعصر ایشان وجود دارد و آن، تربیت شاگردان بزرگ توسط ایشان است؛ مانند مرحوم آیتالله لاری. دلیل این تمایز را چه میدانید؟
مرحوم میرزای شیرازی واقعاً شخصیتی نادر و متفاوت از دیگر علما است. میتوانیم ایشان را مجدِّد مذهب در قرن چهاردهم هجری بدانیم؛ یعنی از سال ۱۲۸۵ كه زمان ارتحال شیخ انصاری بوده تا حدود بیست سالی كه زعامت شیعه پس از شیخ با ایشان بوده است. اگر بخواهیم برای تقریب به ذهن بگوییم، نسبت میرزا، شاگردانش و تأثیری كه بر عصر خود داشتند، مانند تأثیر امام و شاگردانش در انقلاب اسلامی است...

وارد خانه که شدم چشمم به کتابخانهای افتاد که عکس شهيد «مرتضی آويني» روی یکی از قفسهها خودنمایی میکرد. کتابخانه پر بود از گزارشهای «آوینی پدر» درباره معادن ایران. از زغال سنگ گرفته تا فسفات!
تعدادی هم از کتابهای مرتضی لابهلای این همه گزارش تخصصی به چشم میخورد. تا روز مصاحبه نمیدانستم این مهندس 92 ساله که نامش را در لیست مصاحبهشوندگان طرح تدوین تاریخ شفاهی صنعت و معدن ایران گذاشته بودم، پدر شهید مرتضی آوینی است. گفتوگو در یکی از روزهای رمضان تابستان امسال برگزار شد. مهندس در این روزها بیشتر اوقات را در خانه میگذراند. همسرش نزدیک یک سال میشود که از دنیا رفته. اما خانهنشینیاش تنها به استراحت نمیگذرد و هنوز هم کار میکند. علاقه زیادی به طراحی معدن دارد. گفتوگو را که شروع کردیم با حافظهای بسیار خوب خاطراتش را به یاد آورد...
برای خواندن متن کامل این گفتگو کلیک کنید

:: بزرگترین جرم من این است که حرف هایم را زودتر از زمان می زنم ::
مستند چشمانی که می دید به بررسی شخصیت شهید دکتر عبدالحمید دیالمه پرداخته می شود و در این زمینه مصاحبه هایی با دوستان و نزدیکان این شهید بزرگوار صورت می پذیرد. این مستند که به همت مؤسسه راهبردی دیده بان تهیه گردیده است، با پخش برخی از سخنرانی های ایشان، سعی دارد به بررسی تفکرات ایشان و فعالیت های سیاسی و اعتقادی ایشان علیه جریان های التقاطی و ضد خط امام و رهبری بپردازد.در همین راستا مبارزات سیاسی ایشان در مواجهه با افرادی با بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق، میرحسین موسوی، عبدالکریم سروش، زهرا رهنورد بررسی می گردد.
![]()
!!!
مستند سینمایی «پنج دوربین شکسته»، یکی از جنجالبرانگیزترین نامزدهای هشتاد و پنجمین دوره از جوایز اسکار، است.
این فیلم با آنکه ساخته «عماد برناط»، فیلمساز فلسطینی است و نیمی از سرمایه آن توسط ولی در رقابتها اسکار تحت عنوان فیلمی اسرائیلی معرفی شده است.
«برناط» در اینباره میگوید: اینکه گفته میشود، «پنج دوربین طلایی» تحت عنوان فیلمی اسرائیلی در رقابتهای اسکار پذیرفته شده است، کاملا اشتباه است چون بر طبق قوانین اسکار، سازنده مستند متعلق به هر جایی باشد، آن فیلم نیز متعلق به آنجاست، من یک فلسطینیام، پس فیلمم نیز یک فیلم فلسطینی است.
بنا بر این گزارش، البته جنجالهای مربوط به «پنج دوربین شکسته» تنها به همینجا ختم نمیشود، بلکه گفته میشود که نیمی از سرمایه این فیلم توسط اسرائیل تامین شده که خود این مسئله نه تنها در میان فلسطینیها که در میان اسرائیلیها نیز جنجالبرانگیز شده است.
فلسطینیها حمایت اسرائیل از فیلمی فلسطینی را موجب ننگ دانسته و اسرائیلیها نیز نسبت به این مسئله که چرا دولت اسرائیل باید از فیلمی ضد اسرائیلی حمایت مالی کند، معترضند.
