سخنراني حاج آقا پناهيان در دانشگاه امام صادق(ع) / شب دوم + دانلود




سخنراني حاج آقا پناهيان در دانشگاه امام صادق(ع) / شب اول + دانلود




شمر 1400 سال پیش مرد ، شمر امروزت را بشناس!


 امشب شب سوم محرم بود ; شب حضرت رقیه (س) ... 

 به این تصویر خوب دقت کنید 

 کودک مظلوم فلسطینی یاد آور دختر 3 ساله ابا عبد الله الحسین (ع) است 

 و رژیم بچه کش اسراییل و صهیونیستهای جنایتکار همان یزیدیانند 

 بقول شهید مطهری : شمر 1400 سال پیش مرد ، شمر امروزت را بشناس! 

اثبات‌ وجود حضرت‌ رقيه توسط ميرزا جواد تبريزي


استاد الفقهاء والمجتهدین میرزا جواد تبریزی (ره) فرمود: مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین(علیهما السلام) در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت امام حسین(علیه السلام) نشانى را از خود در شام به یادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت(علیهم السلام) و حوادث آن پردازند، این دختر خردسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران خردسال نیز بوده اند.

ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه(علیها السلام) در این مکان شهرت قائم است، حضرت(علیها السلام) در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت، (نگویید خردسال است) على اصغر(علیه السلام) که کودک شیرخوارى بود، داراى آن مقامى است که روبروى حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا دفن گردید، گفته اند که دفن وى در این مکان نشان از آن دارد که در روز حشر حضرت(علیه السلام) این کودک (على اصغر(علیه السلام)) خردسال را به دست خواهد گرفت و نشان خواهد داد.

دفن این طفل خردسال (حضرت رقیه(علیها السلام)) در شام گواه بزرگ و نشان قوى از اسارت خاندان طهارت، و ستم روا داشته بر ایشان دارد، آن ستمى که تمام پیامبران از آدم تا خاتم بر آن گریستند، تا آنجا که خدا عزاى امام حسین(علیه السلام)را بر آدم خواند، از این رو احترام این مکان لازم است، به سخنان فاسد گوش فرا ندهید، و به سخنان باطلى که مى گویند: رقیه(علیها السلام)طفلى خردسال بیش نبود، گوش فرا ندهید، مگر على اصغر(علیه السلام)کودک خردسال نیست که در روز قیامت شاهدى خواهد بود، و موجب آمرزش گنهکاران شیعه خواهد شد ان شاء الله تعالى.

بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه(علیها السلام)) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بیهوده اى که از گمراهى شیاطین است، گوش فرا ندهند و اعتنایى نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین(علیه السلام)(رقیه(علیها السلام)) به خداوند متعال تقرب مى جوییم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند.

نتیجه کلام: مجرد شهرت در ثبوت پاره اى از موضوعات خارجى کافى است و لذا اثبات قبر حضرت رقیه، بنت الحسین(علیهما السلام)، نیازى به اقامه بینه وجود ندارد بلکه صرف شهرت در اثبات آن مکان شریف کافى است.

برنامه‌های سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان در دهه اول ماه

همزمان با فرارسیدن ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، هیآت، دسته‌ها و تکایای عزاداری در جای جای میهن اسلامی‌‌ برپا می‌شود.

برنامه‌های سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان همچون سال‌های گذشته در دهه اول ماه محرم برگزار می‌شود که به شرح ذیل است:



* مسجد دانشگاه تهران

موضوع: سبک زندگی کجای دین ماست؟

زمان: از شنبه 27 آذر(روز دوم محرم) تا یکشنبه 5 آذر(روز عاشورا)، به جز جمعه 3 آذر

ساعت شروع مراسم: بعد از نماز ظهر و عصر، البته در تاسوعا و عاشورا در ساعت 10 صبح

مکان: خیابان 16 آذر، مسجد دانشگاه تهران



* دانشگاه امام صادق(ع)

موضوع: رازهای عاشورا؛ راه سلوک،رمز ظهور

زمان: از شب اول محرم(25 آبان) به مدت 10 شب

ساعت شروع مراسم: بعداز نماز مغرب و عشا

مکان: بزرگراه شهید چمران، پل مدیریت، مسجد دانشگاه امام صادق(ع)



* هیئت محبین دانشگاه هنر

زمان: از شنبه 2 آذر(شب هشتم محرم) تا شنبه 11 آذر

ساعت شروع مراسم: ساعت 10 شب

مکان: خیابان ولی‌عصر(عج)، بعد از چهارراه ولی‌عصر(عج)، دانشگاه هنر



* مهدیه تهران

موضوع: مقتل خوانی

زمان: روز عاشورا

ساعت شروع مراسم: بعد از نماز ظهر و عصر

مکان: خیابان ولی عصر(عج)، بعد از خیابان مولوی، مهدیه تهران

سخنراني پناهيان در دانشگاه امام صادق(ع) / شب اول + دانلود




توصیه‌های میرزا جوادآقا ملکی تبریزی برای دهه اول محرم

میرزا جوادآقا ملکی تبریزی از عارفان و سالکان طریق الهی که یک قرن پیش به رحمت ایزدی پیوست، توصیه‌هایی را برای درک بهتر ایام سوگواری امام حسین علیه‌السلام در ماه محرم دارد.

جناب میرزا می‌نویسد: از امور مهم ماه محرم این است که نسبت به هر یک از دوست‌داران آل محمد به حکم ولایت، وفا و ایمان به خداوند و رسول(ص) شایسته است که در ده روز اول محرم، تغییر حال داده، در قلب، صورت و هیئتش، آثار اندوه از جهت مصیبت‌های بزرگ و آن ماتم‌های فراوان - که به خاندان جلیل پیش آمده است - ظاهر شود و در نتیجه مقداری از لذت‌ها و خوشی‌های خود، اعم از خوردن و نوشیدن، بلکه حتی خواب و سخن گفتن را کنار بگذارد و به مانند کسی باشد که نسبت به پدرش یا فرزندش مصیبتی وارد شده است.

یکی از فرزندان کوچک خودم را مشاهده کردم که در ده روز نخست این ماه، نان خالی خورده و از تناول خورشتی دیگر با آن امتناع می‌ورزید حال آنکه از کسانی که می‌شناختم، کسی چنین تکلیفی به او نکرده بودند. فهمیدم که حب درونی، او را به این کار وادار کرده است.

اگر کسی نتواند که در تمام 10 روز نخست ماه محرم این کار را انجام دهد، دست کم، روز عاشورا و تاسوعا و شب یازدهم ماه، ترک لذت‌ها را عادت خود کند و تا جایی که مقدورش است در هر 10 روز نخست اول ماه، به خواندن زیارت معروفه عاشورا مداومت نشان دهد و در روز دهم تا عصر آن روز از خوردن و نوشیدن استنکاف کند، بلکه حتی از سخن گفتن و ملاقات برادرانش هم پرهیز کند، جز در مقام ضرورت و آن را «روز اندوه و گریه و زاری» خود قرار دهد.

* برپایی مجالس عمومی و فردی عزاداری اباعبدالله برای دوری از ریا

و اگر برایش مقدور باشد، در خانه‌اش برای امام حسین(ع) خالصانه عزا برپا دارد و اگر نتواند در مسجدها یا خانه‌های دوستان و شیعیان به این کار بپردازد و آن را از دیده مردمان بپوشاند، تا از بلای «ریا» در عزاداری دور باشد و به اخلاص نزدیک‌تر شود و باقی را به صورت تنهایی و در خلوت به عزا مشغول شده و در گریه و اندوه، نیت و قصدش مواسات و یاری رسانی به اهل‌بیت علیهم‌السلام باشد و آنچه از طرف دشمنان، از صدمه‌های ظاهری بر آن حضرات وارد شده است.

ولی، از این نکته غافل نباشد که هر چند در ظاهر به امام حسین(ع) صدمه‌ها و مصیبت‌هایی رسید که نظیرش به هیچ یک از پیامبران و اوصیا، بلکه حتی به هیچ فردی از افراد عالم نرسیده است و ما نشنیده‌ایم که چنین چیزی به احدی رسیده باشد، خصوص عطش و تشنگی که به حضرتش وارد شد و از الفاظ و احادیث قدسی و غیر آن چنین استفاده می‌شود که عقل‌ها تحمل چنین امری را ندارد و مصیبت او به جهت شهیدانی که از خاندان او به درجه شهادت نایل شدند و صدمه‌هایی که به خاندان و حرم او وارد آمد و چنین بود که گویی با حبیب و خدای خود عهد بسته بود که در راه رضای او، به هر نوع کشته‌شدنی که دیگر کشته شدگان آنگونه کشته شده‌اند، اعم از بریدن سر و بریدن گردن و گلو و قتل و اسارت و گرسنگی و تشنگی و حزن و اندوه‌ها و غیر آن تن دهد.

* تأثیر دعای پیش از وقت برای کفایت امور مهم و روا شدن حاجت‌ها

پس، هر کس که خود را از دوستداران آن امام معصوم می‌داند، باید که اندوهش را ظاهر نموده و ناله کند و ناله‌اش در مقام آرزوی یاری رساندن به سید سیدها رسول اکرم(ص) باشد و تا آنجا برسد که با این مصیبت عظیم در تناسب باشد و چنین باشد که گویا آن مصیبت‌های دلخراش بر خود وی و عزیزان و فرزندانش و اهل و خانواده‌اش وارد آمده است.

سپس، با زبان حال و صدق نیت چنین بگوید: ای سید و سالار من! کاش در این بلیه‌ها و همه این غم‌ها و مصیبت‌ها فدای خود می‌گشتم! و کاش اهل و فرزندان من به عوض اهل و فرزندان تو قربانی و اسیر می‌شدند. ای کاش همراه تو می‌بودم و در جوار تو کشته شده و همراه رستگار شدگان، رستگار می‌شدم، رستگاری بزرگ!

و اگر حال درونی و واقعی‌ات، حتی به حقیقت چنین تمنا و آرزویی نیز گواه و شهادت نمی‌دهد، پس در مقام علاج بیماری قلبت برآ و از حب و دوست‌داری این دنیای پست دون و چسبیدن به این زندگی در این دنیای بی‌مقدار و اغترار به مواد خوش خدّ و خال این دنیای پر از دروغ و مکر بترس و کناره‌گیری کن و در خصوص آنچه خداوند متعال در کتاب کریم خود، یهود را با آن مخاطب نموده است، تامل کن!

از امور مهم این ماه، دعای روز اول ما است. چون این روز، روز نخست سال قمری است، لازم است که بنده مراقب، از روی صدق تامل به خرج دهد، خصوصا برای طلب عافیت و مصون ماندن از آفت‌های دینی در آن سال و از خداوند طلب صلاح حال سالانه و جلب خیرها کند، از روی رحمش! که همانا دعای پیش از وقت برای کفایت امور مهم و قضا شدن حاجت‌ها اثری خاص دارد و دعایی که سید بن طاووس در کتاب «الاقبال» در خصوص این روز مهم روایت کرده است، برای این جهت‌ها، دعایی است که کامل و نیکو.

