گفتم به عاشقی که گدایی چه سان کند؟    گفتا برو مترس بگو یا ابالجواد ...


 بار دگر به بارگهت بار من فتاد 

 آمد مرید مرده دل، ای هشتمین مراد 

 من ریزه خوار سفره ی کس جز شما نیم 

 لطفت زیاد دیده ام و کم برم زیاد 

 گفتم به عاشقی که گدایی چه سان کند؟ 

 گفتا برو مترس بگو یا ابالجواد ... 

هشتمین مراد ...

سيد محمد حسين طباطبايي ( علم الهدي) ...

نيمه اول دهه هفتاد بود که انتشار اخباري مبني بر اينکه کودک سه چهار ساله قمي حافظ کل قران شده است در سراسر جهان اسلام پيچيد و شبکه هاي مختلف صدا و سيما با پخش بخش هايي از برنامه هاي اجرا شده توسط وي اين نابغه قرن و معجزه قران را به ايرانيان معرفي کرد. او کسي نبود جز سيد محمد حسين طباطبايي ( علم الهدي).

سيدمحمدحسين طباطبايي در سال 1370 در شهرستان قم به دنيا آمد و در سن 2/5 سالگي شروع به حفظ قرآن نمود و به لطف امام زمان عج توانست در سن 5 سالگي کل قرآن را حفظ نمايد. وي علاوه بر حفظ کل قرآن در آن مقطع سني توانسته بود احاديث کتاب شريف اصول کافي و همچنين کتاب گلستان سعدي و اشعار محتشم کاشاني را حفظ نمايد. در آن سالها نه تنها در ايران که تمام جهان اسلام با چهره و شخصيت اين نابغه و معجزه قرآن در عصر حاضر آشنا شدند. ، کودک پنج، شش ساله اي که چهره اي نوراني و روحاني داشت و از سادات طباطبايي از فرزندان امام حسن مجتبي عليه السلام هست.

ماجرای مناظره «دکتر و شیخ» در گفتگو با نویسنده کتاب

دکتر محمد حسن شجاعی فرد، نویسنده کتاب «مناظره دکتر و شیخ» و استاد دانشگاه علم و صنعت ایران، در مصاحبه با فرهنگ نیوز، به تشریح روند شکل گیری این کتاب و نکات دیگری درباره مسائل روز اجتماع از جمله وجود نشاط در دانشگاه ها، وقایع سیاسی روز کشور و تولید اولین خودروی کاملا ایرانی پرداخته است.

* کتاب مناظره دکتر و شیخ به اثبات حقانیت مکتب اهل بیت(ع) از میان اسناد موجود در کتب اهل تسنن پرداخته است و گزارشی است از مناظرات صورت گرفته توسط دکتر شجاعی فرد با علما و شیوخ اهل تسنن که می تواند به عنوان یک دوره آموزشی برای فن مناظره نیز استفاده گردد.

دکتر محمدحسن شجاعی فرد در سال ۱۳۲۸ در جهرم متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در جهرم و متوسطه را در آبادان گذراند. وی مدتی کارمند شرکت نفت بود. پس از آن به دانشگاه علم و صنعت رفت و بعد از گرفتن لیسانس به استخدام همان دانشگاه درآمد. فوق لیسانس و دکترا را از دانشگاه بیرمنگهام انگلستان اخذ نمود. دکتر شجاعی فرد هم اکنون استاد تمام دانشکده مکانیک و رییس دانشکده و پژوهشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران است. وی در زمینه مهندسی مکانیک و مهندسی خودرو، دارای چندین کتاب و بیش از دویست مقاله علمی در نشریات و کنفرانس­های بین المللی و ملی است، به گونهای که در سال ۱۳۸۶ به عنوان استاد نمونه کشوری از طرف وزارت علوم معرفی شد.

همچنین دکتر شجاعی فرد اخیراً بالاترین سطح عضویت در انجمن مهندسان مکانیک انگلستان را کسب نموده است که این عضویت برای اساتید ایرانی نخستین بار در سه دهه اخیر صورت گرفته است.

ایشان به دلیل علاقه زیاد به امور دینی و معرفی مکتب اهل بیت (ع) از جوانی زبان عربی را آموخته و فعالیتها و تحقیقات قابل توجهی در امور مذهبی دارد.

کتاب «مناظره دکتر و شیخ» نوشته محمدحسن شجاعی فرد ۱۱ نوبت توسط انتشارات امیرکبیر و ۲ نوبت توسط انتشارات مشعر تجدید چاپ شده است.

شجاعی فرد در مقدمه این کتاب با عنوان اینکه با چه قصدی این کتاب منتشر شده است، افزوده است:

«گزارش اين مناظره به هيچ وجه عنوان قصد شيعه نمودن برادران و خواهران اهل تسنن را ندارد و صرفاً به عنوان يک آيينه در برابر اين عزيزان قرار گرفته است تا نشان دهد، اسلام حقيقي با اعتقادات اين عزيزان چقدر فاصله دارد و چقدر مکتب اهل بيت(ع) به اسلام حقيقي نزديک است.»

بخش نخست گفت و گوی فرهنگ نیوز با دکتر شجاعی فرد، با محوریت کتاب مناظره دکتر و شیخ و وحدت مسلمانان به مناسبت آغاز اعزام زائران بیت الله الحرام به سفر معنوی حج منتشر می گردد.

