اینفوگرافی فتح خون

فتح خون

مناظره عقل و عشق…

راوی

آماده باشید که وقت رفتن است…

عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو… واین هر دو، ‌عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود. در روز هشتم ذی الحجه، یوم الترویه، امام حسین آگاه شد که عمرو بن سعید بن عاص با سپاهی انبوه به مکه وارد شده است تا او را مخفیانه دستگیر کنند و به شام برند و اگرنه … حرمت حرم امن را با خون او بشکنند. آنان که رو به سوی قبله خویش نماز می گزارند معنای حرمت حرم امن راچه می دانند؟ کعبه آنان که در مکه نیست تا حرمت حرم مکه را پاس دارند؛ کعبه آنان قصر سبزی است در دمشق که چشم را خیره می کند. کعبه قبله احرار است . رستگان از بندگی غیر؛ اما اینان بت خویشتن را می پرستند . امام برای اعمال حج احرام بسته است و لکن اینان احرام بسته اند تا شمشیرهای آخته خویش را ازچشم ها پنهان دارند … شکستن حرمت حرم خدا برای آنان که کعبه را نمی شناسند چندان عظیم نمی نماید و اگر با آنان بگویی که امام حسین(ع) برای پرهیز از این فاجعه مکه را ترک گفته است در شگفت خواهند آمد… آیا امام که خود باطن کعبه است ، اذن خواهد داد که این بدعت عظیم واقع شود و حرمت حرم باخون او شکسته شود‌؟ … خیر.

امام حج را با نیت عمره مفرده به پایان بردند و آنگاه عزم رحیل را با کاروانیان در میان نهادند: « الحمدلله ، ماشاءالله و لا قوه الا بالله و صلی الله علی رسوله …

برای من قتلگاهی اختیار شده است که اکنون می بینمش . گویا می بینم که بند بند مرا گرگان بیابان ، بین نواویس و کربلا از هم می درند و از من شکمبه های خالی و انبان های گرسنه خویش را پر می کنند .»

رضایت خدا ، رضایت ما اهل بیت است ؛ بر بلایش صبر می ورزیم و او نیز با ما در آنچه پاداش صابرین است وفا خواهد کرد . اگر پود از جامه جدا شود، اهل بیت نیز از رسول خدا جدا خواهند شد .

اکنون آن که مشتاق است تا خون خویش را در راه ما بذل کند و نفس خود را برای لقای خدا آماده کرده است … پس همراه با عزم رحیل کند که من چون صبح شود به راه خواهم افتاد . إن شاءالله…

راوی

صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد. خدایا ، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده اند ،‌ و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی ؟ آنان را می گویم که عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ارض است . هیهات ما ذلک الظن بک ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است . پس چه جای تردید؟ راهی که آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می خیزد. واگر نه ، این راحلان قافله عشق ، بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند ؟

الرحیل ! الرحیل !

اکنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را ! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند … راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است . جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی ، و این اوست که ما را کشکشانه به خویش می خواند .

پاسخ امام در جواب کسانی که او را از رفتن منع میکردند ، پاسخی است که عشق به عقل می دهد ؛ اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با سرچشمه عقل نبریده باشد ، بی تردید عشق را تصدیق خواهد کرد . محمد بن حنیفه که شنید امام به سوی عراق کوچ کرده است، با شتاب خود را به موکب عشق رساند و دهانه شتر را در دست گرفت و گفت : « یا حسین ، مگر شب گذشته مرا وعده ندادی که بر پیشنهاد من بیندیشی؟؟

امام فرمود: « آری ، اما پس از آنکه از تو جدا شدم ، رسول خدا به خواب من آمد و گفت : ای حسین ، روی به راه نِه که خداوند می خواهد تو را در راه خویش کشته بیند.» محمد بن حنیفه گفت :‌‌« انا لله وانا الیه راجعون …

راوی

عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو ؛ و این هر دو ، عقل و عشق را ، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد ، عشق را در راهی که می رود ، تصدیق خواهد کرد ؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست . عبدالله بن جعفر طیار ، شوی زینب کبری(س) نیز دو فرزند خویش ـ « عون » و « محمد » ـ را فرستاد تا به موکب عشق بپیوندند و با آن دو، نامه ای که در آن نوشته بود :‌« شما را به خدا سوگند می دهم که ازاین سفر بازگردی. از آن بیم دارم که در این راه جان دهی و نور زمین خاموش شود . مگرنه اینکه تو سراج مُنیر راه یافتگانی ؟»… و خود از عمروبن سعید بن عاص درخواست کرد تا امان نامه ای برای حسین بنویسد و او نوشت .