* خواندن نمازی که پاداش آن همانند انجام عمل خیر در تمام سال است

و افضل آن است که در همان شب نخست، از سه نمازی که وارد شده است، یکی از نمازها را به جا بیاورد و طبق آمادگی قلبی خود، به درگاه بی‌نیازی خداوندی رو کند و دست کم دو رکعت نماز به جا بیاورد، به این ترتیب: در هر رکعت، یک حمد و یازده مرتبه سوره «توحید» بخواند و دعای روایت شده در «الاقبال» سید را که حضرت رسول اکرم(ص) پس از این دو رکعت نماز می‌خواند، تلاوت کند و همچنین صبح آن روز را روزه بگیرد. حضرت فرموده است:

هر کس این نماز را به جای آورده و این دعا را بخواند، چنان است که گویا تمام سال به عمل خیر ادامه داده است و از این رو، تمام آن سال، تا سال بعدی محفوظ خواهد ماند و اگر مرگش پیش از اتمام آن سال فرا برسد، وارد بهشت می‌شود.

همچنین، روز سوم محرم را نیز روزه بگیرد. چنین وارد آمده است که حضرت یوسف(ع) در آن روز، از چاه خارج شد و هر کس که آن روز را روزه بگیرد، خداوند متعال غم و اندوهش را زائل کرده و مشکلات را برایش سهل و آسان می‌کند.

استحباب روزه داشتن تمام ماه نیز در روایات وارد شده است، خصوص روزه روز نهم و دهم ماه، ولی بهتر است که شخص روزه گرفتن در عاشورا را ترک کند اما تا هنگام عصر از هر نوع خوردن و آشامیدن استنکاف کند و هنگام عصر، به جهت خلاصی یافتن امام حسین علیه‌السلام و نیز اصحاب آن حضرت از هم‌های این دنیای پست و بی‌ارزش و سعادتشان و وصولشان به مطلوب‌شان که لقاءالله بوده است، افطار کند. چنین به نظر می‌رسد که شاید علت در سبک شدن هم‌ها و غم‌های عزاداران عاشورا در عصر عاشورا، همین مسئله سعادت شهیدان و رسیدن آن به مطلوب‌شان باشد.

دعای «زکریا» در روز اول محرم

نخستین روز از ماه محرم‌الحرام، روزی است که دعای زکریای نبی علیه‌السلام به اجابت رسید و خداوند متعال در حالی که زکریا سنین پیری را سپری می‌کرد فرزندی به نام «یحیی» را به او بخشید.

به همین بهانه، گذری بر تفسیر آیات 38 تا 41 سوره مبارکه «آل عمران» از تفسیر نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی داشته‌ایم که به بیان جریان چگونگی اجابت دعای حضرت زکریا(ع) پرداخته است.

«هُنَالِک دَعَا زَکرِیَّا رَبَّهُقَالَ رَب هَب لى مِن لَّدُنک ذُرِّیَّةً طیِّبَةًإِنَّک سمِیعُ الدُّعَاءِ، فَنَادَتْهُ الْمَلَئکَةُ وَ هُوَ قَائمٌ یُصلى فى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشرُک بِیَحْیى مُصدِّقَا بِکلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ سیِّداً وَ حَصوراً وَ نَبِیًّا مِّنَ الصلِحِینَ‏، قَالَ رَب أَنى یَکُونُ لى غُلَمٌ وَ قَدْ بَلَغَنىَ الْکبَرُ وَ امْرَأَتى عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِک اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشاءُ، قَالَ رَب اجْعَل لى ءَایَةً قَالَ ءَایَتُک أَلا تُکلِّمَ النَّاس ثَلَثَةَ أَیَّامٍ إِلا رَمْزاًوَ اذْکُر رَّبَّک کثِیراً وَ سبِّحْ بِالْعَشىّ‏ِ وَ الابْکارِ»

آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت پروردگارا از جانب خود فرزندى پاک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایى، پس در حالى که وى ایستاده [و] در محراب [خود] دعا مى‏کرد فرشتگان او را ندا دردادند که خداوند تو را به [ولادت] یحیى که تصدیق کننده [حقانیت] کلمة الله [عیسى] است و بزرگوار و خویشتندار [=پرهیزنده از آنان] و پیامبرى از شایستگان است مژده مى‏دهد. گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى که پیرى من بالا گرفته است و زنم نازا است [فرشته] گفت [کار پروردگار] چنین است ‏خدا هر چه بخواهد مى‏کند. عرض کرد: پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده! گفت: نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهى گفت.

توضیحات

همسر زکریا و مادر مریم خواهر یکدیگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقیم بودند هنگامى که مادر مریم ازلطف پروردگار، صاحب چنین فرزند شایسته‏اى شد و زکریا اخلاص و سایر ویژگی‌هاى شگفت‏آور او را دید آرزو کرد که او هم صاحب فرزندى پاک و با تقوا همچون مریم شود فرزندى که چهره‏اش آیت و عظمت خداوند باشد و با اینکه سالیان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود و از نظر معیارهاى طبیعى بسیار بعید به نظر مى‏رسید که صاحب فرزندى شود ولى ایمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود میوه‏هاى تازه در غیر فصل، در کنار محراب عبادت مریم، قلب او را لبریز از امید ساخت که شاید در فصل پیرى، میوه فرزند بر شاخسار وجودش آشکار شود.

به همین دلیل هنگامى که مشغول نیایش بود از خداوند تقاضاى فرزند کرد و آن گونه که قرآن در نخستین آیه فوق مى‏گوید: در این هنگام زکریا پروردگار خویش را خواند و گفت: پروردگارا! فرزند پاکیزه‏اى از سوى خودت به من عطا فرما که تو دعا را مى‏شنوى و اجابت مى‏کنى «هُنَالِک دَعَا زَکرِیَّا رَبَّهُقَالَ رَب هَب لى مِن لَّدُنک ذُرِّیَّةً طیِّبَةًإِنَّک سمِیعُ الدُّعَاءِ».

در این موقع فرشتگان به هنگامى که او در محراب ایستاده و مشغول نیایش بود وى را صدا زدند که خداوند تو را به یحیى بشارت مى‏دهد، در حالى که کلمه خدا (حضرت مسیح) را تصدیق مى‏کند و آقا و رهبر خواهد بود و از هوى و هوس بر کنار و پیامبرى از صالحان است «فَنَادَتْهُ الْمَلَئکَةُ وَ هُوَ قَائمٌ یُصلى فى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشرُک بِیَحْیى مُصدِّقَا بِکلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ سیِّداً وَ حَصوراً وَ نَبِیًّا مِّنَ الصلِحِینَ‏».

زکریا از شنیدن این بشارت به وسیله فرشتگان، غرق شادى و سرور شد و در عین حال نتوانست شگفتى خود را از چنین موضوعى پنهان کند، عرض کرد: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد در حالى که پیرى به من رسیده و همسرم نازاست «قَالَ رَب أَنى یَکُونُ لى غُلَمٌ وَ قَدْ بَلَغَنىَ الْکبَرُ وَ امْرَأَتى عَاقِرٌ».

در اینجا خداوند به او پاسخ داد و فرمود: اینگونه خداوند هر کارى را که بخواهد انجام مى‏دهد «قَالَ کَذَلِک اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشاءُ».

* نشانه اجابت دعای زکریا چه بود؟

و با این پاسخ کوتاه که تکیه بر نفوذ اراده و مشیت الهى داشت، زکریا قانع شد و در حقیقت مى‏خواست در اینجا ایمانش به مرحله شهود برسد و همانند ابراهیم که ایمان به معاد داشت و تقاضاى شهود مى‏کرد مى‏خواست به چنین مرحله‏اى از اطمینان نائل شود و این طبیعى است که هر انسانى هنگامى که با مسئله‏اى بر خلاف قوانین طبیعت مواجه مى‏شود در فکر فرو مى‏رود و تمایل پیدا مى‏کند که یک نشانه حسى براى آن بیابد.

در اینجا زکریا از خداوند تقاضاى نشانه‏اى بر این بشارت بزرگ مى‏کند و چنانکه گفتیم نه به خاطر عدم اعتماد بر وعده‏هاى الهى، بلکه براى تاکید بیشتر و اینکه ایمان او به این مطلب ایمان شهودى شود تا قلبش مالامال از اطمینان شود، همانگونه که ابراهیم خلیل تقاضاى مشاهده صحنه معاد براى آرامش هر چه بیشتر قلب مى‏نمود.

زکریا عرضه داشت: پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده «قَالَ رَب اجْعَل لى ءَایَةًقَالَ».

در پاسخ خداوند به او گفت: نشانه تو آن است که سه روز با مردم جز به اشاره و رمز، سخن نخواهى گفت و زبان تو بدون هیچ عیب و علت براى گفت‌وگوى با مردم از کار مى‏افتد «قَالَ ءَایَتُک أَلا تُکلِّمَ النَّاس ثَلَثَةَ أَیَّامٍ إِلا رَمْزاً».

ولى پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت) بسیار یاد کن و هنگام شب و صبحگاهان او را تسبیح‏گوى «وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالإِبْکَارِ».

به هر حال خداوند در خواست زکریا را پذیرفت و سه شبانه روز زبان او بدون هیچ عامل طبیعى از سخن گفتن با مردم باز ماند در حالى که به ذکر خدا مترنم بود، این وضع عجیب، نشانه‏اى از قدرت پروردگار بر همه چیز بود، خدایى که مى‏تواند زبان بسته را به هنگام ذکرش بگشاید قادر است از رحم عقیم و بسته، فرزندى با ایمان که مظهر یاد پروردگار باشد به وجود آورد و از اینجا رابطه این نشانه با آنچه زکریا مى‏خواست روشن مى‏شود.

بعضى از مفسران گفته‏اند: احتمال دارد که این خوددارى از سخن گفتن با مردم جنبه اختیارى داشته و زکریا به فرمان خدا مأمور بوده که در این سه روز، زبان جز به ثناى الهى نگشاید و به اصطلاح مامور به روزه سکوت بود که در بعضى از امم پیشین وجود داشته است.

آخرین جمله ی امام حسن مجتبی علیه السلام ...



محمد بن شهر آشوب مي‏نويسد: حکايت شده است که وقتي امام حسن عليه‏ السلام در آخرين لحظات عمرش بود. امام حسين عليه‏ السلام به او گفت: برادر جان! مي‏خواهم از حال تو آگاه شوم. امام حسن عليه‏ السلام فرمود: از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله شنيدم مي‏فرمود:

«لا يفارق العقل منا اهل البيت مادام الروح فينا، فضع يدک في يدي حتي اذا عاينت ملک الموت اغمز يدک» تا وقتي که روح در بدن ماست، عقل از ما جدا نمي‏شود، پس دستت را به دست من بده تا هنگامي که فرشته‏ ي مرگ را ديدم به دستت فشار دهم. امام حسين دستش را به دست امام حسن داد، ساعتي بيش نگذشته بود که دستش را فشرد، امام حسين عليه‏ السلام گوش خود را به نزديک دهان امام حسن برد حضرت فرمود:

ملک الموت به من گفت: «ابشر فان الله عنک راض و جدک شافع» [1] مژده باد .خداوند از تو خوشنود است و جدت رسول الله شفيع است. در اين هنگام روح حضرت به ملکوت اعلي پيوست و صداي شيون و ناله از خانه حضرت بلند شد و فرزندان و خواهران و خويشاوندان به سوگواري نشستند.

[1] مناقب، ج 4، ص 43.