ایده شکل گیری مناظره و تالیف کتاب مناظره شیخ و دکتر چگونه به وجود آمد؟

 بنده در سال ۱۳۶۰ به عنوان ناظر و زبان دان به مکه مشرف شدم. در آنجا متوجه شدم اصولی که برادران اهل تسنن بویژه عامه مردم به آن عمل می کنند مغایرت های زیادی با مطالبی که در کتاب های خود اهل تسنن نیز موجود است دارد...

برای خواندن متن کامل این گفتگو کلیک کنید

سؤال سخت علامه طهرانی از وهابی‌ها

مهمترین مسئله در دیدگاه و مکتب تشیع، بالا بردن فهم و ادراک افراد نسبت به امور مختلف بر مبناى تعقل و تفکر است. در این مکتب وظیفه عالم دینى بیان حقایق و واقعیات به میزان فهم و سعه وجودى خود و بدون اعمال نظرهاى شخصى و رعایت مصالح است.

انحراف فرقه وهابیت در توحید ذات الهى

مرحوم علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی در بیان انحراف فرقه وهابیت در توحید ذات الهى‏ می‌نویسد: وهابیَه مى‏گویند که خداوند عوالم را بدون واسطه خلق کرده است؛ و موجودات، فرشتگان سماوى و أرواح مجرَده قدسیه، هیچ تأثیرى در آفرینش ندارند؛ و هیچ گونه عنوان واسطه‌گى به خود نمى‌‏گیرند؛ بنابراین استمداد از روح رسول‌الله، امامان و از ملائکه حتى ملائکه مقربین شرک است.

جواب مى‌دهیم: آیا استمداد از ارواح به صورت زنده، مثل پیغمبر زنده، و امام زنده شرک نیست؟! آیا استمداد از عالِم، طبیب، متخصص، کشاورز و صنعتکار، شرک نیست؟ اگر شرک است؛ چرا شما استمداد مى‌‏کنید؟ دست از هر گونه استمدادى در عالم طبع و در حیات دنیا بردارید، تا پس از چند لحظه‌اى همگى بمیرید و به دیار عدم و موطن اصلى خود برگردید!

و اگر شرک نیست، چه تفاوت دارد بین استمداد از پیامبر زنده، و از روح او پس از مرگ؟ چه تفاوت دارد بین استمداد از طبیب جراح، براى عمل آپاندیس مثلًا و استمداد از جبرئیل؟

مى‌گویند: اینها شرک نیست؛ و آنها شرک است! چون ارواح آنها دیده نمى‌‏شوند، و به صورت نمى‌‏آیند؛ و خلاصه استمداد از اسباب طبیعى و مادى شرک نیست؛ ولى از امور معنوى و روحانى شرک است. استمداد از ماده کثیف شرک نیست، و از نفوس عالیه مجرده قدسیه شرک است.

در جواب مى‌گوییم: قاعده عقلیه استثناء پذیر نیست؛ اگر استمداد از غیر خدا شرک باشد، همه جا شرک است؛ و همه جا غلط است. پس چگونه شما با دلیل عقلى مى‏خواهید، اثبات توحید حق را کنید و آنگاه در خصوص امور مادى و طبیعى، استثنا مى‌‏زنید!؟ آیا خنده‌آور نیست؟ یا گریه آور، بر مسکنت و تهی دستى شما از علم و عرفان حضرت حق؟!

مى‌گویند: طواف بر گرد قبر معصوم شرک است؛ بوسیدن ضریح مطهر شرک است؛ بوسیدن عتبه شرک است؛ سجده کردن بر روى تربت سید الشهداء(ع) شرک است؛ واسطه قرار دادن ائمه و حضرت زهرا(س) را براى قضاء حوائج، شرک است.

جواب مى‌‏دهیم: چرا شرک است؟ چه تفاوتی بین بوسیدن حجرالأسود یا بوسیدن ضریح است؟ چه تفاوت بین خانه بنا شده حضرت ابراهیم(ع) به نام کعبه؛ و بین مرقد مطهر آیت کبراى الهى و صاحب مقام أوْ أدْنى و صاحب شفاعت کبرى و حامل لوآء حمد است؟ چرا طواف در آنجا جایز است، و در اینجا که به لحاظ جایگاه دارای اهمیت و ارزش است جائز نیست؟

چرا سجده کردن بر روى زمین و خاک و هر چیزى جایز است، ولى خصوص تربت پاک یگانه شهید راستین شرع و شریعت، و حق و حقیقت أبا عبدالله الحسین جایز نیست! اگر سجده کردن بر روى چیزى شرک است، چرا بر روى فرش و قالى، و زمین و حصیر جایز است؛ ولى در اینجا به نحو ویژه، حرام شد؟ در آنجا توحید است؛ و در اینجا شرک شد؟!

استمداد از هر شخص زنده‌‏اى هم که مى‌‏کنید، از روح او مى‌‏کنید نه از بدن او! و در این صورت چرا استمداد از نفوس خبیثه کافره که در دنیا هستند شرک نیست! و از روح صدیقه طاهره(س) شرک شد؟

اینها سؤالاتى است که نمى‌‏توانند پاسخی برای آنها بدهند؛ و هیچ گاه هم نمى‌توانند و نتوانسته‌اند.