معترضان اسرائیلی، فیلم «پنج دوربین شکسته» را فیلمی انتقادآمیز از سیاستهای دولت اسرائیل دانسته که تهییج کننده احساسات مخاطب، علیه سربازان اسرائیلی و حتی یهودیان است.
«گای دیویدی»، شهروند اسرائیلی و یکی از فعالان حقوق بشر منتقد صهیونیسم که در ساخت «پنج دوربین طلایی» با «عماد برناط» همکاری داشته است، ضمن رد تمام این انتقادها میگوید: «پنج دوربین شکسته»، تصویری انسانی از اهالی یک روستاست و به هیچ عنوان تهییج کننده احساسات ضد یهود نیست، برای من مستندها معرف شخصیت افراد نیستند، یک حقیقت وجود دارد و آن این است که این فیلم یک فیلم فلسطینی_اسرائیلی_فرانسوی است که با همکاری مشترک یک کارگردان فلسطینی و یک کارگردان اسرائیلی ساخته شده است.
ولی یک شهروند فلسطینی با نام «ادیب ابو_رحمه» که در مستند «پنج دوربین شکسته» نیز نقش یک معترض را بازی کرده، عقیده دارد: «پنج دوربین شکسته» به هیچ وجه یک فیلم اسرائیلی نیست، مگر مردمی که در این فیلماند، اسرائیلیاند؟ مگر مردمی که در این فیلم رنج میبینند، کشته میشوند، دستگیر میشوند و زخمی میشوند، اسرائیلیاند، که این فیلم اسرائیلی باشد؟!
«عماد برناط» در این فیلم از حضور همسر و فرزندانش نیز استفاده کرده، با این امید که به مخاطبان نشان دهد که چگونه یک خانواده معمولی فلسطینی خود را با سالها درد و رنجی که اسرائیل برای آنها به وجود آورده خود را وفق میدهند.
دیویدی میگوید: این فیلم داستان عماد و فعالیتهای صلحآمیزش در روستای بلعین است و آنچه که در این مستند مهم است، همین نکته است.
«برناط» خود نیز در اینباره میگوید: از اول اعتقاد داشتم که داستان این فیلم را در غالب خانوادهام به تصویر بکشم تا بتوانم، به لحاظ حسی به مخاطبان نزدیکتر شوم.
فیلم 400 هزار دلاری «پنج دوربین شکسته» زندگی یک روستایی در فلسطین است که دوربینهایش شاهد و قربانی مبارزات هستند.
محور این فیلم مستند، مقاومت مردمی و مسالمتآمیز در بالعین است؛ روستایی که به خاطر شهرکسازی اسرائیل و دیوار حائل نژادپرستانه برای اهالی آن، در معرض تهدید قرار گرفته است.
«برناط» درباره سرمایهگذاری اسرائیل بر فیلم «پنج دوربین شکسته» در جلسه پرسش و پاسخی که پس از اکران فیلمش در رامالله برگزار شد، خطاب به رسانه و مطبوعات گفت: ایده این فیلم مدت زمان طولانی با من بود، به همین خاطر به سراغ تعداد زیادی از مؤسسات فلسطینی رفتم ولی کسی کمکم نکرد، یک روز «گای دیویدی»، فردی که به مردم فلسطین احساس همبستگی دارد، برای اعلام این همبستگی به روستای ما بلعین آمد و زمانیکه درباره ایدهام شنید، از آن استقبال کرد.
وی افزود: این به هیچ عنوان به معنای تطبیع (همزیستی مسالمتآمیز) میان اسرائیلیها و فلسطینیها نیست.
«برناط» همچنین در مصاحبه با خبرگزاری فارس عنوان کرد: همواره یک دوربین همراه خود دارم زیرا دوربین سلاح من است که با آن هرگونه نقض حقوق فلسطینیها را به تصویر میکشم.
همسر 23 ساله «برناط» که یک خانهدار است، نیز درباره نامزدی مستند همسرش در رقابتهای اسکار میگوید: من شنیدم که این فیلم نامزد جایزه اسکار شده، شاید جایزه مهمی باشد، ولی من این جایزه را نمیخواهم من آن چیزی را میخواهم که پشت این جایزه نهفته است، من میخواهم سرزمینم را پس بگیرم.
روايات متعدّدى از امامان معصوم در ترغيب و تشويق مردم به زيارت حضرت فاطمه معصومه(سلامالله علیها) و اجر و ثواب عظيمى كه بر زيارت بانوی کرامت مترتّب شده، نقل گردیده است.