آه از سرخی شفقی که روز را به شب میرساند و آه از دهر آنگاه که ...

 آه از سرخی شفقی که روز را به شب میرساند

و آه از دهر آنگاه که بر مردا سفلگان میچرخد !!!

اينفوگرافي/ مسير حركت امام حسين(ع)




نسبت دریا و خشکی کره زمین در آیات قرآن

سالهاست که دانشمندان زمین شناس نسبت دریا و خشکی را در کره زمین تعیین کرده اند و این همان حقیقتی است که قرآن کریم 14 قرن پیش عنوان کرده بود.

کلمه "بحر" به معنی دریا به صورت صیغه مفرد آن در 32 آیه از قرآن آمده است . کلمه "بر" نیز به معنای خشکی به صورت صیغه مفرد آن در 12 آیه از قرآن آمده است. در یک مورد نیز کلمه "یبسا" که آن هم معنای خشکی می دهد آمده است که در مجموع در 13 آیه از قرآن کلمه خشکی وارد شده است.

بنابراین در 32 آیه قرآن کلمه دریا و در 13 آیه کلمه خشکی آمده است. مجمع آیاتی که در آنها کلمات دریا و خشکی آمده است (32+ 13) می شود 45 آیه.

حال اگر این اعداد را با نسبت ریاضی بیان کنیم ، نسبتهای زیربه دست می آید : نسبت کلمه دریا در آیات قرآن 71 = 32:45 و نسبت کلمه خشکی در آیات قرآن 29 = 13:45

پس می توان گفت که نسبت کلمات دریا و خشکی در قرآن به ترتیب 71 درصد و 29 درصد است. یعنی در 71% از مجموع 45 آیه از کلمه دریا و در 29% از مجموع 45 آیه از کلمه خشکی استفاده شده است .

حال اگر به سایت سازمان فضانوردی آمریکا ( NASA) مراجعه کنیم و نسبت دریاها و خشکی های زمین را مشاهده کنیم؛ درمی یابیم که نسبت دریاهای زمین 71% و برای خشکیهای زمین 29% ثبت شده و این همان حقیقتی است که 14 قرن پیش قرآن کریم به آن اشاره کرده است.

کتاب ˈروز دهمˈ (THE 10th DAY); بازنگری روز عاشورا به زبان انگلیسی

نویسنده کتاب ˈروز دهمˈ (THE 10th DAY) با طبقه بندی نوین و هدفمند منابع و اطلاعات معتبر و مستندی که درباره قیام امام حسین (ع) وجود دارد، واقعه ˈعاشوراˈ را با نگاهی نو و از زاویه ای متفاوت برای خوانندگانش معرفی می‌کند.

محمد مهدی حاجی پروانه معتقد است؛ شاید این سطرها، قدمی کوچک باشد برای شناختن دوباره مردی که به فرموده پیامبر اسلام(ص): شهادتش، حرارت و شعله ای در دلهای مومنان ایجاد کرده که تا ابد سرد نخواهد شد.

از نظر نویسنده این اثر، الگو، قهرمان، اسطوره یا هرنامی دیگر، فرقی نمی کند؛ نام حسین (ع) فراتر از همه این نام ها و وصف هاست؛ زندگی امام حسین (ع) یک الگوی تمام عیار سبک زندگی دینی است، الگویی که می تواند هرخانواده ای را بهشتی کند.

انتشارات الهدی کتاب ˈروز دهمˈ نوشته محمد مهدی حاجی پروانه و با ترجمه نادر آموزگار در 96 صفحه و در قطع خشتی کوچک با شمارگان 5 هزار نسخه منتشر کرده است.

آقا سید علی آقا قاضی: اگر نماز را تحفظ کردیدهمه چیزتان محفوظ میماند!


اگر نماز را تحفظ کردیدهمه چیزتان محفوظ میماند!

مادر شهیدی که برای فرزندان رزمنده‌اش لباس می‌دوخت ...

در این تصویر خانمی در حال خیاطی است که مادر شهید است. او می‌گفت «فقط یک پسر داشتم که شهید شده و دارم برای پسرهای دیگرم در جبهه‌ها لباس می‌دوزم».

بررسی سناریوی دشمن برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران



ببينيم كه امروز نقشه‌ى دشمن در مورد انقلاب چيست. به تعبير متعارف و رائج، سناريوى دشمن را حدس بزنيم، ببينيم دنبال چيست. اگر توانستيم درست بفهميم، درست حدس بزنيم و در مقابل سناريوى دشمن رفتار و اعمال خودمان را برنامه‌ريزى كرديم، قطعاً دشمن شكست خواهد خورد.
دشمن يك سناريوى جامع و سر و ته دارى را براى نظام اسلامى و براى حركت اسلامى و بيدارى اسلامى تدارك ديده است.
همه‌ى شواهد نشان‌دهنده‌ى اين است كه دشمن امروز بر روى چند نقطه تكيه‌ى اساسى دارد. از واضح‌ترينهايش انسان شروع كند، يكى مسئله‌ى اقتصاد است. به زانو درآوردن كشور از لحاظ اقتصاد، عقب راندن و پس راندن كشور در زمينه‌ى اقتصاد، كه منتهى بشود به فلج پايه‌هاى اقتصادى، منتهى بشود به نوميدى مردم، يكى از كارهاى اساسى است. خب، اين چيز واضحى است؛ خودشان هم اين را دارند بيان ميكنند و ميگويند.
يكى ديگر از قلمهاى واضحِ اساسى، رقيق كردن اعتقادات اسلامى و احساسات اسلامى و رسوخ دادن تفكرات الحادى و شبه‌الحادى از طرق مختلف است؛ اين جزو سياستهاى اينهاست. دستگاه‌هاى گوناگونِ تبليغاتى را با مبالغ كلان، با پيگيرى‌هاى همه‌جانبه و گسترده، در خدمت تغيير فكر جوانان ما به كار ميگيرند. البته اين مخصوص جوانان ما هم نيست. امروز در همين كشورهاى عربى كه اين قيامها و انقلابها اتفاق افتاد، عين همين قضيه دارد با شدت پيگيرى ميشود؛ دارند دنبال ميكنند. ميلياردها دلار خرج كردند براى اينكه بتوانند ذهن و فكر جوانانى كه در فلان ميدان قاهره يا فلان ميدان تونس اجتماع كردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغيير دهند، عوض كنند. اينها اتفاقاتى است كه دارد مى‌افتد. اينها حدس و تحليل نيست؛ اينها اطلاع است. خب، دشمن مشغول است؛ با همه‌ى قوا مشغول است. از اين قبيل كارها به وسيله‌ى دشمن انجام ميگيرد. ترويج فساد هست، ترويج فحشا هست، ايجاد ترديد در عقايد هست.
يك نقطه‌ى ديگر - كه آن هم خيلى واضح است - ايجاد اختلاف بين دستگاه‌هاى مديريت‌كننده‌ى كشور است؛ اين هم يكى از كارهاى اساسى آنهاست. اين مسئله را پنهان هم نميكنند. نه اينكه نميخواهند پنهان كنند؛ پنهان‌كردنى نيست. نوع كار دشمنان در اين قضاياى مهم و كلان و بين‌المللى اقتضاء ميكند كه يك كارهائى را بكنند، يك چيزهائى را بگويند، اظهاراتى را داشته باشند؛ لذا اين تدابير و سياستهاى دشمنان در پرده نميماند. ميخواهند اختلاف ايجاد كنند. اين اختلاف را به هر شكلى بتوانند، تزريق ميكنند؛ ما بايستى بيدار باشيم. اختلاف سليقه، اختلاف نظر، اختلاف عقيده در مسائل سياسى، نبايد به چالش ميان جناحهاى كشور، ميان عناصر كشور منتهى شود. ايجاد دعوا، گريبان يكديگر را گرفتن، ايجاد اختلاف عميق، يكى از كارهاى بسيار بد، بسيار بزرگ و نكوهيده است؛ اين همان چيزى است كه دشمن ميخواهد.
بيانات در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى ۱۳۹۰/۰۳/۰۸

دشمنان ما برنامه‌ريزى ميكنند؛ به خيال خودشان ميخواهند در مقابل اين ملت بزرگ و بااراده، مانع و رادع درست كنند تا اين پيشرفت اتفاق نيفتد؛ اما مطمئن باشند و بدانند همچنان كه از روز اول انقلاب تا امروز تجربه كرديم، در آينده هم دشمنان ما در همه‌ى توطئه‌ها و مكرها و كيدهاى خود شكست خواهند خورد.
بيانات در اجتماع مردم اسفراين‌ ۱۳۹۱/۰۷/۲۲

یكی از تعلیمات مكتب ما این است كه متفق با هم باشیم - هر یك از این گروهها یا هر یك از این افراد كه بر ضد آن رفیق خودش یك كلمه‌ای بگوید، از مكتب خارج شده است و به درد اصل ایران دیگر نمی‌خورد. هر كدام از اینها كه دیگری را بخواهند تضعیف كنند، مجلس بخواهد یكی دیگر را تضعیف كند،یكی دیگر بخواهد مجلس را تضعیف كند، دولت بخواهد مجلس را تضعیف كند، مجلس بخواهد دولتش را تضعیف بكند، رئیس جمهور بخواهد مجلس را تضعیف كند، مجلس بخواهد رئیس جمهور را تضعیف كند، تمام اینها برخلاف مكتب اسلام است، مخالفت با اسلام است.
پیام رادیو - تلویزیونی به مناسبت روز جهانی قدس 15/05/1359

یا علی یا علی، مالک ملک دلی، نام زیبای تو شد، رافع هر مشکلی +دانلود

یا علی یا علی، مالک ملک دلی

نام زیبای تو شد، رافع هر مشکلی

یا علی یا مولا، ای نگار زهرا

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

..

می‌توانید این نوا را از اینجا با لینک مستقیم دانلود کنید.

نماهنگ : سیاهه جنایات آمریكا

چهار ذكر الهی در چهار حالت بحرانی

::چهار ذكر الهی در چهار حالت بحرانی::

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرموده است: در شگفتم برای كسی كه از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار كلمه پناه نمی برد!

۱- در شگفتم برای كسی كه ترس بر او غلبه كرده، چگونه به ذكر «حسبنا الله و نعم الوكیل» (سوره مباركه آل عمران آیه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی كه خداوند به دنبال ذكر یاد شده فرموده است: پس (آن كسانی كه به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نكرد و به ذكر فوق تمسك جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

۲- در شگفتم برای كسی كه اندوهگین است چگونه به ذكر «لا اله الا انت سبحانك انی كنت من الظالمین*» (سوره مباركه انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذكر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسك به ذكر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)

۳- در شگفتم برای كسی كه مورد مكر و حیله واقع شده، چگونه به ذكر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره مباركه غافر آیه ۴۴) ... پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذكر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذكر یاد شده) از شر و مكر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)

۴- در شگفتم برای كسی كه طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذكر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» (سوره مباركه كهف آیه 39) پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذكر یاد شده فرموده است: «مردی كه فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی كه از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، كمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

نوح كشتی‌بان

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنانشان در دیدار نیروهای مسلح شمال كشور و خانواده‌های آنان در نوشهر فرمودند: «مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی كه متناسب با وجود ولی‌عصر (ارواحنا فداه) هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای كوچك و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر.»