جواب این است که: اگر به عنوان استقلال باشد، همه شرک است؛ چه طواف به گرد خانه خدا، و چه بوسیدن حجر الأسْود؛ و چه سجده کردن بر روى فرش و زمین معمولى؛ و چه واسطه قرار دادن طبیب و جراح و عالم و متخصص؛ و اگر به عنوان استقلال نباشد، هیچ کدام شرک نیست؛ بلکه نفس توحید و عین توحید است.

آیا در موجودات این عالم به نظر به استقلال نگریستن شرک نیست؟ پس طائفه وهابیه، با این تنزیه و تقدیسى که مى‌‏خواهند از ذات حق کنند، خودشان کور کورانه در دامن شرک افتاده‏‌اند؛ «و مِمَنْ یَعْبُدُ اللَهَ عَلَى حَرْفٍ؛ و برخى از مردم هستند که خدا را از یک سو و یک جانب فقط عبادت مى‏کنند»- یعنى فقط خدا را از یک دریچه مى‏بینند و مى‏نگرند و قدرت و عظمت او را فقط در بعضى از چیزها مى‌‏دانند نه در همه چیز و در همه جا؛ گردیده‏اند.

بوسیدن امام به دلیل امامت عین احترام به خداوند است؛ عرض حاجت به ارواح مقدسه از جهت معنویت و روحانیت و تقرب آنها به خداوند، عین عرض حاجت به خدا، و عین توحید است؛ حُب محبوبان خدا حب خداست.‏

مذهب «وهابیت» ملازم انکار صریح آیات قرآن است‏

این استاد وارسته اشکال وهابیت را از نظر دلیل نقلى چنین خاطر نشان می‌کند: مى‌گوییم تمام آیات و روایات سرشار است از اینکه: موجودات وسائط در وجود و ایجاد هستند، و خلقت با سببیت صورت مى‌گیرد، و إلغاء واسطه در عالم تکوین، علاوه بر آنکه إنکار امر وجدانى است، انکار منقولات شرعیه از کتاب و سنت است.

مگر در قرآن کریم نمى‏خوانیم: «وَ الْمُدَبِراتِ أمْرًا»؛ «سوگند به فرشتگانى که تدبیر امور مى‏کنند»، «وَ اللَهُ الَذِى أَرْسَلَ الرِیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَیِتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُشُورُ.»؛ «و خداوند آن است که بادها را مى‏فرستد، تا ابرها را حرکت دهند، و بنا براین ما آن ابر را به مکان مرده (و بى آب و علف) سوق مى‌دهیم؛ تا به سبب آن ابر، زمین را پس از مردنش زنده مى‌‏کنیم، نشور مردگان هم همین طور است.»

«وَ هُوَ الَذِى أنْزَلَ مِنَ السَمَآءِ مَآءً فَأخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِ شَى‏ءٍ؛ و اوست آن که از آسمان آب را فرود آورد؛ تا آنکه ما به وسیله آن، روئیدنى هر چیز را استخراج نماییم.»

چگونه در این آیات، تدبیر امور را از فرشتگان مى‏داند، و باران را از حرکت ابرها به نقاط محروم؛ و بهره‌بردارى از درختان را به واسطه تلقیح بادها؛ و بیرون آوردن هر قسم از روئیدنى‌ها را به سبب ریزش باران از آسمان، و نیز در بسیارى از آیات دیگر صریحاً ایجاد تکونات را از این اسباب ذکر مى‏کند.

و بنابراین ما چگونه مى‌توانیم نفى سببیت کنیم، در حالى که این آیات صریحاً آن را اثبات می‌کند؟

بلى باید گفت: این اسباب، همه مقهور و مأمور خدا هستند و استقلال ندارند؛ و ما هم درباره این اسباب، و همه گونه اسباب دیگر از مادى و معنوى، همین را مى‌گوییم که: از خود استقلال ندارند؛ بلکه شفیع و شافع و واسطه براى اخذ از جانب خدا و افاضه به عوالم هستند.

مى‌گویند: استمداد از ارواح پیغمبران و امامان، استمداد از روح مرده است، و این یک نوع مرده‌گرایى است؛ و یک نوع بت ‏پرستى که انسان از چیز مرده، و بدون عین و أثر حاجتى را طلب کند؛ و آن را نزد خداوند شفیع قرار دهد؛ چه تفاوت مى‌‏کند بین درخواست از صَنَم، و بین درخواست حاجت از موجود بدون اثر؟

جواب مى‌دهیم: به نص آیات قرآن و براهین عقلی، روح انسان پس از مرگ، مرده نیست بلکه زنده است و بنا بر تجرد نفس نمى‏تواند معدوم صِرف گردد؛ و مرگ عبارت است از انتقال از دنیا به آخرت، و علاوه درباره شهداء مگر قرآن کریم نمى‌‏فرماید: زنده‏اند و در نزد خداوند روزى مى‏خورند؟

«وَ لَا تَحْسَبَنَ الَذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللَهِ أَمْوتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِهِمْ یُرْزَقُونَ؛«و البته (اى پیغمبر) چنین گمان مکن که: آنان که در راه خدا کشته شده‌‏اند، مردگانند! بلکه زندگانند؛ و در نزد پروردگارشان روزى مى‏خورند.»

مى‌گویند: این آیه، در خصوص شهیدان است؛ شهیدان غزوه احُد چون حمزه و غیره.

