21سال پس از قتل عام بزرگ در بین الحرمین

:: نگاهی به چگونگی سركوب قیام ملت عراق بر ضد صدام
درگفتگوی با دكتر تبرائیان ::
پایگاه اینترنتی مركز اسناد انقلاب اسلامی - مصطفی جوان*: ملت عراق وبه ویژه شیعیان مظلوم آن در تاریخ معاصر سالهای سختی را سپری كرده اند.قیمومت انگلستان بر این پهنه جغرافیایی پس از فرو پاشی امپراتوری عثمانی وبه كار گماشتن عناصر مزدور خود به حكومت این سرزمین و در نهایت كودتاهای پی در پی ،تاریخ خونباری را برای این كشور رقم زده است.اما از میان این فراز ونشیب ها ،روی كار آمدن حزب بعث و به ویژه صدام حسین تبعات بسیار زیادی برای عراق در پی داشت.ماجراجویی حزب بعث در حمله به ایران وتحمیل كردن جنگ هشت ساله به جمهوری اسلامی با تحریك غرب به ویژه آمریكا به وقوع پیوست كه نتوانسته بود انقلاب اسلامی ایران را مهار كند.مقاومت ملت ایران در برابر متجاوز، شكست نقشه های توسعه طلبانه صدام را رقم زد و او كه به نوعی عقده كشور گشایی پیدا كرده بود این بار در تاریخ 11مرداد1369 به كویت حمله كرد.میدان جنگ كویت با دخالت نیروهای ائتلاف به جهنم سربازان عراق مبدل شد و تا نزدیكی فروپاشی حكومت بعث پیش رفت.
با شكست ارتش بعثی در كویت،مردم عراق انتفاضه ای را علیه رژیم بعثی شروع كردند كه هرچند از بصره شروع شد ولی به سرعت بسیاری از استانهای عراق را در بر گرفت.سردمداران غرب و شیوخ عرب متمول ومرتجع منطقه كه در جنگ كویت صدام را شكست داده بودند به محض شروع انتفاضه مردمی، منافع خود را در حمایت از دشمن دیروزشان دیدند و برای سركوب قیام به حزب بعث كمك كردند.جلادان بعثی با بی رحمی تمام به محاصره شهرها، كشتن مردم اعم از پیر و جوان و تخریب اماكن متبركه شیعیان پرداختند؛ به طوری كه در مدت اندكی، قریب به دو هفته، چند صد هزار نفر در سرتاسر عراق به دست صدامیان به شهادت رسیدند.
متاسفانه با گذشت بیش از دو دهه از این اتفاق مهم وكم نظیر تاریخ معاصر منطقه،ابعاد مختلف آن ناگفته باقی مانده وكمتر نام ویادی ازآن به میان آمده است.اما خوشبختانه به تازگی كتابی با عنوان انتفاضه شعبانیه حماسه مقاومت اسلامی ملت عراق(الانتفاضه الشعبانیه،ملحمه المقاومه الاسلامیه للشعب العراقی)توسط نویسنده بزرگوار وفاضل جناب آقای دكتر صفاءالدین تبرائیان با قلمی علمی وشیوا به رشته تحریر در آمده است.بدین منظور از طرف سایت تحلیلی -پژوهشی مركز اسناد انقلاب اسلامی با ایشان تماس گرفته و درخواست ملاقات جهت مصاحبه را نمودم. استاد چون همیشه با روی باز دعوت مصاحبه را پذیرفتند كه ماحصل آن به حضور خوانندگان تقدیم می شود.
لازم به ذكر می باشد همزمان با آغاز ماه مبارك شعبان در مراسمی از كتاب انتفاضة شعبانیة حماسة مقاومت اسلامی ملت عراق رونمایی شد.
