گفتگویی با خانواده شهدیان خالقی پور; روایت مادر سه شهید از پلاکی که زنجیر نداشت

 ... دعوای بین برادرها بالا گرفته بود. فهمیدم برای اینکه هر دو باهم به یک گردان نروند دعوا شده... رسول می‌گفت هر دو برادر شهید می‌شوند، مادر گناه دارد؛ به او رحم کن و نیا...

پلاک داوود را که برایم آوردند، زنجیر نداشت. گفتم زنجیرش کجاست؟ گفت: جنازه داوود شیمیایی شد و باد کرد. زنجیر در گردنش محو شده، فقط توانستم پلاک را قیچی کنم، بردارم...

برای خواندن متن کامل این گفتگو کلیک کنید

آیت الله مرعشی نجفی; مرجعی که برای مبارزه با استکبار لباس خارجی بر تن نمیکرد


سخنرانی حاج آقا پناهیان در اردوی جهاد اکبر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل


هفته گذشته حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان با حضور در اردوی جهاد اکبر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور که در مشهد مقدس در حال برگزاری است، به مباحث انتخاباتی پرداخت و نسبت به برخی مسائل اخیر چون انتخابات آزاد، بداخلاقی‌های سیاسی و جریان‌های انحرافی سخن گفت.

به گزارش رجانیوز، مشروح این سخنرانی به شرح ذیل است:

پناهیان در ابتدای صحبت‌های خود با بیان اینکه ما در معرض دو مسئله مهم و تا حدی پیچیده قرار گرفته‌ایم، گفت: باید فکر کنیم و این دو مسئله مهم را حل کنیم و به خوبی از آن عبور کنیم و آسیب‌هایشان را کم کنیم و اساسا راه حلی برای زندگی انسان‌ها برای عبور از این دو مسئلۀ مهم بدست آوریم. یقینا عبور از این دو مسئله مهم در تعجیل فرج حضرت و مقدمه سازی برای ظهور حضرت بسیار موثر خواهد بود.

وی درباره این دو مسئله مهم گفت: یکی از این دو مسئله برمی‌گردد به شرایط زمانی ما که یکی از معضلات مهم جامعه بشری است و مسئله صرفا داخلی نیست؛ یک پدیدۀ عام البلواست که شاید حدود صد سال است بشر در این گرفتاری متوقف شده و جلوی رشدش گرفته شده است. مسئلۀ دوم برمی‌گردد به رشد معنوی جامعه ما که این رشد در صدر اسلام هم با چنین معضلی مواجه شد و تا حد زیادی متوقف شد. در برخورد با این معضل باید بتوانیم راه حلی اساسی پیدا کنیم. بستر شناسایی این دو معضل را بنده عرض کردم، برای دومی تاریخ اسلام بود، که باید ببینیم صدر اسلام واقعا با چه معضلاتی مواجه بودند؟ مشکلی که صدر اسلام با آن مواجه شد و نتوانست از آن عبور کند چه بود؟

پناهیان ادامه داد: مسئله اول را هم باید به ویژگی جامعه جهانی امروز نگاه کنیم که ببینیم با چه معضلی مواجه است و چقدر توانسته است که از این معضل عبور کند و ما چگونه باید برای این معضل راه حل پیدا کنیم. معضلی که امروز در جامعه جهانی با آن مواجه هستیم و باید راه عبوری برای آن ایجاد کنیم، آن راه عبور اینست که: بعد از اینکه جهان از دوران دیکتاتوری مسلط و مستقیم عبور کرد به دوران دموکراسی فرو افتاد. چرا می‌گوییم فرو افتاد؟ زیرا با مشکلات و معضلات فراوان‌تری روبرو شد اگر چه یک قدم پیش گذاشته شده بود اما چند قدم پس رفت.

وی با بیان اینکه اگر جامعه اروپایی هنوز دچار دیکتاتوری بود شاید بهتر می‌توانست از دیکتاتوری عبور کند و مشکلات یک محیط دیکتاتوری را برطرف کند، گفت: جامعه اروپایی دچار معضلات جامعه دموکراتیکش شد و این معضلات به سادگی قابل عبور نیستند.

پناهیان عمده‌ترین مشکلی که جامعه امروز بر اثر برخورداری از دموکراسی با آن مواجه شده است را مشکل نفوذ اعلام کرد و ادامه داد: مشکل فریب‌هایی است که در دل آزادی وجود دارد که موجب شده در مهد آزادی، بیان فریادها به جایی نرسد. مشکل در آستانه حل شدن است، چون بیان آن ساده شده، به این صورت که تمام کشورهای دموکراتیک قبلی تحت نفوذ مسلم صهیونیست‌ها هستند. چرا مردم در جوامع دموکراتیک هر چه رای می‌دهند هر چه احزاب و نهادهای مدنی می‌آیند برحکومت و دولت نظارت داشته باشند، در هیچ کشوری نتیجه‌ای نمی‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: همیشه بازی دموکراسی سه هیچ به نفع صهیونیست‌ها تمام می‌شود. این رای گیری است؟ چگونه است که یک درصد بر نود و نه درصد حکومت می‌کند؟ اما نود و نه درصد وقتی می‌خواهند قیام کنند، علیه یک درصد مثل قیام کردن غلبه بر یک جامعه دیکتاتوری برایشان آسان نیست. این چگونه مشکلی است؟ چگونه جامعه‌ای که با آرای عمومی اداره می‌شود، بر آن صهیونیست‌ها حاکم می‌شود؟ چگونه مردم را فریب می‌دهند؟ چگونه در جامعه‌ای که آزادی بیان ادعا می‌شود، آنقدر آزادی بیان کنترل شده در خدمت دیکتاتوری‌های پنهان جهان دموکراتیک قرار می‌گیرد؟

پناهیان ادامه داد: یکی از جدی‌ترین مسایل جمهوری اسلامی این است که ما باید ببینیم چگونه می‌توانیم از این معضل جهانی عبور کنیم. چگونه ما نباید اجازه بدهیم انتخاباتمان مثل انتخابات فرانسه، آمریکا، انگلستان و آلمان بشود نباید اجازه بدهیم چون نتیجه انتخابات آنجا را دیدیم. چگونه تفکیک قوا باید صورت بگیرد که به سرنوشت شوم تفکیک قوا در کشورهای دمکراتیک جهان امروز مبتلا نشود؟ قوه قضاییه این کشورها حتی تحت سلطه صهیونیست‌ها عمل می‌کنند و به طور واضحی به نفع صهیونیست‌ها تبعیض آموز عمل می‌کنند. اینها دیگر نیازی به توضیح و استدلال ندارند با یک مقدار مطالعه می‌توانید به این واقعیت‌ها برسید. الان سوال این است چگونه یک جامعه دمکراتیک به اینجا می‌رسد؟ بعد ما چه تفاوتی با آنها داریم و چه پیش بینی داریم که می‌خواهیم به واسطه این تفاوت‌ها و پیش بینی‌ها کنترل کنیم تا یک جامعه برخوردار از مراجعه به آرای عمومی به آن نقطه نرسد.

وی افزود: من فکر می‌کنم این باید در مطالبه شما دانشجویان قرار بگیرد. مواظب باشید دمکراسی ما که مردم سالاری دینی است دچار آسیب‌های دموکراسی غربی نشود. این مطالبه اصلی ماست. نماد بسیار کوچک این تفاوت و تمایز این است که به کاندیداهای انتخابات بگوییم که مثل کاندیداهای قبلی تبلیغات نکنند، مثل کاندیدهای قبلی مبارزه انتخاباتی نکنند. نماد بسیار ساده آن این است یعنی یکی از نمونه‌های بسیار ساده آن این است.