جواب آن است که: آیا حمزه و غیر او، از شهیدان؛ مگر در تحت نبوت رسول‌الله نبوده‏اند؟! آیا مقام حمزه از رسول‌الله بالاتر شد، که او زنده است؛ و رسول‌الله پس از مرگ مرده است؟! نه، چنین نیست؛ بلکه رسول‌الله شهید شُهَداء و موکَل بر ارواح پیغمبران است. ما در تمام نمازها به پیامبر درود مى ‏فرستیم: «السَلَامُ عَلَیْکَ أَیُهَا النَبِىُ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ؛ سلام خدا بر تو باد اى پیغمبر خدا! و رحمت خدا و برکات خدا بر تو باد!»

مخاطب به خطاب، مگر مى‌تواند غیر از شخص زنده و مستمع کلام ما بوده باشد؟

زیارت مجازی حرم مطهر امام رضا علیه السلام

السلام علیک ایها الامام الرئوف یا علی بن موسی الرضا (ع)

۵ مهر بازدید از همه موزه‌ها «رایگان» است

:: به مناسبت بزرگداشت روز جهانی گردشگری، بازدید از موزه ها و اماکن فرهنگی- تاریخی ::

:: در سراسر کشور برای عموم مردم رایگان است ::

۷ مناظره معروف امام رضا(ع) با علمای ادیان و پیروان مکاتب

مناظرات امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ فراوان است، ولى از همه مهمتر هفت مناظره است.

این مناظرات را شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرضا آورده و مرحوم علامه مجلسى نیز در جلد 49 بحار الانوار از کتاب عیون نقل کرده و در کتاب مسند الامام الرضا جلد 2 نیز آمده است.

این مناظرات عبارتند از:

1ـ مناظره با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی) (1)

2ـ مناظره با رأس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) (2)

3ـ مناظره با هربز اکبر (3)

4ـ مناظره با عمران صابى (4)

این چهار مناظره در یک مجلس و با حضور مامون و جمعى از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.

5ـ مناظره با سلیمان مروزى (5) که مستقلاً در یک مجلس با حضور مامون و اطرافیانش صورت گرفت.

6ـ مناظره با على بن محمد بن جهم (6)

7ـ مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره

هر یک از این مناظرات داراى محتواى عمیق و جالبى است که امروزه هم با گذشت حدود هزار و دویست سال از آن تاریخ رهگشا و بسیار آموزنده و پر بار است، هم از نظر محتوا و هم از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحثها به عنوان نمونه به سراغ مناظره با جاثلیق که در یکى از جلسات بزرگ مامون واقع شده، مى رویم.

مناظره با چند عالم ادیان

هنگامى که على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ وارد بر مامون شد او به فضل بن سهل، وزیر مخصوصش، دستور داد که پیروان مکاتب مختلف را مانند جاثلیق (عالم بزرگ مسیحى) و راس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) و نسطاس رومى (عالم بزرگ نصرانى) و همچنین علماى دیگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند.

فضل بن سهل آنها را دعوت کرد، هنگامى که جمع شدند نزد مامون آمد و گفت: همه حاضرند.

مامون گفت: همه آنها داخل شوند. پس از ورود، به همه خوش آمد گفت، سپس افزود: من شما را براى کار خیرى دعوت کرده‌ام، و دوست دارم با پسر عمویم که اهل مدینه است و تازه بر من وارد شده، مناظره کنید. فردا همگى نزد من آیید و احدى از شما غیبت نکند. همه گفتند: چشم، همه سر بر فرمانیم ! و فردا صبح همگى نزد تو خواهیم آمد.

حسن بن سهل نوفلى مى‌گوید: ما خدمت امام على بن موسى الرضا مشغول صحبت بودیم که ناگاه یاسر خادم که عهده‌دار کارهاى حضرت بود، وارد شد و گفت مامون به شما سلام مى‌رساند و مى‌گوید برادرت به قربانت باد! اصحاب مکاتب مختلف و ارباب ادیان و علماى علم کلام از تمام فرق و مذاهب جمعند، اگر دوست دارید قبول زحمت فرموده فردا به مجلس ما آیید و سخنان آنها را بشنوید و اگر دوست ندارید اصرار نمى‌کنم، و نیز اگر مایل باشید ما به خدمت شما مى‌آییم و این براى ما آسان است.

امام ـ علیه‌السلام ـ در یک گفتار کوتاه و پر معنا فرمود:

«سلام مرا به او برسان و بگو مى‌دانم چه مى‌خواهى؟ من ان شاء الله صبح نزد شما خواهم آمد» (7)

نوفلى که از یاران حضرت بود مى‌گوید: وقتى یاسر خادم از مجلس امام بیرون رفت، امام ـ علیه‌السلام ـ نگاهى به من کرد و فرمود: تو اهل عراق هستى و مردم عراق ظریف و باهوشند، در این باره چه مى‌اندیشى؟ مامون چه نقشه‌اى در سر دارد که اهل شرک و علماى مذاهب را گرد آورده است؟

نوفلى مى‌گوید: عرض کردم او مى‌خواهد شما را به محک امتحان بزند و بداند پایه علمى شما تا چه حد است؟ ولى کار خود را بر پایه سستى بنا نهاده، به خدا سوگند طرح بدى ریخته و بناى بدى نهاده است.

امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: چه بنایى ساخته و چه نقشه‌اى طرح کرده؟

نوفلى (که گویا هنوز نسبت به مقام شامخ امام معرفت کامل نداشت و از توطئه مامون گرفتار وحشت شده بود) عرض کرد: علماى علم کلام اهل بدعتند و مخالف دانشمندان اسلامند، چرا که عالم، واقعیتها را انکار نمى‌کند، اما اینها اهل انکار و سفسطه‌اند، اگر دلیل بیاورى که خدا یکى است مى‌گویند این دلیل را قبول نداریم، و اگر بگویى محمد رسول الله است مى‌گویند رسالتش را اثبات کن، خلاصه (آنها افرادى خطرناکند و...) در برابر انسان دست به مغالطه مى‌زنند، و آن قدر سفسطه می‌کنند تا انسان دست از حرف خود بردارد، فدایت شوم از اینها برحذر باش!

امام ـ علیه‌السلام ـ تبسمى فرمود و گفت: اى نوفلى، تو مى‌ترسى دلائل مرا باطل کنند و راه را بر من ببندند؟

نوفلى (که از گفته خود پشیمان شده بود) گفت: نه به خدا سوگند من هرگز بر تو نمى‌ترسم، امیدوارم که خداوند تو را بر همه آنها پیروز کند.

امام فرمود: اى نوفلى، دوست دارى بدانى که مامون از کار خود پشیمان مى‌شود؟

عرض کرد: آرى

فرمود: هنگامى که استدلالات مرا در برابر اهل تورات به توراتشان بشنود، و در برابر اهل انجیل به انجیلشان، و در مقابل اهل زبور به زبورشان، و در مقابل صابئین به زبان عبریشان، و در برابر موبدان به زبان فارسیشان، و در برابر اهل روم به زبان رومى، و در برابر پیروان مکتبهاى مختلف به زبان خودشان، آرى هنگامى که دلیل هر گروهى را جدا گانه ابطال کردم به طورى که مذهب خود را رها کنند و قول مرا بپذیرند، آنگاه مامون مى‌داند مقامى را که او در صدد آن است مستحق نیست! آن وقت پشیمان خواهد شد، و هیچ حرکت و قوه‌اى جز به خداوند متعال عظیم نیست: «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَةاِلا بِالله ِ الْعَلِىِّ الْعَظِیْمِ»

نوفلى مى‌گوید: هنگامى که صبح شد فضل بن سهل خدمت امام ـ علیه‌السلام ـ آمد و عرض کرد: فدایت شوم پسر عمویت (مامون) در انتظار شماست و جمعیت نزد او حاضر شده‌اند، نظرتان در این باره چیست؟

امام فرمود: تو جلوتر برو، من هم ان شاء الله خواهم آمد، سپس وضو گرفت و شربت سویقى (8) نوشید و به ما هم داد نوشیدیم، سپس همراه حضرت بیرون آمدیم تا وارد بر مامون شدیم.

مجلس پر از افراد مشهور و سرشناس بود و محمد بن جعفر (9) با جماعتى از بنى هاشم و آل ابى طالب و جمعى از فرماندهان لشگر نیز حضور داشتند.

هنگامى که امام ـ علیه‌السلام ـ وارد مجلس شد مامون برخاست، محمد بن جعفر و تمام بنى هاشم نیز برخاستند.

امام ـ علیه‌السلام ـ همراه مامون نشست، اما آنها به احترام امام ـ علیه‌السلام ـ همچنان ایستاده بودند تا دستور جلوس به آنها داده شد و همگى نشستند. مدتى مامون بگرمى مشغول سخن گفتن با امام ـ علیه‌السلام ـ بود، سپس رو به جاثلیق کرد و گفت:

اى جاثلیق! این پسر عموى من على بن موسى بن جعفر است، من دوست دارم با او سخن بگویى و مناظره کنى، اما طریق عدالت را در بحث رها کن.

جاثلیق گفت: اى امیرمومنان! من چگونه بحث و گفتگو کنم که (با او قدر مشترکى ندارم) او به کتابى استدلال مى‌کند که من منکر آنم و به پیامبرى عقیده دارد که من به او ایمان نیاورده‌ام.

مناظره با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی)

در اینجا امام ـ علیه‌السلام ـ شروع به سخن کرد و فرمود: اى نصرانی! اگر به انجیل خودت براى تو استدلال کنم اقرار خواهى کرد؟ جاثلیق گفت: آیا مى‌توانم گفتار انجیل را انکار کنم؟ آرى به خدا سوگند اقرار خواهم کرد هر چند بر ضرر من باشد.

امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: هر چه مى‌خواهى بپرس و جوابش را بشنو!

جاثلیق: درباره نبوت عیسى و کتابش چه مى‌گویى؟ آیا چیزى از این دو را انکار مى‌کنى؟

امام ـ علیه‌السلام ـ : من به نبوت عیسى و کتابش و به آنچه به امتش بشارت داده و حواریون به آن اقرار کرده‌اند، اعتراف مى‌کنم، و به نبوت آن عیسى که اقرار به نبوت محمد(ص) و کتابش نکرده و امتش را به آن بشارت نداده کافرم.

آیا به قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمى‌کنى؟

امام ـ علیه‌السلام ـ آرى

جاثلیق: پس دو شاهد از غیر اهل مذهب خود از کسانى که نصارى شهادت آنان را مردود نمى‌شمارند بر نبوت محمد(ص) اقامه کن و از ما نیز بخواه که دو شاهد بر این معنا از غیر اهل مذهب خود بیاوریم.