جناب آقای تبرائیان از اینكه وقت گرانقدر خویش را در اختیار بنده قرار دادید و دعوت مصاحبه را پذیرفتید بسیار متشكرم. به تازگی كتابی با عنوان انتفاضه شعبانیه حماسه اسلامی ملت عراق توسط جنابعالی تالیف شده است. بدین بهانه مصاحبه ای با جنابعالی در ارتباط با این قیام صورت می گیرد تا با نگاهی موشكافانه به تجزیه وتحلیل آن بپردازیم.جناب آقای دكتر، عراق امروز، گستره ای است كه در پی وقوع جنگ جهانی اول از سلطه خلافت عثمانی جدا شد و تحت الحمایه بریتانیا قرار گرفت.چه علل وعواملی باعث گردید كه عراق توسط انگلیسی ها اشغال شود؟
به نام خدا. من هم از جنابعالی به خاطر انجام این مصاحبه سپاسگزارم. اما در جواب سوال شما باد بگویم انگلیسیها به دلایل متعددی مبادرت به اشغال عراق كردند كه اهم آنها عبارت است از:
1. منافع اقتصادی: به رغم آنكه سابقهی بهرهوریهای سرشار مالی بریتانیا در عراق به قبل از سدهی نوزدهم باز میگردد، اما از آغاز سدهی بیستم منافع اقتصادی آنها رو به فزونی نهاد. پیدایی نفت، به ویژه در ناحیهی موصل، منبع درآمدزایی هنگفت و عامل عمدهی تحریك انگلیسیان سودجو برای رخنه و سلطه بر عراق بود، هر چند صرفنظر از نفت، منابع اقتصادی وسوسهانگیز دیگری در عراق دیدگان استعمارگران بریتانیایی را خیره كرده بود.
2. مصالح سیاسی و نظامی: انگلیسیها به منظور نگاهبانی از مطامع امپراتوری خود در مشرقزمین و البته هندوستان دست به هر اقدامی میزدند؛ آنان طی سدههای هفدهم و هجدهم برای تسلط بر آبراههای دریایی منتهی به هند، با رقیبان كهنهكار پرتغالی، هلندی و فرانسوی مصاف سختی داشتند؛ اما انگلیسیها در نیمهی دوم قرن نوزدهم، دو رقیب توانمند چون آلمان و روسیه را نیز فراروی خود دیدند. ناگفته نماند كه آلمان از اوایل سدهی نوزدهم به عنوان رقیب سرسخت بریتانیا، جلوههای دیپلماسی و نمایش نظامی خود را در منطقه آشكار كرد.
3. اتحاد عثمانی با آلمان: سیاستورزان انگلیسی قرار گرفتن عثمانی در كنار آلمان در رویارویی نظامی آتی را حدس زده بودند. تركها پیش از آغاز نزاع قهرآمیز با انگلیسیها، خصومت خود با آنان را آشكار كرده بودند. دولتمردان انگلیسی برای ضربه زدن به این محور و حمایت از منافع و مصالح منطقهای خود، به ویژه در خلال جنگ، چاره را در هجوم به عراق و تصرف این كشور و اخراج عثمانی پس از چهار قرن از بینالنهرین دیدند.
انگلیسیها با تحریك شریف مكه (حسین بن علی) كه با بریتانیا روابط حسنه داشت، پادگان عثمانی را از مكه بیرون راندند. وی در 1916 خود را پادشاه حجاز خواند. توماس ادوارد لونس در 1916 با تحریك فرزندان شریف حسین (امیرعبدالله و امیرفیصل) و وعدهی فریبنده به آنها مبنی بر اینكه پس از بیرون راندن عثمانی از بلاد عربی، حكومت عراق را به فیصل و حكومت اردن را به عبدالله خواهند سپرد و عربستان را نیز به پدرشان واگذار خواهند كرد، در این شورشگری و فعل و انفعالات سیاسی نقش مهمی ایفا كرد. در همان زمانی كه عبدالله و فیصل قوای خود را تحت فرماندهی لورنس، جاسوس انگلیسی قرار دادند، دولتهای انگلستان و فرانسه محرمانه توافق كردند پس از شكست عثمانی، كشورهای عربی را بین خود تقسیم كنند. بر مبنای مفاد این قرارداد سرّی كه در 16 مه 1916 میان سر مایك سایكس، نمایندهی انگلیس و ژرژ پیكو، نمایندهی فرانسه امضا شد، تقسیم ممالك امپراتوری عثمانی مورد توافق طرفین قرار گرفت. بر این اساس سوریه و لبنان به فرانسه، و اردن و عراق به انگلیس تعلق میگرفت.