به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یك كلیپ صوتی چند واكنش حضرت امام خمینی رحمه‌الله و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را نسبت به اظهارنظرهای غلو‌آمیز درباره‌ی ایشان مرور می‌كند.

مستند «کدام آزادی» سه‌شنبه (15 آبان) 15:20 سینما فلسطین به نمایش درخواهد آمد

مستند بلند «کدام آزادی» تنها فیلمی است که درباره آزادی و مساوات در دنیا با «وستر گارد» کاریکاتوریست موهن به ساحت پیامبر و «تری جونز» - کشیشی که اقدام به قرآن‌سوزی کرد - صحبت شده است.

این فیلم تنها اثری است که با هر دو این افراد صحبت شده است و به مدت زمان 52 دقیقه برای اولین بار در جشنواره «سینما حقیقت» به نمایش درآمد.

«کدام آزادی» روز گذشته در سینما فلسطین به نمایش درآمد که مورد اقبال تماشاگران قرار گرفت و روز سه‌شنبه (15 آبان) 15:20 سینما فلسطین به نمایش درخواهد آمد.

یا علی أنا شیعی!

«احمد الفتلاوی النجفی» مداح عراقی ترانه زیبایی با نام «یا علی أنا شیعی!» (ای علی من شیعه تو هستم) اجرا کرده است.


در کارنامه هنری این خواننده و مادح عرب‌زبان چهار آلبوم مذهبی با نام‌های «هیام المحب» و «برید الشوق» ویژه اعیاد شعبانیه، «باب الصبر» ویژه ایام فاطمیه و «بلغ سلامی» در مدح امیرالمؤمنین(ع) به چشم می‌خورد. وی پیش این نیز کلیپ زیبایی با نام «فقط علی را دوست دارم» منتشر کرده بود.

برای شنیدن این قطعه کلیک کنید

ائمه(ع) عید غدیر را به چه نامی می‌خواندند

اهمیت عید غدیر تا آنجایی است که ائمه معصومین(ع) اهتمام ویژه‌ای به آن داشتند و آن عید فرخنده را با نام‌های گوناگون گرامی می‌داشتند، در ادامه به برخی نام‌ها یا صفت‌های عید غدیر خم از منظر اهل‌بیت علیهم‌السلام اشاره می‌شود:

*بزرگترین عید خدا

امام رضا(ع): وهو عیدالله الاکبر (الغدیر، جلد 1، صفحه 286)

* روز گشایش

امام على(ع): هذا یوم فیه وقع الفرج (مصباح المتهجد، صفحه 700)

* روز خشنودى پروردگار

امام صادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (بحارالانوار، جلد 98، صفحه323 )

* روز زبونى شیطان

امام رضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان (همان)

*روز مشعل فروزان دین

امام صادق(ع): یوم منار الدین أشرف منهما

*روز بپا خاستن

امام صادق(ع): ذلک یوم القیام (بحارالانوار، جلد 98، صفحه 323)

*روز شادمانى

امام صادق(ع): انه یوم السرور (الغدیر، جلد 1، صفحه 286)

*روز لبخند

امام رضا(ع): و هو یوم التبسم (المراقبات، صفحه 257)

*روز راهنمایى

امام على(ع): هذا یوم الارشاد (مصباح المتهجد، صفحه 700)

*روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان

امام على(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (همان)

* روز روشن شدن دلایل خدا

امام على(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج

*روز آزمایش بندگان

امام على(ع): هذا یوم محنة العباد (همان)

*روز راندن شیطان

امام على(ع): وهو ... یوم دحر الشیطان (همان)

*روز آشکار کردن حقیقت

امام على(ع): و هو یوم الایضاح (همان)

*روز بیان کردن حقایق ایمان

امام على(ع): وهو ... یوم البیان عن حقایق الایمان(همان)

*روز ولایت

امام رضا(ع) در حدیثى مفصل، روز غدیر را روز عرضه ولایت به انسان‌ها و مخلوقات معرفى مى‏کند. (المراقبات، صفحه 257)

*روز کمال دین

امام على(ع): وهو ... یوم کمال الدین (مصباح المتهجد، صفحه 700)

*روز جداسازى حق از باطل

امام على(ع): هذا یوم الفصل الذى کنتم توعدون (همان)

*روز برهان

امام على(ع): وهو ... یوم البرهان(همان)

*روز منصوب شدن امیرمؤمنان(ع)

امام صادق(ع): الیوم الذى نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)... (الغدیر، جلد 1، صفحه 285)

* روز گواهى و گواهان

امام على(ع): وهو ... یوم الشاهد و المشهود (مصباح المتهجد، صفحه 700)

*روز پیمان

امام على(ع): وهو ... یوم العهد المعهود (همان)

*روز میثاق

امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است. (بحارالانوار، جلد 98، صفحه 321)

*روز آراستن

امام رضا(ع): روز غدیر، روز زینت است. (المراقبات، صفحه 257)

*روز قبولى اعمال شیعیان

امام رضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة (المراقبات، صفحه 257)

علی مع الحق و الحق مع علی


از نظر پيغمبر اكرم، ميزان حق، اميرالمؤمنين است. از طريق سنى و شيعه نقل شده است كه: «على مع الحق و الحق مع على يدور حيثما دار»؛ اگر دنبال حقيد، ببينيد على كجا ايستاده است، او چه ميكند، انگشت اشاره‌ى او به كدام سو است. زندگى اميرالمؤمنين يك چنين زندگى‌اى است.

از بيانات امام خامنه ای در ديدارمردم بوشهر در روز ميلاد امام على(ع) 

من کنت مولا فهذا علی مولا ... عید غدیر بر همه ولایتمداران مبارک


در فصل خطر، امیر را گم نکنیم                                            آن وسعت بی نظیر را گم نکنیم

تنها ره جنت از علی می گذرد                                             ای همسفران، ولی را گم نکنیم

مستند اسرار ترور شهید آیت + دانلود

مستند اسرار آیت که پیرامون سیره زندگی شهید سید حسن آیت نماینده اول دور مجلس شورای اسلامی و دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی ایران بوده است و در 14 مرداد سال 1360 به شهادت رسید ساخته شده است.

آیت از اعضای حزب زحمت کشان و از هواداران مظفر بقایی بوده است که پس از انقلاب به عضویت در حزب جمهوری اسلامی در آمده است و از مخالفین سرسخت ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق بوده است.آیت نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده اولین مجلس شورای اسلامی بوده است. این مستند به بیان اسرار ترور این شهید می پردازد که دانلود کامل آن در 6 قسمت مهیا شده است.


بخش نخست

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم

بخش ششم

بدن شرح ...

چند سخن كوتاه از امام محمد باقر(ع)     


امام باقر(ع) می فرمایند:

- با منافق به زبانت سازگاری نما و با مؤمن خالصانه دوستی كن و اگر یك یهودی همنشینت شد، به نیكی رفتار كن. 

- آمیختگی هیچ چیزی به چیز دیگر نیكوتر از آمیختگی حلم با علم نیست.
- تمامی كمال دانش اندوزی در دین و بردباری بر ناگواری و اندازه داری مخارج زندگی است.

- به خدا سوگند كه خودخواه با ردای (عظمت) خدا به ستیزه برخاسته است.
- روزی امام محمد باقر(ع) به آنان كه در محضرش بودند فرمود: مردانگی چیست؟ آنان هر یك اظهار نظری كردند؛ آنگاه امام(ع) فرمود: مردانگی آن است كه زیاده نخواهی كه خوار گردی و اظهار فقر ننمایی كه تهیدست گردی و بخل نورزی كه دشنام شنوی و نابخردی نكنی كه دشمن یابی؛ پس آنگاه از امام پرسیده شد كه چه كسی بر این كار تواناست؟ پس آن حضرت فرمود: آن كس كه دوست دارد چون مردمك در چشم و همانند مشك در عطرها و بسان خلیفه روزگار شما باشد.

برداشت زعفران ...


برداشت زعفران از مزارع روستای وامنان شهرستان آزادشهر در شرق گلستان

مناظره‏اى از امام جواد علیه السلام


هشتمین امام معصوم علیه السلام در انتظار پسر و شیعیان در تب و تاب‏ رویت جمال جواد الائمه علیه‌السلام بودند. حدود چهل و هفتمین بهار عمر امام رضا علیه السلام سپرى مى‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش را فروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان ‏آنها قرار داشت كه گاه به وسیله نامه نیز آن حضرت را مورد آزار قرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسین ابن ‏قیاما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفیه‏» بود در نامه‏اى ‏به امام رضا علیه‌السلام مى‏نویسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏ كه فرزندى ندارى و امام علیه السلام پاسخ او را چنین نگاشت كه از كجا مى‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشید كه‏ خداوند به من پسرى عنایت ‏خواهد كرد كه حق را از باطل جدا مى‏كند. تا این كه طبق پیش‌بینى امام علیه السلام در رمضان سال 195 هجرى ‏و به نقل از ابن عیاش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد علیه السلام متجلى شد و مادرش «سبیكه‏» را كه از خاندان «ماریه قبطیه‏»همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود و به فرموده امام رضا علیه‌السلام آفرینشى پاكیزه و منزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشید.

درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه علیه السلام آن هنگام كه با میلادش جلوه زیباى مبارك‏ترین مولود را رقم زد و آن هنگام كه با قامت زیباى امامت ‏خویش قیامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى را متجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلى بخش ‏آیات جهاد و شهادت گشت.

ولادت امام جواد علیه‌السلام تمامى شایعات مربوط به امام رضا علیه‌السلام را پایان بخشید و دلهره و اضطراب را از میان شیعیان زدود. بدین ‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: این مولودى است كه براى ‏شیعیان ما «در این زمان‏» با بركت‏تر از او زاده نشده است.

مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت‏ شیعیان را عهده‌دار شد و در این راستا آثارى شگفت از خویش به یادگار گذارد و مكتب ‏علمى، اجتماعى شیعه را جلوه خاص بخشید.

شهادت آن بزرگوار پایانى است ‏بر تلاش‌هاى چشمگیر و پر فروغش‏ تلاش‌هایى كه خلفاى بنى‌عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگیر نمود كه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمایند و بدین جهت در صدد شهادت ‏آن حضرت بر آمدند و این نوشتار نگاهى است‏ به عوامل و موجبات ‏شهادت آن حضرت كه در این زمینه به بررسى سه عامل مى‏پردازیم:

تقواى الهى و عدم همراهى با فساد دربار

مى‏دانیم كه یكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و این به خاطره ‏جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه‏ دیدگان قرار داده بود والا تمامى معصومین برخوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و «كاظم‏» فرو برنده خشم و «زین العابدین‏» زیباترین روح ‏پرستنده‏» هستند.

اما فرهنگ القاب معصومین ریشه‏اى اجتماعى و برخاسته از عنایت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نیز از این مقوله‏ است نگاهى به شرایط اجتماعى آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پیگیر داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عیاشی‌ها و فساد دربار براى یك بار هم‏ كه شده است آلوده كند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏اش مى‌ستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام‌الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر كرد. اما راه به جایى نبرد و پاكى و تقواى ‏امامت ‏بر اندیشه باطل مامونى پیروز گشت و نورانیتى مضاعف ‏یافت. این بار كافى است روایت ذیل را مرور كنیم.

یكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و این به خاطره ‏جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه‏ دیدگان قرار داده بود والا تمامى معصومین برخوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و «كاظم‏» فرو برنده خشم و «زین العابدین‏» زیباترین روح ‏پرستنده‏» هستند.

ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب‏» از محمدبن ریان نقل مى‏كند كه ‏مامون درباره امام محمدتقى علیه‌السلام به هر نیرنگى دست زد شاید بتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنیا نماید و به فسق و لهو، او را متمایل كند به نتیجه‏اى نرسید تا زمانى كه خواست دختر خود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنیزك از زیباترین كنیزكان را بگمارند تا زمانی كه امام جواد علیه السلام براى ‏حضور در مجلس دامادى وارد مى‏شود با جام‌هاى جواهر نشان از او استقبال كنند كنیزان به آن دستورالعمل رفتار كردند ولى حضرت‏ توجهى به آنها ننمود. در آنجا مردى بود به نام «مخارق‏» كه آوازه‏خوان بود و بربط نواز و ریشى دراز داشت. مامون او را طلبید و از او خواست كه تلاش خود را جهت متمایل نمودن امام به امور مزبور به كار گیرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر علیه السلام كمترین‏ علاقه‏اى به دنیا داشته باشد من به تنهایى مقصود تو را تامین‏ مى‏كنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد به گونه‏اى‏ كه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنین كرد ولى دید حضرت جواد علیه السلام نه به سوى او و نه به راست و چپ خود هیچ توجهى ننمود. سپس سر برداشت و رو به‏ آن مرد كرد و فرمود، «اتق الله یاذاالعثنون‏»؛ از خدا پروا كن ‏اى ریش دراز. پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كار افتاد تا آن كه بمُرد. مامون از او پرسید تو را چه شد؟ گفت: وقتى كه ابوجعفر علیه السلام فریاد بركشید آن چنان هراسیدم كه هرگز به‏ حالت اول باز نخواهم گشت.

روایت فوق بیانگر عمق توطئه مامون ‏جهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد علیه السلام مى‏باشد كه عصمت الهى‏ امام جواد علیه السلام نقشه‏هاى آنان را نقش بر آب مى‏نمود. و در همین ‏راستا سخن دیگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه در جمع اطرافیان خود گفت:

خلیفه به این فكر افتاده است كه ابوجعفر علیه السلام را براى شیعیان و پیروانش به صورت زشت و مست نامتعادل آلوده به عطر مخصوص زنان ‏نمودار كند. نظر شما در این باره چیست؟ آنها مى‏گویند این كار دلیل شیعیان و حجت آن را از بین خواهد برد اما فردى از میان ‏آنان ‏مى‏گوید جاسوس‌هایى از میان شیعیان برایم این چنین خبر آورده‏اند كه شیعیان مى‏گویند در هر زمان باید حجتى الهى باشد و هرگاه حكومت متعرض فردى كه چنین مقامى نزد آنان دارد بشود خود بهترین دلیل است‏ بر این كه او حجت‏ خداست. پس از آن «ابن ابى‏داود» خبر را به خلیفه منتقل مى‏كند در این هنگام خلیفه این ‏چنین اظهار نظر مى‏كند كه «امروز در باره اینها هیچ چاره و حیله‏اى وجود ندارد. ابوجعفر را اذیت نكنید. پس از نومیدى از همراهى امام و درخشش هرچه بیشتر جلوه‏هاى پاكى و تقواى امام ‏بود كه دشمن تصمیم به شهادت امام علیه السلام را مى‏گیرد زیرا كه هر روز شخصیت امام فروغى فروزان‌تر به خویش مى‏گیرد و دل‌هاى مشتاق ‏پاكى و عفاف را هرچه بیشتر به سوى خویش جذب مى‏كند.

اما فرهنگ القاب معصومین ریشه‏اى اجتماعى و برخاسته از عنایت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نیز از این مقوله‏ است نگاهى به شرایط اجتماعى آن بزرگوار و وضعیت درباریان ما را بدین نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پیگیر داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عیاشی‌ها و فساد دربار براى یك بار هم‏ كه شده است آلوده كند و در نتیجه آن حضرت را از چشم شیعیان و طرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏اش مى‌ستودند ساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام‌الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در این جهت دستور لازم را نیز صادر كرد. اما راه به جایى نبرد و پاكى و تقواى ‏امامت ‏بر اندیشه باطل مامونى پیروز گشت و نورانیتى مضاعف ‏یافت.

و امام علیه السلام خود بى‌رغبتى و ناراحتى خویش را از وضعیت دربار و همراهى آنان ‏اظهار مى‏داشت. «حسین مكارى‏» مى‏گوید: در بغداد بر ابوجعفر علیه السلام وارد شدم و در نزد خلیفه با نهایت جلالت مى‏زیست. با خود گفتم كه‏ حضرت جواد علیه السلام با این موقعیت كه در اینجا دارد دیگر به مدینه ‏برنخواهد گشت. چون این خیال در خاطر من گذشت دیدم امام سرش را پایین انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالى ‏كه رنگ مباركش ‏زرد شده بود، فرمود: «اى حسین نان جو با نمك نیمكوب در حرم ‏رسولخدا صلی الله علیه و آله نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مى‏كنى.

برترى دانش و تفوق علمى

دومین عامل شهادت امام جواد علیه السلام را مى‏توان حضور قوى و كارآمد حضرت در صحنه‏هاى علمى و برترى دانش آن حضرت برشمرد زیرا كه‏ این امر ناتوانى خلیفه را در مقابل امام جواد علیه‌السلام كه بسیارى ‏خلافت را حق آنان مى‏دانستند به نمایش مى‏گذاشت. و ضعف بنیه علمى‏ دانشمندان دربارى را هر چه بیشتر آشكار مى‏ساخت كه از میان ‏مباحثات متعدد حضرت یكى از آنها را برگزیده و نقل مى‏كنیم.

«زرقان‏» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صمیمیت داشت مى‏گوید یك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم بازگشت، در حالى كه به ‏شدت افسرده و غمگین بود علت را جویا شدم گفت: امروز آرزو كردم ‏كه كاش بیست ‏سال پیش مرده بودم پرسیدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه ‏از ابوجعفر «امام جواد علیه السلام» در مجلس معتصم بر سرم آمد. گفتم:

جریان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خلیفه‏ «معتصم‏» خواست كه با اجراى كیفر الهى او را پاك سازد. خلیفه ‏همه فقها را گرد آورد و محمدابن على «حضرت جواد علیه السلام‏» را نیز فراخواند و از ما پرسید دست دزد از كجا باید قطع شود؟ من‏ گفتم: از مچ دست. گفت: دلیل آن چیست؟ گفتم: چون منظور از دست‏ در آیه تیمم «فامسحوا بوجوهكم و ایدیكم‏»،صورت و دست‌هایتان ‏را مسح كنید» تا مچ دست است. گروهى از فقها در این مطلب با من موافق بودند و مى‏گفتند: دست دزد باید از مچ قطع شود ولى‏ گروهى دیگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دلیل‏ آن را پرسید گفتند: منظور از دست در آیه شریفه وضوء:

« فاغسلوا وجوهكم و ایدیكم الى المرافق‏» صورت‌ها و دست‌هایتان ‏را تا آرنج ‏بشویید. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمدبن ‏على امام جواد علیه السلام كرد و پرسید: نظر شما در این مساله چیست؟

گفت: اینها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم ‏داد كه باید نظرتان را بگویید. محمدبن على علیه السلام گفت: چون قسم‏ دادى نظرم را مى‏گویم. اینها در اشتباه‏اند. زیرا فقط انگشتان ‏دزد باید قطع شود و بقیه دست ‏باید باقى بماند. معتصم گفت: به ‏چه دلیل؟

گفت: زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق‏ مى‏پذیرد. بنابراین اگر دست دزد از مچ یا آرنج قطع شود دستى ‏براى او نمى‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نیز خداى متعال ‏مى‏فرماید: «و ان المساجدلله فلا تدعوا مع الله احدا» سجده‏گاه‌ها از آن خداست. پس هیچ كس را همراه با خدا مخوانید. ابن‏ابى داود مى‏گوید: معتصم جواب محمدبن على را پسندید دستور داد انگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس از سه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مى‌رسد و مى‏گوید: به معتصم ‏گفتم خیرخواهى براى امیرالمومنین بر من واجب است و من در این ‏جهت ‏سخنى مى‏گویم كه مى‏دانم با آن به آتش جهنم مى‏افتم. معتصم ‏گفت آن سخن چیست؟ گفتم:

چگونه امیرالمومنین براى امرى از امور دینى كه اتفاق افتاده ‏است ‏به خاطر گفته مردى كه نیمى از مردم به امامت او معتقدند و ادعا مى‏كنند او از امیرالمومنین شایسته‏تر به مقام اوست، تمامى ‏سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟

پس رنگ معتصم تغییر كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را در برابر این خیرخواهیت ‏به تو پاداش نیك عطا كند و پس از آن بود كه تصمیم به شهادت امام علیه السلام گرفت.

بزرگداشت نهضت‌هاى شیعى

حسین بن على مشهور به شهید فخ نواده حضرت مجتبى علیه السلام در زمان ‏یكى از خلفاى بنى‌عباس به نام هادى عباسى قیام كرد. یاد و نام‏ او سندى بر محكومیت ‏بنى‌عباس تلقى مى‏شد و حماسه نهضت‌هاى شیعى‏ علیه خلفاى عباسى را در خاطره‏ها تجدید می‌نمود.

در حمایت از این شهید انقلابى روایتى نیز از امام جواد علیه السلام مى‏خوانیم: «پس‏ از فاجعه كربلا هیچ فاجعه‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده‏است.» یكى از نویسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد علیه السلام «نعم ‏القادر الله‏» مى‏نویسد: بعد از آن كه «مامون‏» همه ‏انقلاب‌ها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبیعى بود كه مامون و عباسیان و یارانشان احساس كنند كه به نهایت ‏آروزیشان رسیده و به ارزشمندترین آرمان‌هایشان كه عبارت بود از محكم ساختن پایه‏هاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه دیگر هیچ ‏نیرویى توان ایستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته است، دست ‏یافته‏اند ولى مى‏بینیم كه بعد از این همه، نقش انگشترى‏ امام جواد علیه السلام در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مى‏كند و تمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مى‏كند آن نقش این ‏جمله است «نعم القادر الله‏» چه نیكو توانمندى است‏ خدا.

و در این راستاست كه معتصم پس از این كه از مردم بیعت ‏براى ‏خود گرفت جویاى حال امام جواد علیه‌السلام شد و دستور داد كه امام ‏جواد علیه السلام و همسرش ام الفضل را به بغداد فراخوانند. زیرا كه‏ حضور و نام و یاد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت ‏ایمان است و جلوه امامت و وصایتش مهر باطلى است ‏بر خلافت‌هاى ‏باطل بنى‌عباس.

درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه علیه السلام آن هنگام كه با میلادش جلوه زیباى مبارك‏ترین مولود را رقم زد و آن هنگام كه با قامت زیباى امامت ‏خویش قیامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى را متجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى دیده از جهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرین خویش تجلى بخش ‏آیات جهاد و شهادت گشت.

منبع: وبلاگ شایستگان http://shayestegan99.mihanblog.com

ابن‌فهد حلی ...