پناهیان ادامه داد: من توجه شما را به یکی از جمله‌های دکتر شریعتی جلب می‌کنم؛ سال‌ها پیش کتابی را می‌خواندم که دیدگاه‌های سیاسی دکتر شریعتی را در آن جمع کرده بود. گرچه ممکن است انتقادهایی به دیدگاه‌های دینی دکتر شریعتی داشته باشم، مثلا اینکه دکتر مطهری انتقادهای بیشتری به دین شناسی و دیدگاه‌های دینی ایشان داشتند، ولی نمی‌توان حرف‌های حق کسی را بخاطر حرف‌های باطلش دور ریخت. من نمی‌خواهم بگویم که فرمایش ایشان فرمایش درستی بوده است، می‌خواهم بگویم مسئله‌ای است که آن زمان ایشان به آن توجه داشتند. قبل از آن که تجربه دموکراسی در جامعه ما تحقق پیدا کند ایشان با این موضوع تفتن پیدا کرده بودند. اینقدر این موضوع، موضوع قدیمی و پیش پا افتاده‌ای است که حتی شما تجربه یک جامعه دموکراسی هم نداشته باشید. می‌توانید مشکل را حدس بزنید. ایشان به دموکراسی متعهد اعتقاد داشتند. در دموکراسی متعهد مردم با آرای خودشان رئیس و رهبر خودشان را انتخاب می‌کنند. حالا من نمی‌دانم تعبیر ایشان از رهبری جامعه دموکراسی متعهد چه بوده است. ولی تعبیر دینی و ولایتی نداشت. مردم با آرای خودشان در جامعه دموکراسی متعهد رهبر خود را انتخاب می‌کنند. ولی مردم نباید بتوانند با آرای خودشان رهبر را عزل کنند. مردم او را یک بار انتخاب می‌کنند. به نظر معقول نمی‌آید ایشان توضیح می‌دهند به این دلیل که حالا که مردم رأی می‌دهند می‌توان آنها را فریب داد و دشمنان یک جامعه برخوردار از دموکراسی متعهد کاری می‌کنند که افکار مردم را تحریف کنند.

وی با بیان اینکه در دموکراسی احتمال کنترل و هدایت پشت پرده و نفوذ در لایه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد. به حدی که شما در کشورهای غربی می‌بینید هرکس رای می‌دهد و هرجور رای می‌دهد، به صهیونیست‌ها رای می‌دهد، گفت: نفوذ در احزاب، در بدنه کارشناسی، در لایه‌های تصمیم ساز و تصمیم گیر، نفوذ در انواع سطوح جامعه و کنترل یک جامعه چند میلیاردی مسیحی توسط 5 میلیون نفر صهیونیسم. الان چگونه باید در جامعه خودمان کنترل کنیم؟ من از شما می‌پرسم، راه حل چیست که در بدنه کارشناسی نظام، در لایه‌های مختلفی که برای دولت در جامعه ما تعریف شده است، دشمن نفوذ نکند؟ اگر دشمن بلد بود شعارهای ما را توسط عناصر خودش بدهد. و بعد آرام آرام مسیر را کج بکند، آن وقت باید چگونه برخورد بکنیم؟ چگونه باید شناسایی بکنیم؟ ما جامعه آزاد و انتخابات آزاد را در جامعه خودمان چگونه باید از هدایت یافتگی و نفوذ صهیونیسم‌های جهان خوار در امان نگه داریم؟ این مسئله اول است که مسئله بزرگی است. آیا مردم آمریکا دوست داشتند که تحت سلطه صهیونیسم باشند؟ آیا این 99 درصد، آگاهانه، عاشقانه این یک درصد را برخوردشان مسلط کرده‌اند که حالا که دچار فقر و هلاکت شده‌اند، قیام می‌کنند؟ وقت‌هایی که نوکران، کارگران مرفه این یک درصد بودند هیچ اعتراضی نمی‌کردند، قبل از این هم اگر اعتراض نمی‌کردند، به این دلیل بود که رفتارشان هدایت می‌شد. بعد اینها به ما اتهام می‌زنند که مردم را خام می‌کنید! دقیقا کاری را که خودشان با مردم خودشان می کنند. حالا که نمی توانند پول در جیبی کارمندان مرفه خودشان را برسانند، تظاهرات صورت می‌گیرد و گرنه قبلا هم شرایط همین بوده است: من به تو پولی بیشتر از کارمندان کشورهای عقب مانده می‌دهم. مرفه باش و به ما یعنی آن یک درصد خدمت کن و هر وقت هم رای می‌دهید به ما رای می‌دهید و دیگر فرقی نمی‌کند که چه طور رای می‌دهید. شاید خسته شده باشی از رئیس جمهورهای آمریکا، نشاط انتخاباتیت کم شده باشد، ما برای تو رنگین پوست انتخاب می‌کنیم. اگر از این شعار خسته شده باشی ما شعارهای دیگری برای تو می‌آوریم. شما بگویید که چه چیزی می‌خواهید؟ ما که همیشه حاکم هستیم. شما تقاضایتان چیست؟ ما متناسب با تقاضای شما حکومت خودمان را تعریف می‌کنیم.

وی تأکید کرد: انتخابات آمریکا هم برای کشورهای جهان، آنقدر اهمیت ندارد که انتخابات کشور ما برایشان اهمیت دارد. چون همه می‌دانند آنجا بازی است و اینجا حقیقی است. در ایران افراد و اشخاص و صحبت‌ها مهم هستند. چرا که هر فردی که انتخاب می‌شود در واقع او گزینه کل مردم است در صورتی که در غرب کسانی که انتخابات می‌شوند عروسک‌های خیمه شب بازی هستند. انتخابات اخیر فرانسه یکی از مهمترین انتخابات دهه‌های اخیر فرانسه بود که به دور دوم نرسید به رغم عادت سیاسی که در آنجا وجود دارد و هیچ چیزی هم تغییر نکرد و سیاست‌های ریاضت اقتصادی هم تکان نخورد. ما باید مراقب باشیم که مردم سالاری ما تبدیل به دموکراسی نشود اما چگونه می‌شود دولت را مدیریت کرد که نفوذ در آن صورت نگیرد؟ چگونه می‌شود انتخابات را مدیریت کرد که در آن فریب صورت نگیرد؟

به گفته پناهیان ولایت فقیه یک عنصر حیاتی در ساختار جامعه ماست که خودش به خودی خود کلیدی ترین راه حل را برای جلوگیری از تبدیل دموکراسی به دیکتاتوری را دارد. لذا حضرت امام فرمود ولایت فقیه مانع دیکتاتوری است. همان دیکتاتوری پنهانی که بانکی مون می‌گوید دموکراسی چیزی جز دیکتاتوری پنهان یا اشرافیت مدرن نیست. شورای نگهبان یک مکانیزمی است که در آن زمینه‌ای طراحی شده است. ما داریم با این مکانیزمی که طراحی کردیم در مقابل نفوذ مقاومت می‌کنیم. مسئله تمام شده نیست وقتی قانون تصویب می‌شود شما باید بسنجید که این قوانین تا چه حد به نفع مردم و نظام طراحی شده‌اند. صهیونیست‌ها 118 سال پیش در پروتوکل‌های خود برای هدایت جوامع دموکراتیک قرارداد بستند؛ یکی از مفاد آن این بود که ما انقدر قوانین زائد و اضافه تصویت می‌کنیم و آن را به مردم تحمیل می‌کنیم با ابزارالات خود، که مردم توانایی و قدرت تحلیل خود را از دست بدهند و نتوانند تشخیص بدهند که این قانون مفید است و چه تاثیراتی را دارد بعد به واسطه این قانون‌های اضافی آنها را استثمار می‌کنیم و این قانون خیلی پیچیده است.

با آقازاده های غرب زده می توانند انقلاب را زمین بزنند

وی گفت: به نظر بنده یک سری از قوانین در کشور ما بر اساس نگاه غرب زده تصویب شده‌اند و چون صریحا خلاف برخی از قوانین اسلامی نبوده است شورای نگهبان با آن مخالفتی نکرده است. اما تاثیرات خود را بر جامعه داشته و باعث افزایش فساد در جامعه شده است و یک روزی باید این قوانین اصلاح شود. اشخاص و افرادی را مامور می‌کنند؛ یک استاد دانشگاهی را من می‌توانم نام ببرم که بازنشسته سازمان ملل است. ایشان می‌گفتند که من در همان ایام بعد از دفاع مقدس به رئیس سازمان ملل می‌گفتم شما کشورهای غربی نمی‌توانید با انقلاب اسلامی کنار بیایید. چه نقشه‌ای برای آن دارید؟ ایشان برای 14 کشور جهان نماینده سازمان ملل بوده است و یک آدم جهان دیده هستند. رییس سازمان ملل که روحیات ضد صهیونیستی هم داشت و برخی از حرف‌ها را که می‌خواست بزند در مقر سازمان نمی‌گفت. جای دیگر قرار می‌گذاشت. او گفت طرحی که برای به زیر کشیدن انقلاب اسلامی وجود دارد طرح بسیار ساده‌ای است. این طرح را برای همه انقلاب‌ها انجام دادیم و نتیجه مثبتی داشته است. زمانی که انقلابیون حاکم می‌شوند امکانات در اختیار می‌گیرند و فرزندان خود را برای تجارت و تحصیل به غرب می‌فرستند در این حالت ما برای آنها دام پهن می‌کنیم. بعد از پهن کردن دام‌ها وی را مجبور می‌کنند که بر روی پدرش تاثیر بگذارد و به این نحوه در تصمیمات داخل کشور دخالت می‌کنند. همان زمان، رئیس سازمان ملل اصطلاح آقازاده‌ها را برای به زیر کشیدن انقلاب یک کشور به کار برد. این نکته خیلی پیچیده است این تصور که این ها یک پولی را بردند و زمینی خوردند و کار آنها را به یک دزدی ختم کنیم، اینها طرح‌هایی است که برای منحرف کردن انقلاب به کار می‌برند اینها در جهان اجرا شده است.