با حمایت انگلستان ،خاندان فیصل در عراق به قدرت رسیدند تا اینكه با كودتای 23تیر 1337 ژنرال عبدالكریم قاسم به عمر رژیم سی وهفت ساله پادشاهی در عراق خاتمه داد.پس از چندی عبدالكریم قاسم توسط عبدالسلام عارف سرنگون می شود.در نهایت بعثیان در عراق به قدرت می رسند.لطفا در ارتباط با چگونگی به قدرت رسیدن صدام بفرمایید؟
انقلاب اسلامی در ایران روز 22 بهمن 1357ش/ 11 فوریهی 1979م به پیروزی رسید. از این واقعه به مثابه یك زلزله تعبیر شد كه امواج آن كشورهای منطقه را تحتالشعاع قرار داد. استعمارگران دست به كار مهار انقلاب اسلامی شدند. در كوتاهترین زمان لازم بود فكری به حال عراق شود، كه بیش از سایر كشورها آسیبپذیر و مهیای تأثیرپذیری از الگوی ایران بود. البكر توانایی مقابله با وضعیت جدید را نداشت. رئیسجمهوری شصت و پنج ساله، بیمار و حالا دیگر كاملاً در سایهی صدام چهل و دو ساله جاهطلب و تشنهی قدرت قرار گرفته بود.
حدود پنج ماه از پیروزی انقلاب در ایران نمیگذشت كه فرصت مناسب مهیا شد. شامگاه 17 ژوئیه 1979 یك متن از پیش تهیهشده به مناسبت یازدهمین سالگرد كودتای 17 تموز (ژوئیه) 1968 برای البكر آماده شد تا آن را از طریق رادیو و تلویزیون برای مردم قرائت كند. البكر برای انجام صحیح این كار زیر فشار و تهدید برزان التكریتی قرار گرفت تا ناگزیر لحظاتی پس از خواندن آن از همهی مناصب حكومتی به سود صدام كنارهگیری كرده باشد.
از این برهه نظام «دولت- حزب» به رژیم فردی مبدّل گردید و صدام به ریاست جمهوری، ریاست شورای انقلاب، فرماندهی كل نیروهای مسلح و دبیركل حزب بعث، بركشیده شد. بعثیها خود را قومگرای عربی از نوع رادیكال و هوادار پانعربیسم معرفی میكردند. تضعیف حوزهی علمیه و زمینگیر كردن مرجعیت شیعه، مبارزه با كردها و شیعیان، دوری جستن از ایران و كوفتن بر طبل وحدت عربی و ژست مبارزه با اسرائیل گرفتن در زمرهی برنامههای آنان در عرصهی سیاست داخلی و خارجی بود. تحت لوای دو شعار «وحدﺓ، حریـﺔ، اشتراكیـﺔ» (وحدت، آزادی، سوسیالیسم) و «امـﺔ عربیـﺔ واحدﺓ، ذات رسالـﺔ خالدﺓ» (یك امت عرب با رسالتی جاودان)، هیاهو و خیمهشببازی پرطمطراقی به راه افكندند.
آقای دكتر در پی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی عراق با ایران، صدام به كشور كویت حمله كرد. از نگاه جنابعالی چه علل و عواملی باعث حمله به كویت گردید؟
سه عامل اساسی باعث پیدایی و تشدید اختلافات سران بعث حاكم بر عراق با كویت و یورش به آن كشور بود:
1. وامهای كلانی كه كویت در اختیار رژیم بغداد قرار داده بود. همانگونه كه آگاهی داریم امیرنشین كویت در خلال جنگ تحمیلی صدام با ایران كمكهای بلاعوض فراوانی را با دست و دلبازی هرچه تمامتر در اختیار حكومت عراق قرار داده بود تا به زعم خود از آسیبهای احتمالی كه از ناحیهی باجگیری چون صدام ممكن بود گریبان آنان را بگیرد در امان مانند، و در عین حال از حمایت این رژیم در برابر توهم تهدید ایران اسلامی بهرهمند گردند. كویتیها با خاتمه یافتن جنگ در پی بازپسگیری وامهای اعطایی كه بالغ بر ده میلیارد دلار تخمین زده میشد، بودند. عراقیان از طرح این تقاضا نهتنها برآشفته و ناخشنود شدند بلكه انتظار تشویق و مساعدت بیشتر از سوی كشورهای شیخنشین عرب ناحیه خلیجفارس را داشتند، از این رو با رویكرد به راهكار فرار به جلو، كویت را متهم به استخراج و سرقت نفت از چاههای نفتی الرمیله خود در جنوب و نزدیك مرز با آن كشور كردند و موضع یك طلبكار تمامعیار را به خود گرفتند.