احمد بن محمد بن فهد اسدى حلى معروف به «ابن فهد حلی»، فقیه، محدث و عارف کامل قرن نهم هجرى در سال 757 هجرى قمری به دنیا آمد.‏

او یکی از بزرگان علماى امامیه در قرن هشتم و نهم هجرى به شمار می‌رفت و جامع کمالات ظاهرى، باطنى، علم، عمل و دربردارنده معارف عقلى و نقلى بود.

ابن فهد حلی، غیر از علامه حلی (حسن بن یوسف حلی) و محقق حلی (جعفر بن حسن حلی) است و نباید با این دو عالم بزرگوار اشتباه گرفته شود.

بهترین معرف مقامات باطنى او، آثار و تألیفات باقى مانده از اوست که حکایت از مقامات باطنى و معنوى آن عالم ربانی مى‏کند.

گر چه «ابن فهد» در علوم مختلف از جمله فقه و تاریخ و کلام و غیر این‌ها تألیفاتى دارد، اما نام او تداعى‌کننده عرفان و سیر و سلوک و زهد و تقواست و بیشتر به ‏این صفات شهرت دارد.

* کلام بزرگان‏ درباره «ابن فهد حلی»

آیت‌الله سید محمدباقر خوانساری


آیت‌الله خوانساری صاحب روضات الجنات مى‏نویسد: «عالم عارف پر از اسرار، کاشف اسرار فضائل، جمال الدین ابوالعباس احمد بن شمس الدین محمد بن فهد اسدى حلى، در اثر شهرت و اعتبار، بى‏نیاز از توصیف و تعریف است. وى جامع معقول و منقول، فروع و اصول ظاهرى و باطنى و علم و عمل است. او از شاگردان شهید اول و فخر المحققین است...».

علامه میرزا علی آقا قاضی

علامه میرزا على آقا قاضى - استاد عرفان علامه طباطبائى و بسیارى دیگر از بزرگان – درباره‌اش چنین فرموده است: سه نفر در طول تاریخ عارفان به مقام «تمکن در توحید» رسیده‌اند: سید بن طاووس، احمد بن فهد حلى و سید مهدى بحرالعلوم.

علامه سید محمدحسین طباطبایی

علامه حسن‌زاده آملی می‌نویسد: مرحوم استاد ما علامه حاج سید محمد حسین طباطبائى، مرحوم سید بحر العلوم و ابن‏ فهد صاحب عدّة الداعى و سید بن طاووس صاحب اقبال را از کمّل مى‌دانست و مى‌‏فرمود: اینها کامل بودند.

علامه حسن زاده آملی

همچنین علامه حسن زاده آملی درباره کتاب‌های دعا و اذکار اهل بیت علیهم‌السلام، ترتیب درسی و کلاسیک برای حوزه‌های علمیه ارائه داده است که یکی از آنها کتاب ابن فهد حلی است.

آیت‌الله حسن‌زاده آملی در این‌باره می‌نویسد: امید آنکه در حوزه‏هاى علمیه، صحف ادعیه و اذکار که از ائمه اطهار ما صادر شده است و بیانگر مقامات و مدارج و معارج انسان است از متون کتب درسى قرار گیرند، و در محضر کسانى که زبان فهم و اهل دعا و سیر و سلوکند و راه‏یافته‏اند و راه نمایند، درس خوانده شوند. مثلا به ترتیب اول «مفتاح الفلاح شیخ بهائى»، و پس از آن «عدة الداعی ابن‏ فهد»، و بعد از آن «قوت القلوب ابو طالب مکى»، و سپس «اقبال سید بن طاوس»؛ و در آخر انجیل اهل بیت و زبور آل محمد (ص) «صحیفه سجادیه»، در عداد کتب درسى درآیند که نقش خوبى در احیاى معارف اصیل اسلامى است.

میرزا حسین نوری

میرزا حسین نورى درباره ابن فهد مى‌نویسد: صاحب مقامات عالى در میدان علم و عمل و دارنده خصال روحى و باطنى‌اى که در کمتر انسانى یافت مى‌شود، جمال الدین احمد بن فهد حلى ...

محقق تستری

محقق تسترى درباره‌اش فرموده است: شیخ با افتخار جلیل، یگانه کامل، نیک بختى که روشنایى مسلمین و راهنمایى مومنین بود، عالمى که پیشواى به وحدت رسیدگان و دلیر عرصه‌هاى مناظره با مخالفین و دشمنان بود. الگوى عابدان و نادره عارفان و زاهدان، پدر فضایل و نیکی‌ها، جمال الدین احمد بن محمد بن فهد حلى قدس الله روحه...

آیت الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی می‌نویسد: بعد از ائمه(ع) وقتى علما را بررسى مى‌کنند خیلى فاصله دارد تا نوبت به صاحب جواهر و شیخ مرتضى انـصـارى‌هـا برسد آنچه که در صف مقدم دیده مى‌شود سید بحرالعلوم است، ابن طاوس است، ابن فهد حلى است. اینها کسانى هستند که مدعى‌اند ما شب قدر را شناخته‌ایم. اینها کسانى‌اند که بزرگان فقهاى ما روى عظمت اینها صحه گذاشته‌اند. وقتى شیخ مرتضى انصارى اعلى الله مقامه الـشریف درباره عظمت‌هاى اینگونه از علما صحه مى‌گذارند آنگاه نوبت به دیگران که مى‌رسد یـقـیـنا باید با خضوع بیشترى سخن بگویند.

این چند نفر جزو ستاره‌هاى صدر اول آسمان فقاهتند: سـید بحرالعلوم، ابن طاووس، ابن فهد. اینها که ارتباط تنگاتنگى با ولى عصر ارواحنا فداه دارند، به حضور حضرت مشرف مى‌شوند سخنان حضرت را مى‌شنوند، پیام حضرت را براى مردم نقل مى‌کنند آنها یک راه‌هاى خاص دارند...

* مناظره با اهل سنت‏

«ابن فهد» در مناظره و بحث، تبحر و توانایى ویژه داشت و با برخى از اهل سنت به ویژه درباره مسئله امامت و رهبرى گفت‌وگوها و مناظراتی انجام داد و بر بسیاری از علماى مذاهب اهل سنت غلبه یافت.

«ابن فهد» در مناظره‌‏اى که با حضور حاکم عراق و دانشمندان هم مذهب او تشکیل شده بود تمامى ادله آنان را رد کرده و حقانیت تشیع را به اثبات رساند.

حاکم عراق هم که تحت تأثیر براهین محکم «ابن فهد» قرار گرفته بود مذهب خویش را تغییر داد و به جمع دوستداران اهل بیت پیامبر صلى الله علیهم اجمعین پیوست و خطبه خویش را به نام امیرالمؤمنین علی علیه‌‏السلام و اولاد پاک و معصومش انشاء کرد و در زمره شیعیان مولا امیر المؤمنین علی‌ علیه‌‏السلام درآمد.

این واقعه را چنین گفته‌اند:

در سال 840 قمری در حالى که شیخ کامل حله 84 بهار را پشت سر گذاشته بود از طرف حکمران بغداد میرزا اسپند براى مناظره با علماى اهل سنت به بغداد دعوت شد.

اسپند میرزا پسر قرایوسف از امراى سلطان محمد جلایر بود. او و پدرش دوازده سال بر بغداد و اطراف آن حکومت کردند. اسپند میرزا در سال 836 به حکومت بغداد رسید و در زمان انجام این مناظره چهار سال از ایام زمامدارى‌اش گذشته بود. مجلس مناظره بر پاشد و ابن فهد و عالمان شیعى در یک طرف و بزرگان اهل سنت در طرف دیگر به بحث نشستند. این مناظره‌ها به پایان رفت و ابن فهد حلى توانست حقانیت تشیع را به اثبات برساند. بدین ترتیب اسپند میرزا حاکم بغداد مذهب شیعه را اختیار کرده، سکه به نام دوازه امام زد و مذهب شیعه را مذهب رسمى حوزه حکمرانى‌اش قرار داد.

* کراماتی از ابن فهد حلی

«ابن فهد» روزى در باغ بود که شخصى یهودى وارد شد و گفت: شما مى‌گویید پیغمبرتان گفته عالمان امت من از انبیاى بنى‌اسرائیل برترند؟ احمد بن فهد جواب داد. آرى! یهودى گفت: نشانه این ادعا چیست؟ موساى کلیم، عصا را اژدها مى‌کرد.

در این حال «ابن فهد» نیز بیلى که در دست داشت به زمین انداخت و بى‌درنگ مارى مهیب شد! سپس آن را گرفته دوباره به شکل بیل درآمد. یهودى گفت: شما از این نظر در رتبه آنان هستید (نه برتر از آنان)، ابن فهد گفت: براى موسى چنین خطاب آمد: «لاتخف» یعنی نترس! ولى ما نترسیده، آن را مى‌گیریم.

نقل کرده‌اند که یکى از علما در خواب چنان دید که مجلسى با شکوه بر پاشده و همه عالمان شیعه در آن جمع‌اند ولى «ابن فهد» حضور ندارد. در عالم خواب مى‌پرسد پس ابن فهد کجاست؟ مى‌گویند او در مجلس انبیا مقام گزیده است!

آن عالم بزرگ مدتى بعد پس از دیدار با «ابن فهد» خوابش را براى وى تعریف مى‌کند. آنگاه مى‌پرسد: شما چه کرده‌اید که خلوت‌نشین محفل انس گشته و در مجلس پیامبران جاى گرفته‌اید؟ «ابن فهد» مى‌گوید: آنچه مرا بدان مقام رهنمون شد این بود که فقیر بودم و پولى نداشتم تا به آن صدقه داده، نیازمندى را دست گیرم. از همین رو مقام و آبرویم را صدقه دادم و از موقعیت خویش نیازمند را دستگیرى کردم.

* استادان «ابن فهد»

احمد بن فهد، سال‌ها در مکتب استادان خود علم و معرفت اندوخت و خود را به زیور صلاح و ادب آراست. استادان او در این مدت عبارت بودند از:

1. علی بن محمد بن خازن حایری

2. شیخ احمد بن متوج بحرانی که عالمی بزرگ و عارفی کامل و مفسر و شاعر بوده است.

3. ضیاء الدین ابوالحسن علی بن محمد بن مکی فرزند شهید اول

4. علی بن یوسف بن عبدالجلیل نیلی

5. بهاء الدین علی بن عبدالکریم بن عبدالحمید نسابه که از بزرگترین استادان ابن فهد شمرده‌اند. وی شاعر و عالمی عامل و صاحب مقامات معنوی و کرامات بوده است.

6. سید جمال الدین بن اعرج حسینی

7. فاضل مقداد که از متکلمان بزرگ شیعه است.

8. جلال الدین عبدالله بن شرف شاه

9. حسن بن ابی الحسن دیلمی که عارفی بلند مرتبه و از محدثان والا مقام امامیه بوده است و مشهورترین اثر او «ارشاد القلوب» است. گفته‌اند او در فقه و حدیث و عرفان و سیره نگاری نیز از مردان سرشناس شیعه بوده است.

10. نظام الدین علی بن عبدالحمید نیلی.