امام ـ علیه‌السلام ـ هم اکنون انصاف را رعایت کردى اى نصرانى، آیا کسى را که عادل بود و نزد مسیح، عیسى بن مریم مقدم بود مى‌پذیرى؟

جاثلیق: این مرد عادل کیست، نامش را ببر

امام ـ علیه السلام ـ درباره «یوحناى» دیلمى چه مى‌گویى؟

جاثلیق: به به ! محبوبترین فرد نزد مسیح را بیان کردى

امام علیه‌السلام: تو را سوگند مى‌دهم آیا انجیل این سخن را بیان مى‌کند که یوحنا گفت: حضرت مسیح مرا از دین محمد عربى باخبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنین پیامبرى خواهد آمد، من نیز به حواریون بشارت دادم و آنها به او ایمان آوردند؟

جاثلیق گفت: آرى ! این سخن را یوحنا از مسیح نقل کرده و بشارت به نبوت مردى و نیز بشارت به اهل بیت و وصیش داده است، اما نگفته است این در چه زمانى واقع می‌شود و این گروه را براى ما نام نبرده تا آنها را بشناسیم.

امام علیه‌السلام: اگر ما کسى را بیاوریم که انجیل را بخواند و آیاتى از آن را که نام محمد(ص) و اهل بیتش و امتش در آنها است، تلاوت کند آیا ایمان به او مى‌آورى؟

جاثلیق: بسیار خوب است.

امام علیه‌السلام: به نسطاس رومى فرمود: آیا سِفْرِ سوم انجیل را از حفظ دارى؟

نسطاس گفت: بلى، از حفظ دارم

سپس امام به راس الجالوت (بزرگ یهودیان) رو کرد و فرمود: آیا تو هم انجیل را مى‌خوانى؟ گفت آرى به جان خودم سوگند.

فرمود سِفْرِ سوم را بر گیر، اگر در آن ذکرى از محمد و اهل بیتش بود به نفع من شهادت ده و اگر نبود شهادت نده.

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ سِفْرِ سوم را قرائت کرد تا به نام پیامبر(ص) رسید، آنگاه متوقف شد و رو به جاثلیق کرد و فرمود: اى نصرانى ! تو را به حق مسیح و مادرش آیا قبول دارى که من از انجیل باخبرم؟

جاثلیق: آرى

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ نام پیامبر(ص) و اهل بیت و امتش را براى او تلاوت کرد، سپس افزود: اى نصرانى ! چه مى‌گویى، این سخن عیسى بن مریم است؟ اگر تکذیب کنى آنچه را که انجیل در این زمینه مى‌گوید، موسى و عیسى هر دو را تکذیب کرده‌اى و کافر شده‌اى.

جاثلیق: من آنچه را که وجود آن در انجیل براى من روشن شده است انکار نمى‌کنم و به آن اعتراف دارم.

امام علیه‌السلام: همگى شاهد باشید او اقرار کرد، سپس فرمود: اى جاثلیق: هر سوال مى‌خواهى بکن

جاثلیق: از حواریان عیسى بن مریم خبر ده که آنها چند نفر بودند و نیز خبر ده که علماى انجیل چند نفر بودند؟

امام علیه‌السلام: از شخص آگاهى سوال کردى، حواریون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آنها لوقا بود. اما علماى بزرگ نصارى سه نفر بودند: یوحناى اکبر در سرزمین باخ، یوحناى دیگرى در قرقیسا و یوحناى دیلمى در رجاز، و نام پیامبر و اهل بیت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عیسى و بنى اسرائیل بشارت داد.

سپس فرمود: اى نصرانى به خدا سوگند ما ایمان به آن عیسى داریم که ایمان به محمد(ص) داشت، ولى تنها ایرادى که به پیامبر شما عیسى داریم این بود که او کم روزه مى‌گرفت و کم نماز مى‌خواند!

جاثلیق ناگهان متحیر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردى، و پایه کار خویش را ضعیف نمودى، و من گمان مى‌کردم تو اعلم مسلمانان هستى!

امام علیه‌السلام: مگر چه شده؟

جاثلیق: به خاطر اینکه مى‌گویى عیسى ضعیف و کم روزه و کم نماز بود، در حالى عیسى حتى یک روز را افطار نکرد و هیچ شبى را (به طور کامل) نخوابید و صائم الدهر و قائم اللیل بود.

امام علیه‌السلام: براى چه کسى روزه مى‌گرفت و نماز مى‌خواند؟

جاثلیق نتواتنست پاسخ گوید و ساکت شد (زیرا اگر اعتراف به عبودیت عیسى مى‌کرد با ادعاى الوهیت او سازگار نبود) (دقت کنید)

امام علیه‌السلام: اى نصرانى، سوال دیگرى از تو دارم.

جاثلیق، با تواضع، گفت: اگر بدانم پاسخ مى‌گویم.

امام ـ علیه‌السلام ـ: تو انکار مى‌کنى که عیسى مردگان را به اذن خداوند متعال زنده مى‌کرد؟

جاثلیق در بن بست قرار گرفت و به ناچار گفت: انکار مى‌کنم، چرا که آن کس که مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا دهد او پروردگار است و مستحق الوهیّت!