وی با تأکید بر اینکه ما باید جمهوری اسلامی را به این دلیل که شبیه دموکراسی است، از گزند نفوذ حفظ کنیم، خاطرنشان کرد: راه‌های نفوذ به انقلاب، یکی تغییر طرز تفکر مسئولین است. دوم آقازاده‌هاست. سوم قوانین اضافی است. چهارم مدیریت میانی و بدنه کارشناسی است.

پناهیان ادامه داد: یکی از اساتید دانشگاه بیان می‌کرد که از یکی از کشورها به دانشگاه ما آمدند و می‌خواستند که بورسیه بدهند و 20 نفر را بورسیه می‌کردند و ما کمی تردید کردیم و بعد ما فرستادیمشان و اکثرشان هم بازگشتند و اینها تخصصی گرفتند که برای یکی از کارخانه ما بسیار نیاز بود و بنده مشاور آن کارخانه بودم وقتی که ما می‌گفتیم که این مشکل را چطور حل کنیم؟ و غالبا بیان می‌کردند که این مشکل مثلا توسط چنین دستگاهی نیاز داریم که فلان کشور این صنعت را دارد و بنده تحلیل کردم دیدم یکی از این دستگاه‌ها را که ما از آن کشور بخریم تمام هزینه بورسیه این کشور در خواهد آمد این فرد که آنجا تحصیل کرده دائما دستگاه‌های آن کشور را پیشنهاد می‌کند، این نمونه ساده ترین و قانونی‌ترین راه نفوذ در کشور است. آیا این اتفاق در کشور ما افتاده است؟ آیا این اتفاق در عرصه انتخابات و عرصه سیاسیون ما اتفاق افتاده است؟ آیا توانسته‌اند در عرصه انتخابات مردم را فریب بدهند یا نه؟ شما دانشجویان باید این مسائل را بررسی کنید چرا که شما یکی از فعالترین و موثرترین گروه‌ها برای کنترل نفوذ در جامعه ما هستید. شما به این موضوع بی اعتنایی کنید دیگر فردی نمی‌ماند.

وی افزود: مثلا در انتخابات دوم خرداد آن طور که تبلیغات می‌شد، ما تصور می‌کردیم که دولت آقای خاتمی چیزی متفاوت از دولت هاشمی خواهد بود و مردم به خاطر این تفاوت به ایشان رای دادند در آن زمان تغییر و تفاوت خیلی مطلوب و بد و مردم خیلی در انتخابات شرکت کردند و آرای آقای خاتمی هم بالا بود و ایشان هم در عرصه انتخاباتی اصلا روند گذشته را تائید نمی‌کردند و دنبال فضای جدید بودند. در همان زمان رقیب آقای خاتمی آقای ناطق نوری بود و همه تصور می‌کردند که ناطق در خط هاشمی است و خاتمی می‌خواهد اوضاع را تغییر دهد، در برخی از صحبت‌ها حتی آقای هاشمی اشاره کرده بودند که از خاتمی حمایت کنید اما بدنه جامعه این چنین عقیده‌ای نداشتند. بعد که خاتمی آمد دیدم که قبلا دولت دست کارگزاران بود و الان هم دولت دست کارگزاران است و چیزی تغییر نکرد شما اسم این اتفاق را چه می‌گذارید؟

موسوی حرف معین را می زد 4 میلیون بیشتر رای نمی آورد

به گفته پناهیان در انتخابات 88 آقای موسوی اگر حرف‌های آقای معین را می‌زدند، چهار میلیون بیشتر رای نداشتند. آقای معین حرف‌های اصلاح طلبان را صریحا می‌زدند و چهار میلیون هم بیشتر رای نداشتند. ولی آقای موسوی این کار را نکردند، البته اشاره می‌کردند اما حرف‌های متفاوت بود، ایشان دائما از خط امام صحبت می‌کردند اما تجربه عملی و عملکرد ایشان چیزی متفاوت از حرف‌ها بود. یعنی اگر مردم دقیقاً می‌دانستند کم تر به ایشان رأی می‌دادند، منتها فضای انتخابات، فضای تخریب نیست، افشاگری به تخریب نزدیک می‌شود و مشکلات زیادی وجود دارد و نمی‌توانید از خواص و مسئولین بالای جامعه انتظار افشاگری داشته باشید. باز یک فریبی در حال صورت گرفتن بود و در مقابل این فریب افراد زیادی مجبور شدند که تاکتیکی به صحنه بیایند و به طوری تبلیغات کنند که رأی گیری به سمتی برود که آن سمت با همه ایرادات خود فریب صورت نگیرد.

وی ادامه داد: برای مثال آیا می شود مسئولی به آرمان فلسطین معتقد نباشد و خودش را به عنوان ضد صهیونیسم برای مردم یادآور کند؟ بله این وجود دارد و وقتی وزیر امور خارجه در یکی از دوره‌های تاریخی گذشته به یک اجلاس بین المللی می‌رود که مرتبط به فلسطین است و آن فردی سیاسی می‌گوید این ربطی به ما ندارد، اگر چنین فردی وجود داشته باشد چگونه می‌توان آن را افشاگری کرد؟ این فرد می‌آید ساعت‌های زیادی سخنرانی از ضد اسرائیل رو نمایی می‌کند و برای این افراد افشاگری چگونه صورت می‌گیرد؟ اینها امیدهای بیگانگان هستند، کاش همه چی بر پایه صداقت بود. البته خدا همیشه علامت‌هایی می‌گذارد. که متنها اینها را خواص جامعه دریافت می‌کنند که شما همان خواصی هستید که مقام معظم رهبری از آن به عنوان افسران جنگ نرم یاد می‌کنند و شما باید موجب هشیاری جامعه شوید. بعضی مواقع ممکن است یک دانشجو موجب هوشیاری یک روحانی شود و ما در قدیم این را نداشتیم و برای مثال شهید دیالمه افتخار جامعه دانشجویی است و زمانی که مجرد بود نماینده مجلس شد و حرف‌هایی برای ملت می‌زند که 30 سال بعد به آن می رسد، روشن بینی تا این حد معرکه است و حرفی میزند که احدی حرف ایشان را قبول نمی‌کند و بلا استثناء مردم بعد از 30 سال حرف ایشان را فهمیدند و ما باید از این که با آراء مردم و دموکراسی بازی شود جلوگیری شود که دشمن پشت صحنه آن ایستاده باشد و خواهان کنترل باشد. من خواهشم این است که در بازی‌های قدرت وارد شوید، نقشه خوانی کنید.

به گفته پناهیان روز به روز روش‌های جدیدی برای نفوذ و فریب ایجاد می‌شود و ما باید از آن عبور کنیم و این معضل اول بود. غربی‌ها یا باید جامعه را مثل سوریه نا امن کنند یا جامعه ما باید به فریب و نفوذ تن دهد که آنها به خواسته خودشان برسند و در آن زمان است که فقط تا قیمت جان می‌توان با آن مبارزه کند. آن کسانی که جوامع دموکراتیک غربی را با نفوذ و فریب بر آن سلطه پیدا کردند و مهارت فوق العاده دارند و کشورهای مهم دنیا را به همین دو شیوه اداره می‌کنند آنها به هر شیوه‌ای می‌خواهند به ما نزدیک شوند و مسئله‌ای است که ما با آن مواجه هستیم و باید به جهانیان نشان دهیم که رأی گیری صورت گیرد و هیچ آسیبی جامعه نبیند و جامعه جهانی منتظر این است در ایران اسلامی الگوی انتخابات آزاد حقیقی را دریافت خواهد کرد و روزی بر شما مراجعه خواهند کرد که شما چگونه رأی می‌دهید که یک درصد بر99 درصد حاکم نمی‌شود، آن صهیونیسمی که بر تمام کشورهای دموکراتیک حاکم است و همه را تحت نفوذ خودش اداره می‌کند چرا در کشور ایران نفوذ نکرده است؟ جامعه دموکراتیک به معنای واقعی کلمه دارید اما زیر سلطه صهیونیسم نیستید، چون در صد سال اخیر یک کشوری نیست که زیر سلطه دمکراتیک نباشد و در همه کشور‌های حرکت کننده به سمت دموکراتیک حرکت می‌کنند. شما می‌بینید که یا به بی ثباتی یا نفوذ غربی‌ها تن می‌دهید. وابستگی احزاب از گروه شروع می‌شود. ساز و کار ما برای عبور چیست؟ شما طبیعتاً می‌دانید ولایت فقیه محور، مقاومت ما در مقابل نفوذ و فریب است.