*حرم اهلبیت(ع)
حضرت صادق عليهالسّلام فرمودند: اِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ اِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ مَدينَةُ وَ اِنَّ لأميرَالْمُؤمِنينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ اِنَّ لَنا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةِ قُمْ وَ سَتُدْفَنُ فيها اِمْرَأةٌ مِنْ اَوْلادى تُسَمَّى فاطِمَةُ فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةَ. قالَ عليهالسّلام ذلِكَ وَ لَمْ تَحْمِلْ بِمُوسى اُمُّه؛
براى خدا حرمى است و آن مكّه است و براى رسول خدا (ص) حرمى است و آن مدينه است و براى اميرالمؤمنين حرمى است و آن كوفه است و براى ما حرمى است و آن شهر قم است و به زودى خانمی از اولاد من به نام فاطمه در آن سرزمين دفن مىشود، پس هركس او را زيارت كند، بهشت بر او واجب خواهد شد. مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، ج 99، ص 267،
اهميّتمقام اين بانوىمكرّمه و عنايتخاصّى كه روىزيارتآنحضرتاست از اينروايت بهخوبى ظاهرمىشود،زيرا:
اوّلاً زمانى امام صادق عليهالسّلام از فاطمه معصومه(س) و زيارت او سخن مىگويد كه هنوز انعقاد نطفه پدر بزرگوار او نشده، چه رسد به خود او.
ثانياً از دفن فاطمه معصومه(عليهاالسّلام) در قم اطّلاع مىدهند و ظاهراً به همين لحاظ قم را حرم امامان قلمداد مىكند در حالى كه شهرهاى متعددی داريم كه مدفن امامزادگان والامقام و بلكه مدفن امامان است، ولى اين وجهه و عنوان را پيدانكردهاند كه حرم امامان باشند.
ثالثاً وعده صريح و قطعى بهشت به زائران قبر حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها داده است.
و اين روايت به سند ديگرى نيز آمده و در آنجا عبارت چنين است كه: حضرت صادق عليهالسّلام مىفرمايند: اِنِّ زيارَتَها تَعْدِلُ الْجَنَّهَ؛ زيارت فاطمه معصومه سلاماللَّهعليها معادل و همطراز بهشت است. مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، ج 99، ص 267.
ابن قولويه متوفّاى سال 367 هق كه استاد شيخ مفيد اعلىاللَّهمقامه بوده نقل كرده است سعدبنسعد گفته: من از حضرت اباالحسن، امام رضا عليهالسّلام راجع به زيارت فاطمه سلاماللَّهعليها، دختر حضرت موسى بن جعفر عليهالسّلام پرسش كردم. حضرت فرمودند: مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّة؛ هركس او را زيارت كند، بهشت براى اوست. كامل الزّيارات، ص 324،
و نيز از ابن الرّضا، حضرت جواد عليهالسّلام نقل كرده كه فرمودند: مَنْ زارَ عَمَّتى بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّة؛ كسى كه قبر عمّهام را در قم زيارت كند، بهشت براى اوست.
از تعبير «عَمَّتى» كه در روايت حضرت جوادالائمه عليهالسّلام آمده به ذهن تداعى مىشود كه امام جواد عليهالسّلام به داشتن چنين عمّه محترمهاى افتخار مىكند و از اينرو به جاى ذكر نام آن بانوی عظیمالشأن، عنوان عاطفى و زيباى «عمّهمن» را بهكار مىبرد.

علّامه مجلسى رضواناللَّهعليه مىگويند: در بعضى از كتب و روايات ديدم كه علىبنابراهيم از پدرش از سعد نقل كرده كه حضرت على بن موسى الرضا عليهالسّلام فرمودند: يا سَعْدُ عِنْدَكُمْ لَنا قَبْرٌ؛ براى ما در نزد شما قبرى است. عرضكردم: جانمفدايت، منظورتان قبر فاطمهبنتموسىعليهماالسّلاماست؟ فرموند:نَعَمْ،مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُالْجَنَّةُ. مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، ج 99، ص 265-266.
آرى، منظورم همان است، كسى كه او را با شناخت حق و مقامش زيارت كند، بهشت از براى اوست.
*نکات لطیف این روایت
1- طبق اين روايت، حضرت امام رضا عليهالسّلام ابتداءً به سعد كه قمى بوده فرمودهاند: براى ما در نزد شما قبرى است. عبارت چنانست كه گويى اين قبر مال همه امامان و براى خاندان عصمت و طهارت است و همگى بدان توجّه و عنايت دارند.