2. دستاویز دیگری كه كرسینشینان بغداد بدان متوسل شدند موضوع تجاوز كویت به سهمیه مقرر تولید نفت از سوی اوپك و استخراج و فروش بیش از ظرفیت تعیینشده بود. در سال 1989م، تولید نفت كویت (با احتساب 50 درصد تولید منطقهی بیطرف) 8/1 میلیون بشكه در روز، امارات متحدهی عربی 9/1، عربستان سعودی (با احتساب 50 درصد تولید منطقهی بیطرف) 2/5، و عراق 8/2 میلیون بشكه در روز بود. در زمانهی مورد بحث، جمعیت كشورهای یادشده از این قرار است: كویت 1/2 میلیون نفر، امارات 6/1، عربستان سعودی 2/14، و عراق 2/18 میلیون نفر است. درآمد سرانهی ناشی از فروش نفت به دلار برای هر یك از آنها نیز رقم شگفتانگیزی را نشان میداد. بنابه ادعای دولتمردان عراق، كویت و امارات كاهش قیمتها را با افزایش حجم صادرات در سنوات اخیر جبران كردند، اتفاقی كه طی سالهای 1985 تا 1989 كه عراق درگیر جنگ بود امكان آن را نیافت و از این حیث بیش از همهی كشورهای عرب منطقه بابت پایین رفتن قیمتها و سقوط بازار نفت متضرر گردید و در مقطع فعلی افزایش تولید نفت كویت با دستاندازی به چاههای مورد اشاره عراقیان بههیچوجه قابل قبول نبود. پوشیده نیست كه مسئولان كویتی تمامی ادعاهای رجال عراقی در این باره را صریحاً تكذیب كرده، آن را بهانهجوییهای غیرقابل قبول میپنداشتند.
3. بررسی مسئلهی مرزهای بحرانآفرین عراق به ویژه در بخش جنوب این كشور حائز بسی اهمیت است. در واپسین سال حاكمیت پادشاهی در عراق، پس از نزدیكی دو كشور مصر و سوریه و اعلام جمهوری عربی متحده (United Arab Republic) در فوریهی 1958م از سوی جمال عبدالناصر، عراق و اردن كه گونهای اتحاد هاشمی را به واسطهی زمامداری دو پسرعمو بر خود تجربه میكردند در پی تقرب فزونتر و انضمام كشورهای دیگری برای كسب مشروعیت بینالمللی اتحاد منحصربهفرد خود شدند. نوری سعید، نخستوزیر كاركشته و كهنهكار عراقی، دعوتی برای پیوستن شیخنشین كویت به این اتحاد انجام داد و اینكه در صورت انضمام كویت، عراق مبادرت به ترسیم خطوط مرزی خود با آن كشور خواهد نمود. تحفّظ امیر كویت در اجابت دعوت به انضمام از یك سو، و وقوع كودتای خونین نظامی در عراق به زعامت قاسم كه منجر به برچیده شدن بساط پادشاهی در این كشور گردید و مناسبات عراق با اردن را برهم زد، از سوی دیگر، اوضاع ناهمگن و شكل تازهای از تضادهای جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی را برملا كرد.
در پی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی رژیم بعث حاكم بر عراق با ایران شاهد تیره شدن روابط و مناسبات دیكتاتور بغداد با برخی سران عرب هستیم. صدام كه گمان میكرد كشورش سپر بلای كشورهای عرب حوزهی خلیجفارس شده و با قربانی كردن بسیاری از جوانان و از دست دادن ذخایر مالی عراق، همتایان عرب خود را از خطر بزرگی رهانیده است، انتظار داشت دولتهای عربی منطقه كمكهای مالی فزونتری در اختیارش قرار دهند. به باور صدام، مساعدتهای اعراب به وی در خلال جنگ هشت ساله ناچیز بوده و اكنون برای بازسازی و نوسازی خسارتهای سنگین وارده بر بلاد رافدین، كه به نمایندگی از همهی ملوك و امرای عرب منطقه برای مهار انقلاب اسلامی و جلوگیری از سرایت شعلههای آن به سرزمینهایشان، درگیر نبرد با ایران اسلامی شده، سزاوار پاداش كلان و شایستهی مشوقهای معتنابهی است.