* شاگردان «ابن فهد»

«ابن فهد» از بزرگان حوزه حله به شمار می‌آمد و در مدرسه «زعیه» حلقه تدریس داشته و شاگردانی تربیت کرده است. از جمله:

1. ابن طی مؤلف کتاب «مسائل ابن طی» که از شرح حال او چنین به دست می‌آید که وی بیشتر به موجب فزونی معرفت آن بزرگ، شیفته و در خدمت ابن فهد بوده است.

2. ابن عشره: فقیهی وارسته بوده که از حالات روحی او بسیار نوشته‌اند. او در پایان عمر برای خود قبری فراهم آورد و پس از فوت در همان قبر دفن شد.

3. احمد بن محمد بحرانی

4. ابن راشد قطیفی

5. شیخ شمس الدین محمد حولانی عاملی

6. ظهیر الدین بن علی عینائی عاملی

7. شیخ عبدالسمیع بن فیاض اسدی

8. علی بن هلال جزائری که از بزرگترین استادان محقق ثانی بوده است.

9. علی بن فضل بن هیکل

10. سید محمد بن فلاح موسوی حویزی

11. سید محمد نوربخش

12. شیخ مفلح بن حسن صیمری

13. عزالدین حسن بن احمد بن فضل مارونی عاملی

14. شمس الدین بن عزالدین بن ابی القاسم الحسینی.

* تألیفات «ابن فهد» ‏

1. آداب الداعی‏

2. استخراج الحوادث و بعض الوقایع المستقبلة من کلام أمیر المؤمنین علیه‏السلام فیما أنشأه فی صفین بعد شهادة عمار بن یاسر.

«ابن فهد» در این کتاب، برخى از اسرار علوم غریبه مانند خروج چنگیز و پدید آمدن اسماعیل صفوى از کلمات معجزه آمیز امام على علیه‏السلام استنباط و استخراج شده است.

3. اسرار نماز

4. تاریخ ائمه علیهم‏السلام‏

5. التحریر؛ در فقه‏

6. التحصین فی صفات العارفین من العزلة و الخمول بالأسانید المتلقاة عن آل الرسول علیهم‏السلام‏

7. ترجمه الصلاة؛ در بیان معانى، اقوال، افعال و فوائد نماز

8 . تعیین ساعات اللیل و تشخیصها بمنازل القمر

9. عدة الداعی و نجاح الساعی‏؛ این کتاب، از کتاب‌های معروف است که درباره مباحث ان، سخن خواهیم گفت.

10. مصباح المبتدی و هدایة المهتدی‏

11. المقتصر فی شرح إرشاد الأذهان‏

12. الموجز الهادی‏

13. المهذب البارع فی شرح المختصر النافع‏

14. الموجز الحاوی .... و کتب و رساله‏هاى دیگر.

* کتاب معروف «عدة الداعی» از چه مطالبی بحث می‌کند

«ابن فهد» کتاب «عدة الداعی» خود را این چنین تقسیم کرده:

1. مقدمه: درباره تعریف دعا و ترغیب به آن است. مقدمه که مختصر است بیشتر عنایت به ذکر اخبار «من بلغ» دارد که هر کس حدیثى در استحباب چیزى بشنود و به آن عمل کند ثواب آن را مى‌‏برد، اگر چه پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و آله آن را نگفته باشد.

2. باب اول، درباره ترغیب بر دعا است از راه عقل و نقل: در این باب ابتدا دلیلى عقلى بر لزوم دعا کردن بنده آورده، پس از آن روایات پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله‏ و سلم و ائمه علیهم‏‌السلام را ذکر کرده است. همچنین آیات قرآن را آورده و بر آنها استدلال نموده است.

مؤلف در بین مطالب، اشکالات متعددى که ممکن است به ذهن انسان خطور کند را مطرح کرده و به آنها جواب‏‌هاى کاملى داده است.

3. باب دوم، درباره اسباب اجابت دعاست: «ابن فهد» در این قسمت، هفت عامل اساسى را مطرح کرده از جمله خود دعا، وقت دعا و... سپس پیرامون هر یک، روایات مربوطه را ذکر کرده است.

4. باب سوم، درباره دعا کننده است: این باب در دو بخش مرتب شده: اول، آنها که دعایشان مستجاب مى‏‌شود. دوم، آنها که دعایشان مستجاب نمى‌‏شود.

5. باب چهارم، درباره کیفیت دعاست، شامل: مقدمات دعا، مانند طهارت و استقبال قبله و...و آداب مقارن دعا مانند تکرار و مخفى کردن دعا و گروهى دعا کردن و ... و آداب بعد از دعا، مانند همیشگى بودن دعا و کشیدن دست به صورت و صلوات فرستادن و ترک گناهان بعد از دعا و ...

همچنین به عنوان خاتمه، بحثى در ریا و عجب با استفاده از روایات معصومین علیهم‏السلام در پایان این باب آمده که بسیار سودمند است و شامل معناى آنها، خطرات، راه علاج و...مى‏شود.

6. باب پنجم، درباره ذکر است: ابن فهد مى‏‌فرماید: حال که فضل و اهمیت دعا بیان شد، بحثى پیرامون ذکر مى‏آوریم؛ زیرا ذکر، تمام فوائد دعا را دارد و قائم مقام آن مى‌‏شود و همان طور که دعا رفع بلا و جلب نفع مى‏کند، ذکر نیز همین خصوصیات را دارا است.

در این باب، «ابن فهد» شرایط و آداب ذکر و انواع آن را بیان کرده و ادعیه مخصوص به اوقات خاص را آورده است.

7. باب ششم، درباره تلاوت قرآن است: «ابن فهد» مى‏فرماید: تلاوت قرآن قائم مقام دعا و ذکر است و تمام فواید آنها را دارد و علاوه بر آنها، چندین مطلب به عنوان برترى قرآن بر دعا و ذکر، بیان کرده است. در پایان این باب نیز، فوایدى از آیات و سور قرآن ذکر کرده است.

8. خاتمه‏، ابن فهد حلى، در خاتمه، اسماء الله الحسنى را با ذکر روایتى از پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله بیان کرده، پس از آن هر یک از 99 اسم الهى را توضیح مختصری داده و در پایان نکته ظریفى در مورد تکثّر اسماء الهى و یگانه بودن خداوند و وجه جمع این دو بیان نموده است.

این کتاب شریف، بارها‌ به فارسی هم ترجمه شده است. یکی از ترجمه‌ها به نام «آیین بندگی» است.

* وفات‏ ابن فهد حلی

ابن فهد حلى - قدس‏سره - پس از یک عمر پر برکت و سرشار از تلاش خستگى ناپذیر در راه معشوق و معبود و سیر و سیاحت روحى، در سال 841 هجرى قمری، در حدود سن 84 سالگى در کربلاى معلى، به دیدار معشوق شتافت. قبر شریفش کنار خیمه‏‌گاه واقع شده و کراماتی هم از او نقل شده است.

آرامگاه آن مرد نامى از همان ابتدا مورد توجه مؤمنان و عالمان بود. نقل کرده‌اند آقا سید على طباطبایى از بزرگان علمای شیعه - مؤلف کتاب ریاض المسائل - بر زیارت قبر او مداومت داشته است. اکنون نیز، عام و خاص به زیارت آن مرقد شریف می‌روند.

حاج محمد علی فشندی; مدفن عاشقی که امام زمانش را در صحرای عرفات ملاقات کرد

جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم.

در یکی از این سالها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می مانم و خودم از اموالم محافظت می کنم.

آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوانها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم. جوانها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود. ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟

فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.

لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان(عج) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.

سؤال کردم: روز عرفه، که می گویند حضرت ولی عصر(عج) در عرفات هستند، در کجای عرفات می باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می بیند؟ فرمود: بله، او را می بیند ولی نمی شناسد.

گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر(عج) به خیمه های حجاج تشریف می آورند و به آنها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل(علیه السلام) متوسل می شوید.

در این موقع، آقا به من فرمودند: حاجّ محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده ام ولی چای نیاورده ام. عرض کردم: آقا اتفاقا چای نیاورده ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می روم و برای مسافرین چای تهیه می کنم.

آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چای های دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری، بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.

سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.


پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، بوده اند، به خصوص که اسم مرا می دانستند و فارسی حرف می زدند! نامشان مهدی(عج) بود و پسر امام حسن عسکری(علیه السلام) بودند.

نشستم و زار زار گریه کردم. شرطه ها فکر می کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده اند، دور من جمع شدند، اما من به آنها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه ام شدید شد.

فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آنها شوری پیدا شد.

اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آنها نگفته بودم که آقا فرموده اند: «فردا شب من به خیمه شما می آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس(علیه السلام) متوسل می شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائما منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه ، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، بودم.

بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر(عج) بیرون خیمه ایستاده اند و به روضه گوش می دهند و گریه می کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت ابوالفضل(علیه السلام) گریه می کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر(عج) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.

برگرفته از: آثار و برکات حضرت امام حسین(ع)، ص23، قضیه 5.

عید سعید قربان و شروع هفته ولایت مبارکباد

دعاي عرفه با نواي دل‌نشين حاج منصور ارضي + دانلود



:: الهی! عرفه‏ام، باحسین (ع) از عرفات کوچ کرد و رحل اقامت در کربلاگزید ::

:: پس تو رامی خوانم به زبانی که امامم حسین (ع) در روز عرفه :: 

:: و در ودایش با سرزمین عرفات خواند ::

در حق خودمان یک لطفی کنیم و "روز عرفه را از دست ندهيم"



:: روز عــــــــــــرفه را از دست ندهيد ::

آيت الله 'مجتبي تهراني' با بيان فضيلت هاي روز عرفه به مردم سفارش كردند: اين فرصت را كه بهترين فرصت است؛ به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را كه در روايات وارد شده؛ از دست ندهيد.
به گزارش ايرنا، پايگاه اطلاع رساني آيت الله حاج آقا مجتبي تهراني به مناسبت نهم ذيحجه، سخنان اين استاد اخلاق را درباره اهميت شب و روز عرفه منتشر كرد كه به شرح زير مي باشد:

* دعا در شب عرفه مقبول و مستجاب است

در روايتي نقل شده است كه شب عرفه هر دعاي خيري كه انسان بكند به اجابت مي رسد؛ و براي كسي كه در شب عرفه اطاعت الهي را بكند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل 170 سال اطاعت و عبادت است؛ يعني از نظر پاداش چنين چيزي به او داده مي‏شود.

* اعمال صالح برابر 170 سال عبادت است

اين روايت، عظمت شب عرفه را مي رساند. لذا امشب را قدر بدانيد! اولين مساله‏اي كه درباره اين شب تاكيد شده 'دعا كردن' است و در روايت دارد كه دعا كنيد! دعاي خير كنيد! و بدانيد كه اين دعاها به اجابت مي رسد. مقيد باشيد كه امشب، مشغول غير عبادت نباشيد! كاري كنيد كه اشتغالات كنار برود تا بتوانيد به سوي عبادات و صالحات برويد!

وقتي چنين معادله‏اي هست كه عبادت امشب مانند عبادت 170 ساله است، خيلي انسان بايد مراقبت و جديت داشته باشد. اين خيلي قابل توجه است، چون اين شب يكي از بزرگترين فرصت هايي است كه ما داريم.