2- در اين روايت نيز وعده بهشت در مقابل زيارت حضرت معصومه سلاماللَّهعليها داده شده است.
3- در خصوص اين روايت براى فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها قيد شده است كه: عارِفاً بِحَقِّها؛ اگر با معرفت مقام والا و شناخت عالى نسبت به آن بانوى مكرّمه وى را زيارت كند، بهشت از براى اوست.
و طبق اين تعبير، هنگامى بهشت جزا و پاداش زيارت حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها است كه زائر، عارف به مقام شامخ و مرتبه رفيع و منيع آن بزرگوار باشد.
بنابراين بايد كوشش كرد كه قبل از زيارت آن حضرت، شناختى نسبت به او پيدانمود و بايد زائر، آشناى به جلالتقدر و منزلت رفيع وى در نزد خداى متعال شود تا به چنين فوز عظيم و مرتبه والايى نايل گردد.
مطلب بسيار مهم و چشمگيرى كه در اين روايات آمده است و قدر مشترك و جامع بين همه آنهاست، وعده بهشت به زائران قبر شريف حضرت فاطمه معصومه سلاماللَّهعليها است. وعده صريح و آشكار به بهشت در مقابل زيارت حضرت معصومه سلاماللَّهعليها در لسان مبارك سه امام معصوم و مفترضالطاعة عليهمالسّلام آمده است:
حضرت امام صادق عليهالسّلام اين وعده را دادند، حضرت امام رضا عليهالسّلام نيز تصريح به اين وعده فرمودند و بالاخره حضرت جواد عليهالسّلام نيز زائران قبر عمهشان را نويد به بهشت دادند.
بر اساس اين روايات شريفه و اخبار عديده، استحباب زيارت مرقد منوّر حضرت فاطمه معصومه عليهاالسّلام جاى اندك ترديدى ندارد و خود مطلبى روشن و واضح است.
*زیارت حضرت معصومه مسلم است
زعيم شيعه مرحوم آيتاللَّهالعظمى گلپايگانى اعلىاللَّهمقامه نيز در جواب يكى از استفتائاتى كه از ايشان شده، بدين موضوع تصريح كردهاند و متن سؤال و جواب اين است:
سؤال: آيا مىتوان گفت زيارت حضرت معصومه عليهاالسّلام در قم با ادلّه اجتهادى ثابت است، بدين ترتيب آيه
وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ...؛
حديث: مَنْ زارَ فاطِمَةُ بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛
اجماع: اتفاق همگى علماى شيعه از گذشته تا كنون؛
سيرهتمامى مردم شيعه از قديم تا حال؟
جواب: بسم اللَّه الرحمن الرحيم. استحباب زيارت حضرت معصومه سلاماللَّهعليها، از نظر روايات مسلّم است و حاجتى به استدلال به ادلّه مذكور نيست. واللَّهالعالم. 24/ج2 /1408
مطلبى را در اينجا براى اكمال بحث اضافه مىكنيم و آن اين است كه مرحوم شيخ صدوق عليهالرّحمة در كتاب ثوابالاعمال و نيز ابن قولويه در كتاب كامل الزّيارات و علّامه مجلسى در بحارالانوار اوّلاً زيارت حضرت معصومه سلاماللَّهعليها را ذكر كردهاند و سپس به نقل روايت زيارت حضرت عبدالعظيم حسنى عليهالسّلام پرداختهاند.
و اين مراعات تقديم و تأخير آن هم در كتابهاى علماى كمنظير در عالم تشيّع اسرارى را كشف مىكند و حاكى از آنست كه حضرت معصومه سلاماللَّهعليها بر حضرت عبدالعظيم - با تمام جلالت قدرش - تقدّم و ترجيح دارد، با آنكه حضرت عبدالعظيم علاوه بر شرافت امامزاده بودن، محدث نيز بوده است و از جمله راويان معروف اخبار امامان معصوم صلواتاللَّهعليهماجمعين به شمار مىرود.
آرى، حضرت معصومه سلاماللَّهعليها علاوه بر مقامات معنوى، فرزند بلاواسطه حضرت موسى بن جعفر، امام كاظم عليهالسّلام است وليكن حضرت عبدالعظيم عليهالسّلام با چهار واسطه به امام مجتبى عليهالسّلام مىپيوندد.