وی افزود: مسئله دومی که با آن مواجه شدیم و بستر مطالعه تاریخ اسلام است این است که امیرالمؤمنین (ع) در اوج در گیری‌هایی که در جامعه اسلامی با قاسطین، مارقین و ناکسین که صریحاً با ایشان جنگیدند و غیر از اینها یک گروه دیگری نیز بودند که هم رکاب ایشان بودند. امیر المؤمنین (ع) در یک زمان واحد در 4 جا می‌جنگیدند و این کار دشواری است. طلحه و زبیر دو نفر از کسانی بودند که علیه عثمان قیام کردند و به دلیل این که عثمان، معاویه را مورد لطف قرار می‌دهد. اگر امام علی به میدان نمی‌آمد، معاویه باید با طلحه و زبیر می‌جنگید و جنگیدن معاویه با طلحه و زبیر سخت تر از جنگ با علی (ع) است. چون طلحه و زبیر مانند خودش نامردی می‌جنگیدند و علی (ع) مردانه می‌جنگید و یا می‌توانست از عملیات فریب نفوذ استفاده کند.

پناهیان ادامه داد: طلحه و زبیر شروع به جنگ با علی (ع) کردند، در حالی که علی (ع) در حال آماده شدن برای درگیری با معاویه بود. معاویه مایل بود که علی (ع) بخشی از قوای خود را از دست بدهد و طلحه و زبیر نیز به کنار روند. خوارج موجب شدند که علی بن ابی طالب نتواند بر معاویه پیروز شود، خوارج اجازه ندادند امام علی (ع) بر معاویه پیروز شود ولی میزان دشمنی خوارج با معاویه و علی (ع) یکسان بود و حتی شاید بیشتر با معاویه دشمن بودند. علی (ع) با خوارج که جنگید، معاویه خوشحال شد که خوارج به کنار رفتند. امیر المومنین گروه چهارمی که با آن درگیر بودند ( کسی که در رکاب علی (ع) آخرین حرف را زد کمر سپاه ایشان را شکست و موجب شد که امام مذاکره با معاویه را قبول کند؛ اشعث بود) اشعث کسی است که، هر فتنه‌ای برای امیر المومنین پیش می آمد، پای اشعث در آن فتنه در میان بود. پسر اشعث قاتل اباعبد الله الحسین (ع) و دخترش قاتل امام حسن مجتبی (ع) است. آن وقت یکی از ایرادهای مهم خوارج نسبت به علی ابن ابی طالب (ع) این بود که: یا علی! اگر شما آدم درستی هستید، اشعث در دستگاه تو چه کار می‌کند؟ حالا شما بگویید که علی ابن ابی طالب چه کاری باید انجام بدهد؟ با چه کسی بجنگد؟ اصلا شما بروید و پیشنهاد بدهید که شما با خوارج صحبت کن و با خوارجت همراه بشو، این اشعث و همراهانش را از پای رکاب خودت که اینها عامل گرفتاری تو هستند، از بین ببر، چنین مشورت را به علی ابن ابی طالب بدهید ببینم حضرت در تاریخ با این مشورت چه کاری انجام می‌دهد؟ من از طرف امیر المومنین، می‌گویم باشد قبول! خوارج چند هزار نفر هستند؟ 6 هزار نفر رفتند بیرون شهر و اردو زده اند، خوب علی ابن ابی طالب جنگ است! شما یک نامرد منافق، رذل در پای رکاب شما هستند به نام اشعث و همراهانش، اینها پس فردا فرزندان شما را به شهادت می‌رسانند، بیا و با خوارج که لااقل ظاهرشان یک مقدار انقلابی‌تر است، همراهی کن. تا بعدها که توانستی بیایی تا نابودشان کنی، بعد بروی سراغ معاویه. نمی‌شود همه را با هم زد.

پناهیان گفت: علی ابن ابی طالب (ع)، آمدند بیرون شهر و پیش شش هزار نفر خوارج رفتند، به آنها گفتند چه می‌خواهید از من؟ مگر شما خودتان تحمیل نکردید؟ و صحبت کردند، آنها گفتند آقا جان شما توبه کن، ما هم توبه کردیم. ما هم می‌آییم در شهر، آقا امیر المومنین فرمودند: استغفر الله ربی و اتوب علیه و کل ذنب، من از هر گناهی توبه می کنم. این ها هم گفتند: آقا توبه کردند دیگر، و این 6 هزار نفر موافقت کردند و آمدند در شهر، چه شد جنگ خوارج صورت گرفت؟ اشعث پیش امیرالمومنین آمد و گفت یا علی ابن ابی طالب(ع)، شما توبه کردید؟ شما مگر حکمیت را پذیرفتید به زور اینها نبود؟ بعد توبه کرده اید؟ آقا فرمودند نه من که از آن توبه نکردم. من کلا گفتم استغفار تا موضوع حل بشود. اشعث قصه را علنی کرد و گفت نه آقا علی ابن ابی طالب به من این گونه گفتند و اصلا قصه این گونه نیست! و جنجال به پا کرد و از آن 6 هزار نفر 4 هزار نفر آنها دوباره رفتند. جنگ نهروان راه افتاد. حالا امیر الومنین از شهر خودش 4 هزار نفر را مجبور بشود، بکشد، دیگر می‌تواند حکومت کند؟ در چند جبهه باید امیر المومنین در آن واحد بجنگد؟

زمان دفاع مقدس درگیری در چند جبهه نبود

وی به دانشجویان گفت: من نمی‌دانم باید برای شما متاسف باشم در دوران دفاع مقدس نبودید؟ یا برای شما خوشحال باشم که در دوران دفاع مقدس نبودید؟ چون در دوران دفاع مقدس سطح پیش رفتگی جامعه ما سطح نازلی بود و ما هنوز اول راه بودیم. الان که پیشرفت جامعه سریع تر شده است و به نقطه‌های بالاتر رسیدیم، کار سخت‌تر است، خوشحالم که شما به قسمت‌های سخت‌تر داستان رسیده‌اید. رشدتان هم باید در این عرصه سخت تر باشد. اصلا شما لازم نیست حسرت بخورید که در زمان طلایی دفاع مقدس نبودید. الان طلایی تر است. ما در دوران دفاع مقدس، یک کار بیشتر نداشتیم که به جبهه برویم، امام هم پشت جبهه را، با هیبت خودشان اداره می‌کردند. درگیری در چند جبهه نبود، فوقش اگر هم باشد در چند جبهه درگیری‌های ضعیفی در داخل کشور بود. امام فرمودند: الان وقتش نیست. ما خیالمان راحت بود و به جنگ می رفتیم.یک جبهه بیشتر نبود.

پناهیان خاطرنشان کرد: آیا الان شما باید در چند جبهه بجنگید؟ الان شما باید با چند جریانی بجنگید که دشمن همدیگر هم هستند، و نان دشمنی همدیگر را هم می‌خورند، ولی در اینکه ضربه به ارکان نظام بزنند با هم مشترک هستند. حاضر هم نیستند یکجا، قرار بگیرند که آدم کارش راحت تر بشود! تو که می‌خواهی با ما بجنگی، این هم که می‌خواهد بجنگد، بروید و در یک طرف قرار بگیرید تا ما هم راحت تر بجنگیم، حاضر نیست! یکی این طرف تو ایستاده و دیگری در طرف دیگر تو، می‌روی به سمت این، آن یکی به تو حمله می‌کند. وقتی که دو طرف ایستاده باشند شما تا به سمت این می‌روی تو را متهم می‌کنند به آن طرف و می‌گویند: تو از طرف آن آمدی؟ می گویی، من به آن چی کار دارم. من می‌خواهم با تو درگیر شوم ولی می‌گویند او پشت سر تو هست، تو با من درگیر بشوی آن سودش را می‌برد، راست می‌گوید. امیر المومنین (ع)، وقتی که با طلحه و زبیر جنگ می‌کرد، معاویه سودش را می برد. وقتی با خوارج جنگ می کرد معاویه سودش را میبرد. وقتی با معاویه جنگ میکرد، خوارج سودش را می بردند. حالا در این میان امیرالمومنین چگونه باید عمل می کرد. من اصلا متاسف نیستم که این چنین شرایطی در جامعه ما پیش آمده است.