امام علیه‌السلام: حضرت الیسع نیز همین کار را مى‌کرد و او بر آب راه رفت و مردگان را زنده کرد و نابینا و مبتلا به برص را شفا داد، اما امتش قائل به الوهیت او نشدند و کسى او را عبادت نکرد.

حزقیل پیامبر نیز همان کار مسیح را انجام داد و مردگان را زنده کرد، سپس رو به راس الجالوت کرده فرمود: اى راس الجالوت، آیا اینها را در تورات مى‌یابى که بخت النصر اسیران بنى اسرائیل را در آن زمان که حکومت با بیت المقدس مبارزه کرد به بابل آورد، خداوند حزقیل را به سوى آنها فرستاد و او مردگان آنها را زنده کرد؟ این واقعیت در تورات مضبوط است، هیچ کس جز منکران حق از آن را انکار نمى‌کنند.

راس الجالوت: ما این را شنیده‌ایم و مى‌دانیم.

امام علیه‌السلام: راست مى‌گویى، سپس افزود: اى یهودى این سِفْر از تورات را بگیر، و آنگاه خود شروع به خواندن آیاتى از تورات کرد، مرد یهودى تکانى خورد و در شگفت فرو رفت.

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ رو به نصرانى کرد و قسمتى از معجزات پیامبر اسلام (ص) را درباره زنده شدن بعضى از مردگان به دست او و شفاى بعضى از بیماران غیر قابل علاج را به برکت او برشمرد و فرمود: با اینهمه ما هرگز او را پروردگار خود نمى‌دانیم، اگر به خاطر این گونه معجزات، عیسى را خداى خود بدانید باید «الیسع» و «حزقیل» را نیز معبود خویش بشمارید، زیرا آنها نیز مردگان را زنده کردند و نیز ابراهیم خلیل پرندگانى را گرفت و سر برید و آنها را بر کوههاى اطراف قرار داد، سپس آنها را فرا خواند و همگى زنده شدند، موسى بن عمران نیز چنین کارى را در مورد هفتاد نفر که با او به کوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند انجام داد، تو هرگز نمى توانى این حقایق را انکار کنى، زیرا تورات و انجیل و زبور و قرآن از آن سخن گفته‌اند، پس باید همه اینها را خداى خویش بدانیم.

جاثلیق پاسخى نداشت بدهد، تسلیم شد و گفت: سخن، سخن توست و معبودى جز خداوند یگانه نیست، سپس امام ـ علیه‌السلام ـ در باب کتاب اشعیا از او و راس الجالوت سوال کرد.

او گفت: من از آن بخوبى آگاهم. فرمود: این جمله را به خاطر دارید که اشعیا گفت: من کسى را دیدم که بر دراز گوشى سوار است و لباسهایى از نور در تن کرده (اشاره به حضرت مسیح) و کسى را دیدم که بر شتر سوار است و نورش مثل نور ماه (اشاره به پیامبر اسلام (ص)) گفتند: آرى اشعیا چنین سخنى را گفته است.

امام ـ علیه‌السلام ـ افزود: اى نصرانى، این سخن مسیح را در انجیل به خاطر دارى که فرمود: من به سوى پروردگار شما و پروردگار خودم مى‌روم و «بارقلیطا» مى‌آید و درباره من شهادت به حق مى‌دهد (آن گونه که من درباره او شهادت داده‌ام) و همه چیز را براى شما تفسیر مى‌کند؟ (10)

جاثلیق: آنچه را از انجیل مى‌گویى ما به آن معترفیم.

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ سوالات دیگرى درباره انجیل و از میان رفتن نخستین انجیل و بعد نوشته شدن آن به وسیله چهار نفر: مرقس، لوقا، یوحنا و متّى که هرکدام نشستند و انجیلى را نوشتند (انجیلهایى که هم اکنون موجود و در دست مسیحیان است)، سخن گفت و تناقضهایى از کلام جاثلیق گرفت.

جاثلیق به کلى درمانده شده بود، به گونه‌اى که هیچ راه فرار نداشت. لذا هنگامى که امام رضا ـ علیه‌السلام ـ بار دیگر به او فرمود: اى جاثلیق، هر چه مى‌خواهى سوال کن، او از هر گونه سوالى خود دارى کرد و گفت: اکنون شخص دیگرى غیر از من سوال کند، قسم به حق مسیح که گمان نمى‌کردم در میان مسلمانان کسى مثل تو باشد. (11) و (12)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1- جاثلیق (به کسر «ث» و «لام») لفظى یونانى است به معناى رئیس اسقف‌ها و پیشواى عیسوى، لقبى است که به علماى بزرگ نصارى داده مى‌شد و نام شخص خاصى نیست (المنجد) و شاید معرَّب کاتولیک بوده باشد.

2- راس الجالوت، لقب دانشمندان و بزرگان ملت یهود است (این نیز اسم خاص نیست)

3- هربز اکبر، یا هیربد اکبر، لقبى است که مخصوص بزرگ زردشتیان بوده، به معناى پیشواى بزرگ مذهبى و قاضى زردشتى و خادم آتشکده.