راوی

عجبا! امام مأمن کره ارض است و اگر نباشد ،‌خاک اهل خویش را یکسره فرو می بلعد ، و اینان برای او امان نامه می فرستند … و مگر جز در پناه حق نیز مأمنی هست ؟ عقل را ببین که چگونه در دام جهل افتاده است! و عشق را ببین که چگونه  پاسخ می گوید :« آن که مردم را به طاعت خداوند و رسول او دعوت می کند هرگز تفرقه افکن نیست و مخالفت خدا و رسول نکرده است . بهترین امان ، امان خداست .و آنکس که در دنیا از خدا نترسد ، آنگاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهد بود . و من از خدا می خواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم .

راوی

یاران ! این قافله ، قافله عشق است و این راه که به سرزمین طف در کرانه فرات می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که :‌الرحیل ، الرحیل . از رحمت خدا دور است  که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. ای دعوت فیضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و … بدان که سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی که در آن ، چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن ؛ حسین ، حسین ، حسین ،‌حسین . نمی تپد ، حسین حسین می کند . یاران ! شتاب کنید که زمین نه جای ماندن ، که گذرگاه است … گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند ؟… و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است . الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید.

 منبع : فتح خون – شهید سید مرتضا آوینی

شلدون آدلسون کیست و چرا مورد عتاب رهبری قرار گرفت؟

شلدون آدلسون کیست؟

برنامه سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در دهه اول محرم +نقشه

در آستانه ماه عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام برنامه سخنرانی استاد پناهیان در دهه اول محرم از سوی دفتر ایشان اعلام شد.

برنامه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در دهه اول محرم 92 به شرح زیر می باشد:

برنامه سخنرانی دهه اول محرم 92

ساعت

مکان

موضوع

آدرس

06:45

حسینیه آیت الله حق شناس(ره)

دین و زیبایی های آن

میدان شهدا، خ مجاهدین اسلام، ایستگاه بهنام، بن بست هدایت

08:00

بیت الزهرا(س)

زندگی برتر

میدان صنعت، بلوار شهید پاک نژاد، بلوار دریا، خ گلها، خ توحید1، پلاک 102 -یا-   میدان صنعت، بلوار خوردین، بعد از تقاطع دادمان، خ توحید1، پلاک 102

بعد از نماز ظهر و عصر

مسجد دانشگاه تهران

محبت خدا، نزدیک ترین راه

میدان انقلاب، دانشگاه تهران

19:00

مسجد دانشگاه امام صادق(ع)

تعیین کننده ترین عامل در مقدّرات بشر

اتوبان شهید چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق(ع)، مسجد دانشگاه

نقشه :

دهه اول محرم هیئت کجا برویم؟


سلسه سخنرانی‌های استاد میرباقری با موضوع تاریخ شیعه

اولین جلسه از سلسه سخنرانی های استاد میرباقری با موضوع فلسفه تاریخ شیعه

دومین جلسه از سلسله سخنرانی های استاد میرباقری با موضوع فلسفه تاریخ شیعه 

سومین جلسه از سلسه سخنرانی‌های استاد میرباقری با موضوع تاریخ شیعه

پوسترهايي براي گفتن «مرگ بر آمريكا» به زبان كودكانه


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي دانلود پوسترها در سايز اصلي و كيفيت بالا به اينجا مراجعه كنيد. انتشار اين پوسترها براي استفاده در تجمعات و راهپيمايي‌هاي ضد امریکایی پيشنهاد خوبي مي‌تواند باشد.