با عملیات نفوذ و فریب و رفتارهای منافقانه، باید مبارزه کنید

به گفته وی اعتقاد ما این است که حتما جوانان نخبه سیاسی و دانشجویان جامعه ما می‌توانند ما را از این شرایط عبور بدهند. اینها امتحانات الهی است. ما در چند جبهه در حال مبارزه هستیم. نباید همه را قرمز و آبی کنیم. الان در فوتبال رقبا زیاد شده‌اند. حداقل 4 یا 5تا تیم در حال رقابت بر سر اول شدن هستند. حاضر نیستند گل بخورند. باید به هم گل بزنند تا نفر اول شوند. نفر اول امتیازات ویژه‌ای دارد. الان دنبال داشتن هستیم. مراقب باشید از بین همه جریان‌های انحرافی اگر نسبت به یک یا دو جریان شناخت دارید، چشم خود را به سمت جریان‌های انحرافی دیگر بچرخانید. بعد از این در مبارزه با هر جریان انحرافی کوتاه نیائید. مبادا آنها شما را فریب بدهند و به یک یا دو یا سه جریان محدود کنند. در این صورت از جریان‌های انحرافی دیگر غافل شوید. ما انشاءلله با همه جریان‌های انحرافی همزمان مبارزه خواهیم کرد.

پناهیان خاظرنشان کرد: شما با عملیات نفوذ و فریب و رفتارهای منافقانه، باید مبارزه کنید. علیه هر جریان انحرافی بخواهید صحبت کنید، هزاران دلیل مبنی بر این که اساسا درست نیست، مطرح می‌کنند. باید با نفوذ و فریب با انواع انحراف‌ها مبارزه کنید. هیچ کس نباید مدال دشمنی با هیچ جریان انحرافی را به سینه بکوباند و از ارزیابی دقیق شما مصون شود. مثلا می‌گوید من با اصلاح طلب‌ها مبارزه کردم. هیچ کس نباید بگوید من با جریان پول پرست‌ها مبارزه کردم. این دلیلی برای عدم مبارزه با جریان انحرافی نیست. برخی می‌گویند من با جریان انحرافی مبارزه کردم .جریان انحرافی تنها یک جریان نیست. با مدال افتخار زدن به سینه برای مبارزه با یک یا دو جریان انحرافی، نباید کسی از ارزیابی ما مصون بماند. باید با همه جریان‌های انحرافی مبارزه کرده باشی. این نگاه شماست. مژده نهایی این که همه اینها فتنه آخر الزمان را شکل می‌دهد. از دید پیامبر خاصیت فتنه‌های آخر الزمانی این است که موجب رسوائی نفاق می‌شوند. هیچ کدام از این معضلات و پیچیدگی‌ها پنهان نمی‌ماند. خیلی ساده است. تنها نیازمند است آمادگی بازی در صحنه را داشته باشید. شما باید وقتی که با فکر و بصیرت خود جریان‌ها را شناسایی می کنی، با زبانت افشا گری می‌کنی، با قلبت هم حالت انعطاف پذیری داشته باشی. خدایا شاهد باش که ما به هر کسی دلبسته باشیم در عرض یک هزارم ثانیه حاضریم دل از او بکنیم به خاطر اینکه او دل از ولایت کنده است. این امتحانی هست که من به شما می‌گویم یکی از پیش رفته ترین امتحان‌ها است و در زمان ظهور حضرت، ایشان بعضی از سربازان خود را گردن می‌زند و باید مواظب باشی ایمان خود را حفظ کنی و به سرباز بودن و فرمانده بودن حضرت بسنده نکنی. رهبری فرمودند اختلاف افکندن خیانت به ملت است. کسی که خیانت می‌کند باید دل از او بکنیم. ما یک آمادگی داریم که اگر این آمادگی را در ملت هم ایجاد کنیم، هم شیطان رجیم و هم شیطان بزرگ ناامید می شوند. شیطان بزرگ و جریان استکبار از نفوذ و سلطه و فریب دادن دموکراسی نا امید می‌شود و شیطان هم از عدم تزکیه جامعه شما نا امید می‌شود. خدایا ما را در این مسیر ثابت قدم بدار.

وی در پایان گفت: یک توصیه دارم و اینکه خیلی به در خانه اهل بیت بروید و الان هم که وجود امام در دسترستان هست، واقعا بروید از حضرت تمنا کنید که هم خودتان حفظ شوید و هم بتوانید نقشتان را خوب ایفا کنید تا بتوانید تاثیر گذار باشید. منت اهل بیت را بکشید و از آنها تقاضا کنید که سالم زندگی کنید و فقط طرف خدا و اهل بیت و امام زمان باشیم. از امام رضا بخواهید که دستتان را بگیرند و شما را مؤثر قرار دهند. انشاءلله دشمن هر انقدر که دوست داشته شهید احمدی روشن را بکشد شما را هم بخواهد بکشد ولی موفق نشود! انشاءلله آنقدر تاثیرگذار باشید که دشمن برای ترور شما نقشه بکشد ولی موفق نشود.

بدون شرح ...


تفسیر سلفیه از تقریب مذاهب


... سال‌ها پیش مکه مشرف شده بودم و بر این پندار که درب حرم از ساعت 3 نیمه‌شب باز می‌شود، به سمت حرم شریف راه افتادم لیکن درب بسته بود و دو شرطه پشت درب، پرسیدم درب کی باز می‌شود؟ پاسخ داد: ساعت 4 و من کنار سربازی نشستم و باب گفت‌وگو را باز کردم.  

چه مذهبی دارید؟ "سلفی هستم" و این جمله را با افتخار گفت. سلفی یعنی برگشت به عقاید و شیوه‌های رفتاری اسلاف. پرسیدم اگر اهل سنت‌ هستید باید بدانید که قرآن می‌فرماید: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»، پس چرا مسلمانان را می‌کشید و مساجد را بر سر نمازگزاران خراب می‌کنید؟ آیا آل‌سعود کافران را می‌کشند و با مسلمانان مهربان می‌باشند؟

پاسخ جمله اول را نداد و نگاهی به اطراف افکند و چون چفیه قرمزی را ندید پاسخ داد آل‌سعود کافر می‌باشند، ما پس از پیروزی به خدمت ایشان می‌رسیم. گفتم بسیار خب چرا مسلمانان را می‌کشید و مساجد را بر سرشان خراب می‌کنید؟ گفت زیرا مساجدشان، مساجد ضرار می‌باشد و شمایان صحابه را لعن می‌کنید، در پاسخ به او گفتم اول این را بدان که گاهی لعن به معنی محروم است و ما معتقدیم که با جایگزینی آیین خلافت به جای ولایت، مزرعه نبی از بارش ولی محروم ماند و چون باران ولی بر مزرعه نبی نبارید در بسیاری از شئون اسلامی به جای گل‌های محمدی، خارهایی به چقلی عمر‌وعاص و خس‌هایی به نرمی ابوموسی رویید که هنوز سه دوره از رحمت پیامبر(ص) نگذشته بود یکی با بیرون کشیدن انگشتری از انگشت برای همیشه آیین خلافت را منقرض کرد و دیگری با به انگشت کشیدن انگشتری پایه آیین سلطنت را بنا نهاد و اعرابی به جای خلفای راشدین بر منبر پیامبر نشستند که «أَشَدُّ كُفْرًا وَ نِفَاقًا» بودند.

سخناننم برایش دلنشین و دل‌آزار بود ولی از آن‌جایی که صحیح می‌دانست تحمل می‌کرد، آری اعرابی که به آشکار می‌گفتند: «الحق للسیف»؛ خلیفه همان است که شمشیرش تیز‌تر باشد، به جای عمری که چون برایش خبر آوردند شراب خوری که هنوز حدش تمام نشده بود مرد با او چه کنیم؟ فرمان داد بقیه حد را بر جنازه‌اش بزنید تا حد خدا تکمیل گردد! کسانی می‌نشینند که تاریخ می‌نویسد رونق شراب‌خانه‌های امویان از شراب‌خانه‌های یهود و نصاری هم بیشتر بود.