آیتالله علی کریمی جهرمی

دكترحداد عادل اين جوابيه را در واكنش به برخي تهمتهاي مطرح شده از سوي عبدالكريم سروش، ذيل مقاله «بیا کاین داوریها را به نزد داور اندازیم» نگاشته است كه در آن با توهين به دكتر رضا داوري اردكاني، از وي به عنوان «پوپرستيز» ياد كرده و از انتقادات اين جريان فكري نسبت به جريان موهوم روشنفكري ديني به ستوه آمده است.
عبدالکریم سروش در ذيل اين مقاله با متهم كردن حداد عادل به سرقت ادبي، نداشتن تاليفات تحقيقي علمي در حوزه فلسفه، نداشتن صلاحيت تدريس در دانشگاه، تقلب در انتخابات براي راهيابي به مجلس ششم و همراهي با فرح، تلاش كرده است تا شان علمي وي را تقليل دهد.
در واكنش به اين اتهامات، حداد عادل با انتشار جوابيهاي به هر كدام از شبهات به صورت مجزا پاسخ داده و با مستنداتي غيرقابل خدشه دروغ بودن مدعيات عبدالكريم سروش را اثبات كرده است.
در ادامه متن كامل اين جوابيه مستند را ميخوانيد:

عبدالكریم سروش سالهاست به من و بسیاری دیگر ناسزا میگوید و من، اگرچه سالهاست درقبال ناسزاهای او سكوت كردهام، این بار میخواهم سكوت خود را بشكنم.
او، در تاریخ 23 آبان ماه 1391، مقالهای تحت عنوان «بیا كاین داوریها را به نزد داور اندازیم» نوشته و توضیح داده است كه «این یادداشت به مناسبت روز جهانی فلسفه، به مأموریت جدید پوپرستیزان در ایران میپردازد». مقاله سروش مفصّل است و یكسره به فحّاشی و ناسزاگویی به دكتر رضا داوری اردكانی اختصاص دارد، كه چرا «پوپرستیزی» كرده و از روشنفكری دینی انتقاد میكند.
...

آنه ماری شیمل (Annemarie Schimmel) یکی از معدود مستشرقانی بود که بسیاری از وجوه تاریخ اسلام را با انصاف نگریسته است به گونه ای که برخی او را عاشق جهان تلقی می کنند. عاشقی که هزینه عشق خود به جهان اسلام را نیز پرداخته است.
شیمل در هفتم آوریل ۱۹۲۲ در ارفورت آلمان در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. خواندن یک داستان عربی در کودکی جرقه ای شد که زندگی آینده او را رقم زد. در سن پانزده سالگی عاشقانه زبان عربی را آموخت در سال۱۹۴۶ در دانشگاه ماربورگ به درجه استادی رسید، اما به خاطر اینکه دختری جوان بود نه در ماربورگ بلکه در دانشگاه آنکارا و به زبان ترکی مشغول تدریس شد. او علاوه بر ترکی، عربی، فارسی، اردو و بیشتر زبان های هند و اروپایی را آموخت. در سال ۱۹۵۱ بار دیگر در تاریخ ادیان دکتری گرفت و در سال ۱۹۶۱ به عنوان استاد دانشگاه بن منصوب شد. وی در هاروارد، کمبریج و دانشگاه های ترکیه، ایران، پاکستان و افغانستان نیز تدریس داشته است. بی نظیر بوتو نخست وزیر مقتول پاکستان یکی از شاگردان وی به شمار می رود.
شمیل و سلمان رشدی
شیمل جایزه های متعددی را در طول حیات علمی خود دریافت کرد. جایزه سالیانه صلح که هر ساله پیش از نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت به اندیشمندان و متفکران آلمانی اهدا می شود در سال ۱۹۹۵ به شیمل اختصاص یافت.
مصاحبه گر تلویزیون پس از دریافت این جایزه به سراغ شیمل آمد و از او پیرامون سلمان رشدی سؤال کرد. شیمل در پاسخ به این پرسش به قول معروف بر خلاف جهت آب شنا کرد، و شجاعانه طرف جهان اسلام ایستاد، با آنکه فضای اروپا به گونه ای دیگر با این مسئله برخورد می کرد.