غديريه/ اشعاری در مدح اميرالمومنين(عليه السلام) و به مناسبت عيد غدير


مولاي ما نمونه ديگر نداشته‌ است/ حميدرضا برقعي

مولاي ما نمونه ديگر نداشته است 

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است 

وقت طواف دور حرم فکر مي‌کنم 

اين خانه بي‌دليل ترک بر نداشته است 

ديديم در غدير که دنيا به جز علي 

آيينه‌اي براي پيامبر نداشته است

سوگند مي‌خوريم که نبي شهر علم بود 

شهري که جز علي در ديگر نداشته است 

طوري ز چارچوب در قلعه کنده است 

انگار قلعه هيچ زمان در نداشته است 

يا غير لافتي صفتي در خورش نبود 

يا جبرئيل واژه بهتر نداشته است 

چون روز روشن است که در جهل گم شده است 

هر کس که ختم ناد علي بر نداشته است 

اين شعر استعاره ندارد براي او 

تقصير من که نيست برابر نداشته است



هميشه امير/ مرتضي اميري اسفندقه

صدای کیست چنین دل‌پذیر می آید؟

کدام چشمه، به این گرم‌سیر می آید؟

صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟

که بود و کیست که از این مسیر می آید؟

چه گفته است، مگر جبرئیل با احمد؟

صدای کاتب و کلک دبیر می آید

خبر به روشنی روز، در فضا پیچید

خبر دهید؛ کسی دست‌گیر می آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست

به دست‌گیری طفل صغیر می آید

علی به جای محمد، به انتخاب خدا

خبر دهید؛ بشیری نذیر می آید

کسی به سختی سوهان؛ به سختی صخره

کسی به نرمی موج حریر می آید

کسی که مثل کسی نیست؛ مثل او، تنهاست

کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می آید

خبر دهید که دریا، به چشمه خواهد ریخت

خبر دهید به یاران، «غدیر» می آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر

خبر دهید که از راه، پیر می آید

خبر دهید به یاران، دوباره از بیشه

صدای روشن یک شرزه شیر می آید

«خم غدیر» به دوش از کرانه‌ها، مردی

به آبیاری خاک کویر می آید

کسی دوباره به پای یتیم می سوزد

کسی دوباره سراغ فقیر می آید

کسی حماسه تر از این حماسه‌های سبک

کسی که مرگ، به چشمش حقیر می آید

«غدیر» آمد و من خواب دیده‌ام، دیشب

کسی سراغ من گوشه‌گیر می آید

کسی به کلبه‌ی شاعر، به کلبه‌ی درویش 

به دیده‌بوسی «عید غدیر» می آید

شبیه چشمه، کسی جاری و تپنده، کسی

شبیه آینه، روشن‌ضمیر می آید

علی همیشه بزرگ است، در تمام فصول

امیر عشق، همیشه امیر می آید

به سربلندی او، هر که معترف نشود 

به هر کجا که رود، سر به زیر می آید

شبیه آیه‌ی قرآن، نمی‌توان آورد

کجا شبیه به این مرد، گیر می آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را

به این محله، خبرها، چه دیر می آید؟!

بیا که منکر مولا، اگر چه آزاد است

به عرصه گاه قیامت، اسیر می آید

بیا که منکر مولا، اگر چه پخته ولی

هنوز از دهنش، بوی شیر می آید

علی همیشه بزرگ است، در تمام فصول

امیر عشق، همیشه امیر می آید



عاشقانه زيستن/ عبدالرحيم سعيدي راد

تا امام عاشقان، حضرت امیر شد

آسمان شکوفه کرد، ناگهان غدیر شد

ناگهان تمام دشت، پر شد از نماز رود

سرو، سربلند کرد، بید سر به زیر شد

عاشقانه زیستن، باز امتداد یافت

دل به روز عاشقی، باز هم اسیر شد

از مدینه تا نجف، پر شد از صدای دف

مکّه غرق نور شد، کعبه بی‌نظیر شد

در حصار شب نماند، ای امیر عاشقان!

هر که در طواف عشق، با تو هم مسیر شد

"عيدالله‌الاكبر "، "يوم العهد المعهود " و "يوم الميثاق المأخوذ " مبارک باد

مديحه سرايي با نواي حاج محمود كريمي