* اثر دعا براي ديگران و پشت سر آنها

درباره دعا كردن هم بگويم كه در روايتي از امام باقر (ع) آمده است كه حضرت فرمودند سريعترين دعايي كه به هدف اجابت مي‏رسد، دعايي است كه يك برادر مومن، براي برادر مومن ديگرش مي‏كند و پشت سر او برايش از خدا خير مي‏خواهد؛ نه در حضورش. يعني هركس براي ديگري دعا كند، به سرعت به اجابت مي رسد.

وقتي اين شخص شروع مي‏كند به دعا كردن براي برادر مومنش و پشت سر او، آن فرشته‏اي كه براي گرفتن دعاها موكل شده است، جواب مي‏دهد: بله! 'و لك مثلاه' يعني اين چيزي كه براي برادرت خواستي، براي خودت دو برابرش برآورده شد. يعني همين كه براي ديگري خير خواستي و دعايش كردي، براي خودت دو برابرش منظور و مستجاب مي‏شود.
* امشب را قدر بدانيد!

از غروب شب عرفه تا غروب روز عرفه زمان بسيار بزرگي است. اين را گفتم تا امشب كه به حسب ظاهر شب عرفه است و موقعيت بسيار خوبي است، هم دعا كنيد و هم به اعمال صالحه مشغول شويد! اين را هم بدانيد كه دعاهايي كه مي‏كنيد اگر براي ديگران باشد، چيز بيشتري نصيبتان مي‏شود. خدا كند يكي از آن كساني كه شما دعا مي‏كنيد من باشم...

* روز عرفه، روز درخواست از خداوند

در روايتي است كه از پيغمبر اكرم(ص) نقل شده است كه خداوند وحي فرستاد به بعضي از پيامبرانش كه اين متن وحي الهي است كه بر فرض كه اهل هفت آسمان و تمام زمين، همگي از من درخواست كنند و به هركدام هرچه كه خواستند را بدهم، از خزانه، حكومت و فضل الهي ذره‏اي كاسته نمي‌شود؛ حتي مثل يك بال پشه هم از خزانه من كم نمي‌شود؛ و چه‏طور ممكن است كه از فضل الهي كاسته شود در حالي كه من سردمدار آن هستم!؟

* روز اميد خوشبختي براي همه

روايتي ديگري از امام زين العابدين (ع) عليه آمده كه محدث قمي هم آن را در مفاتيح نقل كرده است؛ در آن روايت آمده است كه روز عرفه بود و حضرت ديدند كه سائلي دارد از مردم، يعني غير خدا، درخواست مي‌كند؛ حضرت به او فرمود: واي بر تو! در چنين روزي از غير خدا تقاضا و درخواست مي‌كني!؟ و حال آنكه اميد مي‌رود در چنين روزي فضل الهي شامل طفل‌هايي شود كه در رحم مادر هستند. اميد است كه اينها خوشبخت و سعادتمند شوند.

* روز عرفه، روز دعا و درخواست

يكي از آن مقاطعي كه اين اسلحه بردش بيشتر است و در اجابت سرعت دارد، ‌روز عرفه است. حتي تعبير امام باقر(ع ) اين است كه اصلا‌ روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. يعني در اين مقطع زماني بخصوص سرعت اجابت دعا بيشتر است.

* تنها اميد جاماندگان

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر كسي در ماه مبارك رمضان مورد مغفرت الهي قرار نگيرد غفران براي او نيست مگر آنكه عرفه را درك كند.

از اين روايت دو مطلب به دست مي‏آيد: يكي، عظمت ماه مبارك رمضان از نظر گسترش مغفرت الهي است كه همه را در بر مي‌گيرد. دوم، عظمت عرفه است. در ماه مبارك رمضان، زمان مطرح است. ممكن است براي عرفه هم زمان مطرح باشد؛ يعني روز خاص و هم مكان مورد نظر باشد كه آن زمين عرفات است. ولي مسلّماً زمان در اهميت موضوع دخالت دارد كه روز عرفه است.

از لحاظ قيد زمان، اگر كسي در ماه مبارك رمضان مورد مغفرت الهي قرار نگرفت، مسلما اگر در روز عرفه از خداوند طلب مغفرت كند مورد مغفرت الهي قرار خواهد گرفت.

* فضيلت زايرين امام حسين (ع) در عرفه

مسلله مهم در روز عرفه زيارت امام حسين (ع ) است كه در حديث آمده است خداوند قبل از آنكه به سرزمين عرفات نظر كند، به زايرين امام حسين(ع ) نظر مي‌افكند و اين نظر افكندن در زمان‌هاي حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عيد فطر، عيد قربان و عيد غدير مي‌باشد كه افضل اعمال در اين زمان‌ها زيارت امام حسين(ع ) است.

* اين روز را از دست ندهيد!

هر لحظه‌اي از لحظات امروز براي ما گرانبها است؛ بخصوص براي دعا و درخواست از خداوند. اين فرصت بهترين فرصت است. پس اين فرصت را از دست ندهيد! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را كه در روايات وارد شده است. به دوستان مي‏خواستم سفارش كنم كه اين چند ساعت را غنيمت بشماريد.

بدانيد اگر مي‏خواهيد مشكلاتتان را حل كنيد ـ‏كه همه ما ‏مشكلات داريم‏ـ بياييد ‌اين چند ساعت را درِ خانه خدا برويد و از او بخواهيد؛ چه حاجت‏هاي مادي را و چه معنوي را، همه را از او بخواهيد. چون امروز برد دعا خيلي زياد است. بخصوص درباره ديگران اگر دعا كنيد، ما در روايت داريم كه خدا چند هزار برابر به شما اعطا مي‏كند. از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نكنيد و دعا كنيد.

خطبه كمتر شنیده شده قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس(ع)

در نگاهی به رویدادهای ماه ذی‌الحجه اتفاقات و حوادث تلخ و شیرین بسیار مهمی را مشاهده می‌كنیم كه یكی از آن‌ها خطبه حضرت عباس(ع) در هفتم این ماه در سال ۶۰ هجری است.


خطبه حضرت عباس در هفتم ذی‌الحجه سال ۶۰ هجری بر فراز كعبه در یوم الترویه و قبل از حركت كاروان اباعبدالله(ع) به سمت عراق به شرح زیر است:

هفتم ذی‌الحجه

حمد خدایی را سزاست كه این بیت را به بركت قدوم پدر او ( اشاره به امام حسین علیه السلام ) شرافت داد.

بیتی كه تا دیروز خانه خدا بود و امروز به این شرافت ( امیرالمومنین) قبله گردیده است

ای كافران فاجر و فاسق !

آیا راه را برای ادامه حج امام نیكان مانع می‌شوید؟

چه كسی از او به كعبه سزاوارتر است؟

چه كسی از او به كعبه نزدیكتر است ؟

اگر حكمت‌های آشكار و اسرار والای و امتحانات الهی نبود؛ این بیت الهی بود كه به طواف امام حركت می‌كرد. قبل از این كه امام به سوی آن حركت نماید مردم استلام حجر می‌كنند ولی این حجر است كه او را استلام می‌نماید و اگر خواست مولای من بر پایه مشیت الهی نبود هر آینه مانند باز شكاری غضبناك كه بر گنجشك‌های در حال پرواز هجوم می‌آورد به شما حمله می‌بردم و جان شما را می‌گرفتم.

ای قوم ترسو

آیا قومی را می‌ترسانید كه تفریحشان در كودكی بازی با مرگ است.

پس چگونه‌اند در مردانگیشان ؟

و قسم می‌خورم كه به جای قربانی كردن حیوانات، عزیزانم را برایش فدا كنم.

هیهات !!!

ببینید و به دقت نظاره كنید كه رهرو چه كسی هستید؟

كسی كه دائم الخمر است یا كسی كه صاحب حوض كوثر است؟

كسی كه در خانه او آواز خوان‌های مست هستند یا كسی كه اهل خانه‌اش محل نزول وحی و قرآن است؟

كسی كه در خانه‌اش جای آلات لهو و لعب و پلیدی‌هاست و یا كسی كه خانه‌اش محل پاكی‌ها و آیات الهی است؟

شما در گمراهی شدیدی واقع شده‌اید كه قریش در آن واقع شد، زیرا آنان می‌خواستند كه رسول الله را به قتل برسانند و شما می‌خواهید كه فرزند دختر پیامبرتان را به قتل برسانید.

و هیچ گاه این امر امكان‌پذیر نبود تا وقتی كه امیرالمومنین علیه السلام زنده بود.

چگونه برای شما كشتن ابا عبدالله الحسین علیه السلام ممكن است تا مادامی كه من از ذریه علی علیه السلام زنده‌ام؟

بیایید تا شما را به مقصودی كه برای آن جمع شده‌اید راهنمایی كنم، به قتل من اقدام كنید، كه این تنها راه برای رسیدن به قتل ابی عبدالله است.

گردن مرا بزنید، تا مراد شما حاصل شود.

خداوند شما را به مقصودی كه دارید نرساند و عمرهای شما را كوتاه و فرزندانتان را مشتت و پراكنده نماید و شما و اجدادتان را لعنت كند.

بعلاوه در هفتم ذی‌الحجه سال ۱۱۴ ه. ق. امام باقر(ع) توسط هشام‌بن‌عبد‌الملك مسموم و به شهادت رسیدند.

همچنین در این روز امام كاظم(ع) در حالی كه در غل و زنجیر بسته بودند به زندان بصره منتقل كردند و پس از مدت یكسال آن حضرت را به بغداد بردند.

وقایع هشتم ذی‌الحجه

۱- توطئه‌ ترور امام حسین(ع)

در هشتم ذی‌الحجه سال ۶۰ هجری به دستور یزید ملعون ۳۰ نفر از شیاطین بنی امیه برای دستگیری و یا كشتن امام حسین(ع) از شام به بهانه حج وارد مكه شدند.

۲- دعوت عمومی حضرت مسلم در كوفه

در این روز حضرت مسلم دعوت خود را برای امام حسین(ع) در كوفه آشكار كرد كه كوفیان نفاق خود را آشكار كردند.

۳- حركت امام حسین (ع) از مكه به عراق

در این روز در سال ۶۰ هجری امام حسین(ع) از مكه به سمت عراق حركت كردند و این قول مشهور بین محدثین و ارباب مقاتل است بنابر قول آن حضرت در روز نهم ذی‌الحجه از مكه به طرف عراق حركت كردند.

نهم ذی‌الحجه

در این روز یكی از مهمترین اتفاقات واقع شدن روز عرفه ثبت شده است. كه در شب و روز عرفه زیارت امام حسین(ع) مستحب است و سفارش فراوانی شده است.

همچنین در چنین روزی در سال ۶۰ هجری جناب مسلم‌بن عقیل(ع) به منزل طوعه رفتند و در روز عرفه سال ۶۰ ایشان و هانی‌بن‌عروه را در كوفه شهید كردند.

از جمله رویدادهای دیگر در ماه ذی‌الحجه می‌توان به عیدقربان، عیدغدیر، ولادت امام هادی(ع)، روز مباهله، روز خاتم‌بخشی حضرت علی(ع)، شهادت امام باقر(ع)، شهادت حضرت مسلم و هانی در كوفه، وفات علی‌بن‌جعفر(ع)، روز عرفه، شق‌القمر، ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه و ... اشاره كرد.

شهادت حضرت محمد باقر (ع) بر شیعیان حضرتش تسلیت باد