سردار بیافتخار و به حاشیه راندهشدهی قادسیه در پایان جنگ با ایران هر چند موفقیتی ارمغان نیاورد لیك از لحاظ كمیت نیروی نظامی، با حدود یك میلیون و هشتصد هزار نفر، چهارمین ارتش جهان را در اختیار داشت و از این رو بیش از هر وقت دیگری خود را لایق رهبری جهان عرب میپنداشت، به رغم آنكه از نظر مالی به شدت ضعیف شده و آسیبپذیر نشان میداد.
صدام در اجلاس 28 مه 1990 سران عراب كه به میزبانی كشورش در بغداد برپا شد، طی سخنانی غافلگیرانه، دولتهای عرب منطقه را به اعلان جنگ اقتصادی برضد عراق متهم كرد. دیری نپایید بلندپایگان بعثی روز 18 ژوئیه 1990 كویت را رسماً متهم كردند با تجاوز به خاك عراق و بهرهوری غیرقانونی از چاههای نفت مورد اختلاف دو كشور در «الرمیله»، نفت آن منطقه را به یغما برده است. مواضع دولتمردان عراقی و لحن ادبیات گفتاری آنان نسبت به مقامات كویتی همهروزه شدت مییافت. در این میان میانجیگری شماری از رؤسای عرب و مذاكرات رودروی طرفین نیز راه به جایی نبرد و همهی شواهد و قرائن حكایت از حملهی قریبالوقوع عراق به كویت داشت.
صبحگاه 2 اوت 1990م/ 10 محرم 1411ق/ 11 مرداد 1369ش، نظامیان عراقی با یورش به كویت ظرف سه ساعت خاك آن كشور را به اشغال خود درآوردند. بیگمان صدام در تهاجم به كویت میخواست یك شبه بر تمامی مشكلات خود فائق آید. شبیخون به كویت و فتح آن، گریز از معضلات فراوان داخلی عراق و سرپوش نهادن بر بخش معظم آن را ممكن میكرد.
واكنش غرب و كشورهای منطقه نسبت به تجاوز عراق به كویت چه بود؟
اشغال یكی از كوچكترین و ثروتمندترین كشورهای جهان، كشوری عرب و عضو شورای همكاری كشورهای خلیجفارس و تبدیل رژیم پادشاهی آن به جمهوری، سلاطین نفت منطقه را به شدت نگران كرد. چند روز بعد- 16 اوت 1990- دیك چنی، وزیر دفاع آمریكا، بنابه دعوت فوری شاهزاده سعودالفیصل وارد ریاض میشود. سعودیها خواهان استقرار سریع نظامیان آمریكایی در خاك خود شدند. به یكباره جهان اسلام و دنیای عرب تماشاگه پهن كردن فرش قرمز از طرف شاخهی سیاسی جریان سلفی، تكفیری، ارهابی وهابی برای استقبال از ورود قوای اجنبی به قلمرو خادمالحرمین الشریفین شد.
ماهها زمان برای تصویب قطعنامههای جورواجور شورای امنیت سازمان ملل متحد و فراخواندن نظامیان از سی و سه كشور جهان به منطقه برای هجوم به عراق وقت صرف شد، تا اینكه ساعت 2:30 بامداد 17 ژانویه 1991م/ یكم رجب 1411ق/ 27 دی 1369ش، یورش نیروهای ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریكا به عراق آغاز شد. فرماندهی كل عملیات توفان صحرا برعهدهی ژنرال نورمن شوارتسكف بود. حملات هوایی سی و هشت روز تداوم یافت و در خلال آن بنیه دفاعی، زیرساختهای اقتصادی، اداری، حتی اجتماعی عراق منهدم گردید. براساس آماری كه توسط كشورهای غربی شركتكننده در عملیات اعلام شد، طی این مدت هشت برابر بیش از آنچه در واپسین ایام جنگ جهانی دوم بر سر مردم ژاپن در هیروشیما فرود آمد، بمب بر سر عراقیان ریخته شد. روز سی و نهم جنگ، حملات زمینی از چند محور آغاز گردید. در جریان نبردهای زمینی، قوای متحدین به ویژه آمریكاییها و انگلیسیها از سلاحهای نامتعارف و كشتارجمعی علیه نظامیان عراق استفاده كردند.