خلیفه مروانی بر منبر شراب می‌نوشید، آخوند درباری به او گفت: بر منبر شراب ننوش، خوشایند نمی‌باشد و او پاسخ داد چرا ننوشم؟ محمد(ص) شراب را در کتابش حرام کرده(نه پیامبر در قرآن) و من شراب را با نوشیدنم بر منبر، حلال می‌کنم. امروز هم به چشم خود می‌بینید که خلیفه سعودی(ملک عبدالله) جام شرابش را از زیر عبایش بیرون می‌کشد و به جام شراب بوش می‌زند که خواستار جنگ‌های صلیبی است.

سخن دیگرم این که اگر چه آیین خلافت، جایگزین آیین مبارک ولایت گردید و چون ولی بر مزرعه نبی نبارید، اتفاقات شومی پدید آمد لیکن خلفای راشدین برای همیشه علی(ع) را محترم می‌داشتند تا آن‌جا که عمر با آن همه عظمت، به گفته اجماع مورخان70 بار گفته است: «لولا علی لهک عمر» و ارزش علی(ع) پیش عمر تا این اندازه بود.

عمر که بسیاری از ساختارهای اداری در زمان او پدید آمد روزی می‌خواست تاریخی مخصوص برای مسلمانان وضع کند و گروهی از صحابه را گرد آورد و هرکسی روز بناء تاریخ اسلامی را روزی پیشنهاد می‌کرد، یکی می‌گفت: روز تولد پیامبر، یکی روز فوت پیامبر، یکی روز بدر که روز جنگ پیروزی مسلمانان بود. هر کسی چیزی می‌گفت و عمر گوش می‌سپارد و ناگهان نظری به اطراف افکند و گفت: نظر علی(ع) چیست؟ گفتند علی(ع) در مجلس حضور ندارد، گفت بروید او را خبر کنید و چون علی(ع) آمد نظر او را پرسید، علی(ع) گفت: روز هجرت پیامبر زیرا در این روز سنگ بنای وحدت و پیروزی اسلام نهاده شد و عمر بلافاصله پذیرفت.

آری برخورد های علی(ع) هم با آن‌که پیامبر(ص) او را در غدیر خم ولی قرار داده بود با خلفاء این چنین بود. در ماجرای شور ثقیفه چون خبر به یاران علی(ع) رسید زُبیر و گروهی به آن‌جا شدند و زبیر شمشیر برکشید و گفت: اگر حق را به حق‌دار ندهید سر و کارتان با این شمشیر است لیکن علی(ع) به یاران پیام فرستاد که اگر می‌خواهید از بلندی‌ها صدای اذان را بشنوید شمشیرها را غلاف کنید که کفار و منافقان منتظر همین لحظه می‌باشند و یاران را آرام و تمکین ساخت و شگفت این که علی(ع) حتی در آن لحظه تلخ غیرت خود را برای حفظ وحدت مهار کرد.

عزیزم با صدها دلیل به مانند چنین ادله‌ای آیا می‌شود که شمایان طرفدار برگشت به خویشتن اسلافی خود باشید و چنین برخوردهایی را با شیعیان علی(ع) داشته باشید؟!

شما گفتید آل‌سعود کافرند در این صورت چرا فرمانبر آخوندهای بیسوادی می‌باشید که جیره‌خواران آل‌سعود و یاوریِ عملی آنان از صهیونیزم جهان آشکار است؟! حتما آن‌هایی که کشتن شیعیان علی(ع) را ثواب می‌دانند نه تنها در تمام روزگار، فرمان پراندن تیری را به سوی صهیونیست‌های غاصب و کشتن آنان را نداده‌اند، بلکه اخیرا فتوا داده‌اند پراندن سنگ به سوی صهیونیست‌ها حرام می‌باشد.

خب شمایان چگونه می‌خواهید با چنین رهبرانی به آیین اسلاف دینی خود برگردید؟ با شنیدن سخناننم به فکر فرو رفته بود، لیکن باور آن‌ها او را سخت آزار می‌داد.

گفت تقریب مذاهب یعنی چه؟ می‌خواهید همه عقاید انحرافی خود را روی هم بریزید و اسلامی را بسازید که همه بپذیرند؟ این که التقاطی روشن است.

گفتم چه کسی چنین پنداری را بر تو تحمیل کرده؟ ما می‌گوییم اگر حاشیه‌های منفی‌ای را که مذاهب بر علم کلام و شریعت محمدی زده‌اند نادیده بگیریم و مسلمانی قرآنی گردیم مذاهب خودبه‌خود، به یک دیگر نزدیک و مسلمانان در برخورد با کافران هماهنگ می‌گردند، می‌گوییم وضو گرفتن از بالا به پایین یا از پایین به بالا مشکل مسلمانان نیست و هر کس حجتی شرعی بر عبادت خود داشته باشد، عبادت او مقبول است.

می‌گوییم با این که قرآن می‌فرماید: «پیامبر و امت راستین او برخوردشان با کفار شدید و با مسلمانان مهربانه است»، چرا برخی از ملوک، جان مسلمانان ساده‌دل و بیت‌المال مسلمانان را خرج کشتن مسلمانان و حفظ کفر و صهیونیزم جهانی می‌کنند؟

و لا حول و ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

حیدر رحیم‌پور ازغدی

هدیه و کرامت حضرت عبدالعظیم حسنی به آیت الله مرعشی نجفی (ره)

آیت الله العظمی مرعشی نجفی، پس از آنکه مقطعی از درسش را در نجف به پایان می‌برد به تهران می‌آید و مقدّمات ازدواج ایشان فراهم می‌شود. پدر دختر، شرطی را برای ایشان مطرح می‌کند تا پس از تحقّق آن، دختر به خانه بخت برود.

شرط پدر دختر، تهیه این اقلام بود: یک جفت گوشواره، چهار عدد النگو، دو عدد پیراهن، دو قواره چادری و دو جفت کفش.

اگر چه درخواست خانواده عروس، چندان سخت و چشمگیر نبود، ولی برای آن عالم بزرگوار تهیه همین قدر هم مقدور نبود.

ایشان ناامید از انجام شرط، عازم قم می‌شود امّا قبل از حرکت به سمت قم به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السّلام در شهر ری توقف می ‌کند.

آن عالم بزرگوار قبل از آنکه به حرم مشرف شود، دقایقی را در حیاط صحن و مقابل ایوان می‌ایستد و تمام حواسش به شروطی است که از عهده انجام آن بر نیامده است. در این لحظه کاملا متوجه آن حضرت می‌شود و مشکل را با عبدالعظیم حسنی در میان می‌گذارد.

چند لحظه بعد، کسی دست روی شانه‌اش می‌گذارد و آرام به گوشش می‌خواند که: آقا، بسته‌تان را بردارید تا خدای نکرده کسی آن را نبرد! و ایشان ناراحت از اینکه او را از چنین حالی بیرون آورده‌اند، مکثی می‌کند و بعد می‌بیند، بسته‌ای جلوی پایش افتاده است! ابتدا اعتنا نمی‌کند، اما بلافاصله طنین صدایی را که لحظاتی قبل او را متوجه این بسته کرده بود در ذهنش می‌نشیند. نگاه جستجو‌گرش کسی را نمی‌یابد، بسته را می‌گشاید و می‌بیند درون بسته، این اشیاء وجود دارد؛ دو جفت کفش زنانه، دو قواره چادری، دو عدد پیراهن، چهار عدد النگوی طلا و یک جفت گوشواره!

ایشان پس از این کرامت «خادم افتخاری» آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام شده و تا آخر عمر شریفشان این مدال خادمی را به سینه داشتند.

برشی از رمان آواز ابابیل

«آواز ابابیل» رمانی است که توسط موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب -امسال- به چاپ رسیده است. "مجید پورولی کلشتری" در 200 صفحه، ماجرای چهار روز از زندگی مردی را تعریف می کند که دوبار می میرد؛ او حافظه اش را یک بار از دست داده و دوباره به دست آورده است و حال به دنبال همسر و دختر و گذشته اش آواره ی خیابان های تهران است. بستر داستان حال و هوای همین روزهای ماست. شخصیت های فرعی داستان واقعی اند و بدون سانسور، و هر کدام نقشی هر چند بسیار کوتاه در پیشبرد خط داستان دارند. مثل شهرام جزایری، محسن مخملباف، بنی صدر، میرحسین موسوی و ... و این گونه نویسنده کتاب رنگ و بو و نقد سیاست را نیز در رمان خود جای داده است.