وی کارهای سلمان رشدی را نوشته هایی سطحی که برای خوش آمد غرب نوشته شده اند تلقی کرد. شیمل اظهار داشت که سلمان رشدی با کتاب زشتش احساس مسلمانان و حتی خود او را آزده است. پس از این مصاحبه تلویزیونی بود که مدافعان سلمان رشدی یورش خود علیه این بانوی منصف را آغاز کردند. لودگر لوتکهاوس در تاریخ ۱۱ می ۱۹۹۵ طی مقاله ای در روزنامه SUED – DEUTSCHE ZEITUNG سخت بانوی شرق شناس را مورد هجمه قرار داد پس از او گیرنوت روته استاد دانشگاه هامبورگ طی مقاله ای در روزنامه DIE ZEIT به تاریخ دوازه می ۱۹۹۵خواستار پس گرفتن جایزه صلح از شیمل شد. شیمل طی مصاحبه ای با مجله اشپیگل که در ۲۲ می ۱۹۹۵ منتشر شد اظهار داشت: من با نگارش۸۰ کتاب تلاش کردم تا تصویری صحیح از اسلام را به خواننده اروپایی منتقل سازم، من این را یک فعالیت سیاسی قلمداد می کردم، من زندگیم را مصروف ایجاد تفاهم میان غرب و شرق کردم. در این بین البته کسانی همچون پروفسور اشتفان فیلد رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه بن از شیمل دفاع کرد. رئیس جمهوری سابق آلمان رومان هرتزوک نیز در مراسم گرامیداشت شیمل گفت: اگر شیمل نبود آلمانی ها نمی فهمیدند تصویری که از اسلام به آن ها ارائه می شود صحیح نمی باشد.
وی آثار بسیاری پیرامون اسلام به نگارش درآورد که یکی از آخرین نوشته هایش در سال ۲۰۰۲ به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اختصاص یافت. وی این کتاب را با اقتباس از لفظ شهادت دوم شهادتین .. وان محمدا رسول الله نام نهاد و در صدر کتاب رباعی ای به زبان اردو از یک شاعر هندو می آورد با این مضمون: شاید کافر باشم شاید هم مومن که علم این امر تنها نزد خداوند است، اما می خواهم خود را چونان بنده ای پاکباز نذر کنم، نذر آقای بزرگ شهر، محمد رسول الله… شیمل به جهت این اندیشه ها مورد بسیار مورد هجوم قرار می گرفت اما در پاسخ می گفت که من وی را دوست می دارم.
سرانجام آنه ماری شیمل در سال ۲۰۰۳ در سن بیشتر از هشتاد سال وفات یافت. یک استاد میهمان عرب زبان در دانشگاه بن به نام محمد ابوالفضل بدران می نویسد که وقتی خبر وفات شیمل را دریافت کردم به یاد روزی افتادم که وی مرا به خانه خود دعوت کرد، خانه ای که پر بود از نشانه های شرقی و اسلامی. وقتی شیمل چای و خرما برای من آورده بود از وی پرسیدم چگونه تمام این حمله های رسانه ای را تحمل می کنی؟ وی لبخندی زد و گفت من به این هجمه های رسانه ای اهمیت نمی دهم چرا که این ها از روی کینه می نویسند، و فرد کینه توز زیبایی را نمی بیند، اما من درباره دوستی و حق می نویسم، من دوستدار جهان اسلام هستم و تا لحظه مرگ دوستدار آن خواهم ماند.
شیمل و صحیفه سجادیه
شمیل در جایی پیرامون ادعیه اسلامی به ویژه صحیفه سجادیه می گوید: من خود همواره دعاها، احادیث و اخبار اسلامی را از اصل عربی آن میخوانم و به ترجمهای مراجعه نمیکنم. من خودم بخشی کوچک از کتاب صحیفه سجادیه را به آلمانی ترجمه و منتشر کردهام، قریب هفت سال پیش وقتی مشغول ترجمه دعای رؤیت هلال ماه رمضان و دعای وداع با آن ماه بودم، مادرم در بیمارستان بستری بود و من که به او سر میزدم پس از آنکه او به خواب میرفت در گوشهای از آن اتاق به کار پاکنویس کردن ترجمهها مشغول میشدم. اتاق مادرم دو تختی بود. در تخت دیگر خانمی بسیار فاضله بستری بود که کاتولیکی مؤمن و راسخ العقیده و حتی متعصب بود. وقتی فهمید که من دعاهای اسلامی را ترجمه میکنم، دلگیر شد که مگر در مسیحیت و در کتب مقدسه خودمان کمبودی داریم که تو به ادعیه اسلامی روی آوردی!؟ وقتی کتابم چاپ شد یک نسخه برای او فرستادم. یک ماه بعد او به من تلفن زد و گفت: صمیمانه از هدیه این کتاب متشکرم، زیرا هر روز به جای دعا آن را میخوانم. وی می افزاید: ” ]امام[ زینالعابدین ]ع[ برای بسیاری از مردم جهان غرب کارساز است.