قوای بینالمللی در 26 فوریه 1991 وارد كویت شدند و این كشور را پس از قریب هفت ماه- 208 روز- از اشغال سپاهیان صدام خارج ساختند. پیكار بر روی زمین تنها چهار روز به طول انجامید و در صدمین ساعت شروع عملیات زمینی، رژیم بعث حاكم بر عراق در 28 فوریه دستها را به نشانهی تسلیم بالای سر برد و در برابر یورش برندگان زانو زد. سرلشكر سلطان هاشم احمد الطائی و سرلشكر صلاح عبود به نمایندگی از رژیم صدام در ملاقات با ژنرال نورمن شوارتسكف و ژنرال خالد بنسلطان بنعبدالعزیز آلسعود، نمایندگان قوای ائتلاف با حضور در خیمهی صفوان، تن به پذیرش تمامی شرایط خفتآور مهاجمان دادند. رهاورد دومین جنگ تحمیلی صدام كه آن را «ام المعارك» نام نهاده بود، حدود یكصد هزار كشته و بیش از شصت هزار اسیر و شمار قابل توجهی از زخمیان بود.
در خلال عقب راندن قوای صدام از كویت و فرار تحقیرآمیز سربازان عراقی از جبههی كویت، روز یكم مارس 1991م/ 14 شعبان 1411ق/ 10 اسفند 1369ش، شاهد خیزش عمومی و گستردهی عراقیان هستیم كه جرقهی آن در میدان سعد شهر بصره شعلهور گردید. لطفاً در این باره توضیح دهید؟
انتفاضه سرشناس به «شعبانیه» عراقیان برای آمریكاییها و همپیمانان اروپایی و عربش بسی بیمناك و نگرانكننده بود. از دیدگاه نیروهای استكباری و ارتجاعی، روی كار آمدن شیعیان در عراق، برای غرب به مراتب خطرناكتر از صدام و حزب فاشیست بعثاش بود. رژیم صدام در سركوب و قلع و قمع منتفضین نهایت وحشیگری و جنایات مافوق تصور را مرتكب شد. مزدوران حاكمیت ظلم و تجاوز در كشتار قیامگران، حتی مردم بیپناه ددمنشی خود را آشكارا نمایان كردند. حملهی قوای مسلح جهل و ستم به حرمین شریفین حسینی و عباسی در سرزمین «طف» و یورش سبعانه به حرم علوی در گستره «غری» و هتك حرمت اعتاب مقدسه از اقدامات زشت نظامیان تبهكار گارد جمهوری به سركردگی اشقی الاشقیاء حسین كامل و طه الجزراوی بود. به دستور فرماندهی كل نیروهای مسلح عراق، بر روی تانكهایی كه برای سركوب انتفاضه رهسپار مناطق جنوب و فرات میانه شد با اسپری قرمز رنگ تهدید طایفی «لاشیعـﺔ بعد الیوم» نوشته شد. لشكریان حكومت بعثی با كشتار بیرحمانهی صدها هزار نفر در جای جای عراق، اجساد قربانیان را در گورهای دستهجمعی دفن كردند. لازم به ذكر است اولین جرقهی قیام در شهر بصره زده شد. بصره مهمترین شهر در جنوب عراق و بزرگترین بندر این كشور به شمار میآید و از منظری پس از بغداد، مهمترین شهر عراق است، با اكثریت شیعهنشین كه از قرنها پیش در آن سكونت داشتند. نخستین ستون زرهی بازگشته از جبهه به میدان سعد در مركز شهر رسید. ساختمان حزب بعث شعبه بصره نبش میدان قرار داشت، در كنار نقشنگارهای از صدام-كه چنانچه عكس، نقاشی و یا مجسمهاش جایی مشاهده نمیشد، غیرقابل باور و عجیب به نظر میرسید- فرماندهی ستون، بر روی یكی از تانكها، به طرف تصویر تبلیغاتی بزرگ صدام كه او را در لباس نظامی نشان میداد، ایستاد و آن را منهدم كرد.