کلشتری داستانی را گفته که خیلی از ماها ماجراهایش را دیده و شنیده ایم، اما بیشتر وقت ها فراموش می کنیم.
... «این کله ی تاس، یه زمانی موهای قشنگی داشت که من با این دست ها نوازشش می کردم.»

می چرخد طرف ابریشم:

- «منو می زد. بی اون که بخواد.»

گریه می کند:

- «دیوونه می شد. بی اون که بخواد.»

تخت را دور می زند و به مرد نگاه می کند:

- «موجی یعنی عاشق. کاری به کار تعریف دادگاه خانواده و استدلال مردم ندارم. برای من موجی یعنی کسی که جنگ روحش رو زخمی کرده. کسی که گلوله اعصابش رو خراشیده. به خدا قسم که دلم برای لگدهاش تنگ شده. تحمل یه لگدش می ارزه به هزار تا نماز شب. یه وقت هایی می اومد سراغم و می زد و می زد و می زد تا از نفس بیفته. اون وقت، آروم که می شد، می افتاد به پام که:‌ ببخش حوا! ببخش، غلط کردم. نفهمیدم. خودم نبودم.»

بر می گردد طرف ابریشم:‌

- «من می ساختم و به جای من اون می سوخت.»

اشک، آرام از گونه اش سُر می خورد زیر روسری و چادرش:



- «طلاقم داد؛ به اجبار،‌ واسه راحتی من، که خلاص بشم، تا بدنم از کتک ها سیاه نشه، تا آبروم جلوی در و همسایه و فامیل نره. جلوی قاضی با این که حالش خوب بود، منو گرفت زیر بار کتک،‌ بلکه قاضی رضایت بده به طلاق. بعد از دو سال رفتن و اومدن،‌ قاضی حکم صادر کرد که این آقا تعادل روانی نداره. یه روزی حامد از معلم شون پرسیده بود: ‌آقا، تعادل روانی نداره یعنی چی؟ معلم شون گفته بود: یعنی کسی که دیوونه ست. بعد، حامد مدام از من می پرسید که: مامان! بابا دیوونه س؟»

می دود بیرون اتاق. ابریشم با بهت به مرد نگاه می کند. صدای مجری تلویزیون بلند شده:

- «آفرین به این قهرمان. باید ساق پای نیکبخت واحدی را بوسید!»

ابریشم زانو می زند کنار تخت. آسمان می غرّد.

****

- «سر ماجرای بنی صدر شرط بستم.»

- «با کی؟»

- «با علی حامدی. از بچه های بندرعباس. من بنی صدر رو خیلی قبولش داشتم. فکر می کردم آدم خوبیه و دارن پشت سرش حرف می زنن، به هر حال امام هم با انتخابش موافق بود. بعد، وقتی پشت سرش حرف ها شروع شد و گفتن که داره کم کاری و خیانت می کنه، من و علی حامدی شرط بستیم. من گفتم اگه بنی صدر خیانتش ثابت بشه، گوشم را می برّم. علی حامدی هم گفت حاضره سر گوشش شرط ببنده. بالاخره بصیرت علی بیشتر از ماها بود. ما گول ظاهر افراد رو می خوردیم.»

می خندد:

- «هفته ی قبل زنگ زده می گه میرحسین موسوی می خواد بشه کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری. گفتم خُب بشه، چه ایرادی داره؟ گفت حاضره باز شرط ببنده، خندیدم گفتم: بابا! میرحسین امتحانش رو پس داده. برگشت گفت: خیلی ها توی جنگ بدر در رکاب پیامبر جنگیدن، اما همون آدم ها در جنگ جمل روی حضرت علی شمشیر کشیدن.

این بشر تحلیل هایی می کنه که آدم وحشت می کنه.»

تاکسی در ردیف درخت ها پیش می رود. دورترها آسمان می غرّد.

شکار طبس + دانلود

نیروی هوافضای سپاه برای اولین بار تصاویری از اطلاعات رمزگشایی شده پهپاد جاسوسی آمریکا RQ170 که سال گذشته به دام سپاه افتاد منتشر کرد كه شامل برخي از امكان فيلمبرداري شده توسط اين پهپاد مدرن امريكايي است.

در اين تصاوير كه توسط برنامه ثريا و با همكاري مركز مستند سفير در قالب مستند «شكار طبس» براي اولين بار از رسانه ملي منتشر شد، بخش هايي از تصاوير رمزگشايي شده از پهپاد جاسوسي RQ170 در كنار توضيحات سردار حاجي زاده فرمانده نيروي هوافضاي سپاه از نحوه شكار و رمزگشايي اطلاعات اين پهپاد امريكايي به نمايش در آمده است.

در ميان تصاوير به نمايش در آمده از پهپاد جاسوسي RQ170 تصاويري از فرودگاه پايگاه نظامي قندهار و مقري در پاكستان نيز به نمايش درآمده است.


14 فوریه سالروز انقلاب مردم بحرین ...


متن سخنان حاج آقا پناهیان در برنامه ققنوس با موضوع تببين خصوصيات سينمای انقلاب


::بزرگترين صادرات ما نفت نيست بلكه معنويت و معرفت است::


نهمين قسمت از برنامه ققنوس تكرار مجدد برنامه هشتم آن بود كه با كارشناسي حجت الاسلام و المسلمين پناهيان و به دلیل درخواست‌های بینندگان دوباره به روي آنتن شبكه چهارم سيما رفت.

حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در اين برنامه با تاکید بر تناسب ذاتی میان سینما و دین گفت: وقتی این دو به هم برسند، این سینماست که بیشتر بهره می‌برد، دین را از طریقی غیر از سینما هم می‌توان منتقل کرد، هرچند که ممکن است سخت‌تر باشد اما عوامل مختلفی وجود دارند که دست به دست هم می‌دهند و باعث فراگیر شد دین خواهند شد.

وی با بیان اینکه سینما می‌تواند این مسیر را تسریع و تسهیل کند، افزود: اما سینما بیش از اینکه به دین خدمت کند به خودش خدمت خواهد کرد، زیرا دین نگاه عمیق و در عین حال زیبا به سینما می‌دهد.

دين مي‌تواند سينما را رونق بيشتري دهد

این کار‌شناس مسائل فرهنگی اظهار داشت: اگر سینما برای عده‌ای وسیله‌ای است برای سرگرمی، دین می‌تواند این وسیله را رونق بیشتری ببخشد و یا اگر سینما برای عده‌ای وسیله‌ای است برای نشان دادن روابط عاطفی، دین می‌تواند این روابط عاطفی بین انسان‌ها را تقویت ببخشد.

پناهيان ورود دین به عرصه سینما را به منزله تک ساحتی شدن سینما ندانست و تاکید كرد: وقتی سینما دینی شود، سمت و سوی الهی پیدا خواهد کرد، نه اینکه بخشی از زندگی را مورد غفلت قرار دهد، بخشی از عواطف و احساسات را نگاه نکند، بخشی از درگیری‌های انسان را بی‌توجهی کند. بلکه زاویه دید را تغییر می‌دهد و اتفاقا سینماگر دینی باید تمام اجزای زندگی را مورد توجه قرار دهد.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه سینماگر علاوه بر حکمت و صفای باطنی باید دارای هوشمندي و ذکاوت فوق‌العاده‌ای باشد، افزود: هوشی که در یک کارگردان و فیلمنامه نویس ـ که در بسیاری مواقع این دو حرفه در یک فرد تجلی پیدا می‌کند ـ مورد نیاز است، بسیار زیاد‌تر از دیگر هنرهاست، حتی بیشتر از هوشی است که ما در دانشگاه‌ها و رشته‌های فنی نیاز داریم.

معرفت يك كارگردان بايد از يك عالم ديني هم بيشتر باشد

به گفته وي کارگردانی حرفه‌ای است که بايد معرفت زیادی داشته باشد، حتی باید معرفتش از یک عالم دینی بیشتر باشد یا حداقل با‌‌ همان معرفتی که دارد، نگاهی تیزبینانه به امور داشته باشد.

پناهیان با بيان اينكه برخی از سینماگران ما مسلمان هستند اما انقلابی نیستد، گفت: شما اگر فیلم خوب می‌خواهید نیازی ندارید که سینماگر انقلابی باشد، اما اگر فیلم انقلابی بخواهید نیاز دارید که سینماگرتان حتما انقلابی باشد.

اين كارشناس مسائل هنر
ي شهید آوینی را یک سینماگر انقلابی توصيف كرد و افزود: او قبل از اینکه به هویت صنفی خودش عشق بورزد، به هویت انقلابی‌اش عشق ورزید.

سينماگر انقلابي به دنبال اصلاحات حداقلي نيست

وي ادامه داد: سینماگر انقلابی دنبال رفورم و اصلاحات حداقلی نیست، دنبال دیدن عوامل سطحی مشکلات مردم نیست، به ریشه‌ها نگاه می‌کند و در حد معقول سعی در ریشه کن کردن آن‌ها می‌کند، سینماگر انقلابی به همه مردم عشق می‌ورزد و برای همه آن‌ها دل می‌سوزاند، سینماگر انقلابی در تنهایی‌هاش برای فقرا اشک می‌ریزد، سینماگر انقلابی برای کسانی که با خدای او و حسین او نیستند گریه می‌کند.

پناهيان با بيان اينكه ساخت اثر انقلابی نیاز دارد که انسان در درون خودش آتش گرفته باشد، تصريح كرد: شهید چمران کسی است که خودش آتش گرفته، اصلا اثر هنری ندارد اما خودش اثر هنری است.

اين استاد دانشگاه حفظ شأن سینماگر را لازمۀ داشتن «سینمای فاخر» دانست و گفت: برای اینکه به یک سینمای فاخر برسیم باید شأن سینماگران را حفظ کنیم و بالا ببریم و در‌‌ همان سطحِ بالا به مردم معرفی کنیم.

وي خاطرنشان كرد: این موضوع از یک سو انتظار مردم از سینماگر را بالا می‌برد و از سوی دیگر انتظار خود سینماگران هم از خودشان بالا‌تر می‌رود و اگر بخواهیم منتظر رشدی باشم، این رشد باید در بستر این تکریم صورت بگیرد.

سينماگر يك شبه فيلسوف است

پناهيان با بيان اينكه واقعا سینماگر یک شبه فیلسوف و بلکه بالا‌تر از یک فیلسوف و یک انسان اندیشمند و بلکه بالا‌تر از یک انسان دانشمند است، اظهار داشت: کسی که فراوانی دانش دارد، حتما نباید اندیشمند باشد و توان استفاده از آگاهی‌ها برای رسیدن به نتایج جدید نداشته باشد اما بنا به قراردادی که در این بحث مطرح می‌کنیم، شاید بتوانیم اصطلاح اندیشمند را عمیق‌تر از اصطلاح دانشمند تلقی بکنیم.

اين كارشناس مسائل هنري با تاكيد بر اينكه ما باید انتظارمان را از سینماگران بالا‌تر ببریم تا افراد فرهیخته به این عرصه ورود پیدا کنند، گفت: اگر بخواهیم به یک سینمای دینی و سینمای انقلابی برسیم باید این باور را در جامعه نهادینه کنیم که سینماگر باید فردی عمیق باشد.

به گفته وي یقینا یک سینماگر آگاهی‌های فردی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و نگاه عمیق تاریخی باید داشته باشد تا بتواند در این عرصه فعالیت کند.

قدرت تحليل و آينده‌نگري يكي از خصوصيات سينماگر انقلابي است

پناهيان دارا بودن قدرت تحلیل و آینده نگری را یکی از خصوصیات یک سینماگر انقلابی دانست و افزود: در عرصه اندیشه، سینماگر انقلابی باید قدرت تحلیل، به ویژه آینده‌نگری داشته باشد و نمی‌شود یک انقلابی آینده‌نگر نباشد چرا كه اگر یک انقلابی آینده‌نگر نباشد، در قضاوت‌هایش دچار اشتباه و خمودگی می‌شود و حساسیت‌هایش کم می‌شود.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: حضرت امام(ره) وقتی خواستند فردی را که به عنوان جانشنین ایشان مطرح بود عزل کنند، گفتند كه "شما فرد ساده لوحی هستید." یک انقلابی نباید ساده باشد، باید هوشمند باشد، باید دست همه سیاستمداران فریبکار عالم را بخواند، آثار عملی و نهایی و تمام تئوری آن‌ها را درک کند، اگر یک سینماگر بخواهد انقلابی باشد، در تحلیل، باید نقد دموکراسی در مشتش باشد، که این دومینویی است که آغاز شیرینی دارد اما در ‌‌نهایت به ویرانی منجر می‌شود و در واقع این قدرت بصیرت عمیق است که می‌تواند از یک فرد، سینماگر انقلابی بسازد.

سينماگر انقلابي بايد استقلال روحي داشته باشد

وي ویژگی دوم یک سینماگر انقلابی را داشتن «استقلال روحی» خواند و با بيان اينكه یک هنرمند انقلابی نمی‌تواند استقلال نداشته باشد، گفت: هنرمند انقلابي حتی باید در تشویق و تنبیه دوستانش هم بايد استقلال داشته باشد، یعنی زخم زبان خوردنش هم باید ملس باشد و از سرزنش نترسد.

پناهيان در عين حال خاطرنشان كرد: این به معنی بی‌اعتنا بودن به انتقاد دیگران نیست، بلکه منظور عدم پذیرفتن تاثیر منفی و یا حتی مثبت از این تشویق‌ها و تنبیه‌هاست و اگر این استقلال روحی نباشد، متاثر از انتقاد‌ها برای راضی نگاه داشتن همه، دست به تعدیل انقلاب و عقاید خودش می‌زند.

اين استاد دانشگاه سومین خصوصیت مهم سینماگر انقلابی را دوستی و دشمنی دانست و گفت: نمی‌شود با بشریت دوست بود اما نسبت به دشمنان بشریت بی‌تفاوت بود.

وي اظهار داشت: وقتی به تعریف امام درباره هنر نگاه می‌کنید، به بُعد نفرت از سرمایه‌داران ظلم و ستم اشاره می‌کند و این طبیعی است که هنرمندان به خوبی‌ها و زیبایی‌ها علاقه و عشق دارند، اما هنرمند انقلابی، نسبت به آنچه باعث از بین رفتن این زیبایی‌ها و خوبی‌ها می‌شود، نفرت دارد.

حضور انقلابيون در سينما مهم‌ترين وظيفه آنهاست

پناهيان با تاكيد بر اينكه حضور انقلابیون در عرصه سینما را از مهم‌ترین و اصلی‌ترین وظایف آن‌ها است، گفت: اگر انقلابیون حضور در عرصه سینما را وظیفه اصلی خود تلقی نکنند، وضع سینما درست نخواهد شد.

وي با بيان اينكه بزرگ‌ترین صادرات جامعه و کشورما، صادرات معنویت و معرفت است که باید به وسیله این ابزار صادر شود، گفت: بزرگ‌ترین صادرات ما نفت نیست و ضروری‌ترین امور، تکنولوژی‌های سخت نیست بلکه بزرگ‌ترین مزیت نسبی ما محصولات معنوی و فرهنگی ماست که باید از طریق همین تکنولوژی‌های نرم رسانه‌ای به عالم منتقل شود

رجا نیوز

بدون شرح ...


لمیا الغمادی، دختر 5 ساله ای که قربانی هوسرانی مفتی وهابی شد


لمیا الغمادی، دختر 5 ساله  که با آسیب‌های متعدد، از جمله شکستگی در جمجمه، چندین دنده و بازوی چپ، کبودی و سوختگی در سطح زیادی از پوست، در تاریخ 4 دی سال 1390 در بیمارستان بستری شده بود، در اول آبان سال جاری فوت کرد اما خبر کشته شدن این دختر 5 ساله توسط مفتی سعودی، در بایکوت کامل رسانه‌ای قرار گرفت.


فیحان الغمادی، مفتی سعودی و مهمان ثابت شبکه‌های آموزه‌های وهابی در عربستان، اعتراف کرد که از چندین کابل و عصا برای تحمیل صدمات استفاده کرده است. دادگاه سعودی در حالی مفتی وهابی را از مجازات مرگ رهانیده که حکم صریح اسلامی برای جرایمی مانند تجاوز به عنف و تعدی به کودکان، اعدام است.


تشییع جنازه لمیا، دختر 5 ساله

فیحان الغمادی، مفتی وهابی عربستانی پس از تجاوز و قتل دختر 5 ساله‌اش و تنها در حالی که مدت کوتاهی را در زندان به سر برده بود، با حکم دادگاه سعودی به پرداخت دیه به مادرش، از زندان آزاد شد.

«کهیعص»؛ نشریه هیئت محبین اهل بیت(ع) دانشجویان، دانش‌آموختگان و فعالان هنر و رسانه + دانلود



بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در كنگره جهانی بزرگداشت حافظ سال 67