خبرهای واقعه میدان سعد شهر بصره و توفیق انقلابیون در به دست گرفتن امور شهر زودتر از آنچه كارگزاران رژیم بعث میپنداشتند و انتظارش را داشتند، شهرهای پیرامون بصره را در برگرفت. شهری چون ناصریه با ورود تنها چهارده جوان از منطقهی هور ، كه به سلاحهای سبك مجهز بودند و فریاد «اللهاكبر، اللهاكبر» سر میدادند و در چشم برهم زدنی صدها جوان به آنان پیوستند، زودتر و آسانتر از آنچه قابل تصور است به كنترل منتفضین (قیامگران) درآمد. در عماره، شمار دیگری از نظامیان عراق به صفوف مخالفان حكومت بعث ملحق شدند. در شهرهای آزادشده، نیروهای انقلابی قفل انبارهای ذخیرهسازی مواد غذایی، كه برای استفادهی ارتش پیشبینی شده بود، را شكسته و آنچه در این مكانها نگهداری میشد، میان مردم توزیع كردهاند.
براساس برخی گزارشها تا روز سهشنبه 14 اسفند 1369ش/ 18 شعبان 1411ق كنترل اوضاع در شهرهای مهم و شناختهشده عراق به دست مردم افتاد. در آن برهه اعلام شد افزون بر شهرهای منطقهی جنوب شهر، نجف، كربلا، سلیمانیه، اربیل، دهوك، پس از آن كركوك، یكی پس از دیگری توسط انقلابیان آزاد شده است. همزمان با شورش در جنوب، تقریباً تمامی شهرهای فرات میانه و شمال عراق از كنترل قوای صدام خارج گردید و پس از آن دامنهی خیزش به نزدیكیهای پایتخت و حتی برخی محلههای بغداد چون الثوره، شعله، مشتل، رسید. قیامگران مایل بودند از فرصت مناسب اعلام آتشبس و تسلیم شدن ارتش عراق، و ضعف و ناتوانی نظام صدام، نهایت بهره را برده، ضربهی كاری بر پیكر رژیم وارد نمایند.
واكنش رژیم بعثی نسبت به قیام شیعیان چه بود؟
رویارویی رژیم با طغیان گسترده و عمومی مردمی از ابتدای نیمهی دوم مارس (آذار) شروع شد. سردمداران نظام بعث برای سركوب انتفاضه، پلیدترین و قسیالقلبترین عناصر بلندپایهی خود را به شهرهایی كه سر به شورش نهادند گسیل داشتند. علی حسن المجید راهی بصره و محور جنوب شد؛ طه یاسین رمضان فرمان قلع و قمع نجف و حله را دریافت كرد؛ عزﺓ ابراهیم الدوری به ناصریه اعزام گردید؛ و حسین كامل ماشین سركوب خود را به سوی فرات میانی، و در كربلا به حركت درآورد.
از آنجا كه قیام از بصره شعلهور شد، اتاق فرماندهی عملیات سركوب تصمیم گرفت كلید برنامهی قلع و قمع و كشتار قیامگران در بصره زده شود، از این رو نفرات بیشتری برای مشاركت در نابودی آنچه بر سر راهشان بود به محور جنوب اعزام شدند. اكثریت سكنهی بندر بصره را شیعیان تشكیل میدادند و صدام میخواست از آنان كه این غائله را شروع كردند انتقام سختی بگیرد تا دیگر سر به شورش ننهند. صدام با شروع عملیات كشتار گستردهی مردم در چهارده استان قیامگر، از انتفاضه به عنوان «فتنه» یاد كرد. از نظر دیكتاتور بغدادنشین، شورشیان مشتی مزدور بیگانهپرست هستند كه از آن سوی مرزهای عراق برای بحرانآفرینی به داخل كشور رخنه كردند.
فرماندهی عملیات سركوب و تخریب، قتل و جنایت در كربلا، برعهدهی یكی از نزدیكترین و مورد اعتمادترین افراد به صدام، یعنی ژنرال حسین كامل، داماد وی، قرار داشت. كامل، پیش از هجوم به شهر در برابر بارگاه منوّر سیدالشهدا(ع) ایستاد و به گونهای تهدیدآمیز چونان سلف ناخلفش، ابنزیاد، با اظهار اینكه «من حسینم و او حسین است و به زودی مشخص میشود چه كسی در نهایت پیروز و كدامین مغلوب میشود». نواده نبی اعظم(ص) و فرزند علی كرّار(ع) را مخاطب قرار داد. وی كمتر از پنج سال بعد نتیجهی این رجزخوانی ابلهانهاش را دید. عاقبت ژنرال بداقبال دردناكتر از ابنزیاد بود.
به دستور حسین كامل آن دسته از شهروندانی را كه در كوچه پسكوچههای محلههای كربلا بازداشت شده بودند، در بینالحرمین جمع كردند. آمار آنان براساس برخی گزارشها بین 1300 تا 2000 نفر برآورده شده است. ظرف چند دقیقه همگی آنها قتلعام شدند.
جناب آقای دكتر قیام عمومی عراقیان ابهت صدام و هیبت رژیم او را درهم شكست و تَرَكهای اساسی بر پیكر، بدنه و ساختار سیاسی حاكمیت را موجب آمد.اما ماشین نظامی و سركوبگر حزب بعث در تارومار كردن منتفضین تنها نبود. صرفنظر از مشاركت واحدهای مختلف ارتش و واحدهای زبده گارد جمهوری، جیش الشعبی و فدائیان صدام، ضلع سوم مثلث قتل و جنایت را «ارتش آزادیبخش ملی» بازوی نظامی «سازمان مجاهدین خلق ایران» تشكیل میداد. لطفاً در این باره توضیح بفرمایید؟
كارنامهی حضور سازمان مجاهدین در عراق آن اندازه سیاه است كه نمایاندن ابعاد گوناگون آن مصاحبهی جداگانهای را میطلبد. مشاركت واحدهای موسوم به «ارتش آزادیبخش ملی» در كشتار كردها و تركمنهای عراقی حتمی است، هر چند به زعم عدهای منافقین در خلال انتفاضه مقدس شعبانیه ملت قهرمان عراق در سال 1991 برضد حاكمیت جائر و ضدبشری صدام، نهتنها در قتل قیامگران و كشتن هزاران نفر از مردم شهرهای كرد و تركمننشین مشاركت داشتند، بلكه قوایی از آنها با پوشاك ارتشیان عراق به شهرهای دیالی، واسط، شهرك ثوره بغداد، حتی كربلا و نجف اعزام شدند تا به یاری نظامیان ولینعمتشان، صدام، كمك كرده باشند.
اهل نفاق برای كشاندن نیروهای خود به مناطق عملیاتی، به منظور سركوب انقلابیان عراقی متوسل به توجیهات شگفتانگیز ورود نیروهای سپاه پاسداران با پوشاك عربی و كردی به خاك عراق- با بهرهوری از وضعیت آشفته و بلبشوی حاكم بر این كشور پس از عقبنشینی از كویت- با هدف حمله به قرارگاههای سازمان و نابودی ارتش آزادیبخش شدند.كه كذب محض بود.
جناب آقای دكتر با تشكر از اینكه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید اگر سخنی در پایان دارید بفرمایید.
من هم از شما تشكر می كنم.در مجوع همانطور كه عرض كردم در رخداد انتفاضه شعبانیه سیمای واقعی همگان وصف بندیهای پنهان،آشكار گردید.استعمارگران با پشتیبانی از عناصر آلت فعل خود در منطقه،مبادرت به تسویه حساب های تاریخی وانتقام جویانه كینه توزانه نمودند.جالب آنكه صورت حسابهای این لشكركشی توسط شیوخ مرتجع عرب،امرای نفت ودلار تامین گردید.منافقین نیز كه سرنوشت خود را به صدام وحاكمیت بعثی گره زده بودند،بد جوری قافیه را باختند.بار دیگر ماهیت پلید این دشمنان خدا وخلق بر ملا گردید.به هر روی انتفاضه شعبانیه به رغم سركوب وحشیانه،هرگز شكست نخورد؛واقعه ای كه فضای سیاسی وآرایش نیروها وصف بندی جناح ها را بر ملا كرد ودر حال حاضر بیداری اسلامی را موجب آمد.
*مدرس دانشگاه و پژوهشگر انقلاب اسلامی




































الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیـــــــرالمومنین و الآئمّة المعصومین علیهم السّلام