4- عمران صابى چنانکه از نامش پیداست، از مذهب صابئین دفاع مى کرد. صابئین گروهى هستند که خود را پیرو حضرت یحیى مى دانند ولى به دو گروه موحد و مشرک تقسیم شده‌اند:

گروهى از آنان رو به ستاره پرستى آورده‌اند، لذا آنها را گاه به عنوان ستاره پرستان مى‌نامند. مرکز آنها سابقا شهر حران در عراق بود، سپس به مناطق دیگرى از عراق و خوزستان روى آوردند. آنها طبق عقاید خود بیشتر در کنار نهرهاى بزرگ زندگى مى‌کنند و هم اکنون گروهى از آنان در اهواز و بعضى مناطق دیگر به سر مى‌برند.

5- سلیمان مروزى مشهورترین عالم علم کلام در خطه خراسان در عصر مامون بود براى او احترام زیادى قائل مى‌شد.

6- على بن محمد بن جهم، ناصبى و دشمن اهل بیت بوده است. مرحوم صدوق روایتى از على بن محمد بن جهم نقل کرده که از آن استفاده مى‌شود که وى نسبت به حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ محبت داشته است.

7- صدوق، همان کتاب، ج 1 ص 155

8- سویق شربت مخصوصى بوده که با آرد درست مى‌کردند.

9- فرزند امام صادق ـ علیه‌السلام ـ و عموى امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام

10- مقصود از «بارقلیطا» یا «فارقلیطا»، که حضرت مسیح از آمدن او خبر داده است، حضرت محمد(ص) مى‌باشد و این پیشگویى در انجیل «یوحنّا» در ابواب 14و 15و 16 وارد شده است، و قرآن مجید نیز در آیه 6 از سوره صَف ّ، این معنا را از قول حضرت عیسى ـ علیه‌السلام ـ نقل کرده است (براى اطلاع بیشتر در این زمینه رجوع شود به کتاب «احمد موعود انجیل»، تالیف آیت الله جعفر سبحانى، انتشارات توحید، قم، 1361هـ. ش، ص 97ـ 133)

11- مجموعه آثار دومین کنگره جهانى حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ، 1366هـ.ش، ج 1 ص 432ـ 452 مقاله آیت الله ناصر مکارم شیرازى، با تلخیص

12- مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، انتشارات امام صادق علیه‌السلام.

مساله الگوی پیشرفت اسلامی/ چرا به الگوی پیشرفت نیازمندیم؟

فلسفه پرداختن به الگوی پیشرفت اسلامی؛ همان فلسفه مدیریت اسلامی تحولات است. به عبارت دیگر همان دلایلی که ایجاب می کند تا از مدیریت تحولات اجتماعی غفلت نکنیم؛با پشتوانه همان دلایل به تولید الگوی پیشرفت اسلامی حکم می کنیم...

برای خواندن متن کامل کلیک کنید


بدون شرح ...

فیلم‌های افشاگر ایرانی برای صلح‌طلبان جهان + دانلود

خبرگزاری فارس: ابتکاری نوین برای جلوگیری از حمله احتمالی به سوریه/ ارسال فیلم‌های افشاگر ایرانی برای صلح‌طلبان جهان

در ادامه فعالیت‌های مختلفی که در جهان برای جلوگیری از حمله به سوریه در جریان است   ، معاونت پژوهشی دانشگاه هنر تهران با  کمک کارمندان و هیئت علمی خود، در یک اقدام ابتکاری و با قرار دادن فیلم‌های مستند افشاگر و ضدجنگ ایرانی همراه با زیرنویس‌های (انگلیسی، ژاپنی، فرانسه و آلمانی) در سایت  این دانشگاه و نیز سایت معروف (یوتیوپ )و ارسال ادرس انان به ایمیل تک تک بیش از سه هزار صلح طلب و روزنامه نگاران مشهور خارجی سعی بر روشن نمودن اذهان و افکار جهانیان در مورد برخورد دوگانه غرب با مسله شیمیایی کنونی در سوریه و در زمانه جنگ ایران و عراق نموده است.

این فیلم‌ها عبارتند از (پژواک سکوت) به کارگردانی حمید زرگرنژاد، (خاطراتی برای تمام فصول) به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و (هفت نابخشوده) به کارگردانی مرتضی باقری که هر سه حاوی اسناد و صحنه‌های بسیار تاثیرگذار و مسلم از حملات شیمیایی دولت صدام بر علیه مردم دو کشور و پشتیبانی فنی و تسلیحاتی و نادیده گرفتن این حملات توسط دولت‌های غربی و نیز نقش دولت‌هایی همچون عربستان در این حملات و همچنین نقش ستون پنجم تروریست آنان  درپشت صحنه جنگ ایران و عراق می‌باشند.

در این فیلم‌ها مصاحبه‌های بسیار جالبی با (خاویر پرز دکوئیار) دبیرکل سابق سازمان ملل و نیز (رولان دوما) وزیر خارجه اسبق فرانسه در زمان جنگ ایران و عراق وجود دارد که برای اولین بار حقایقی در مورد دلایل عدم محکومیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط رژیم عراق در زمان جنگ با ایران را افشا می‌کنند.

از دیگر نکات جالب توجه ، قابلیت دانلود با کیفیت بالا ی این فیلم‌هاست بطوری که سایت انگلیسی زبان (CASMII)، بزرگترین  و پرمخاطب‌ترین سایت ضدجنگ آمریکاییان ایرانی‌تبار در آمریکا و اروپا با بیش از چندهزار بازدیدکننده در روز، با قرار دادن این فیلم ها در سایت خود به صورت رسمی به تبلیغ گسترده آنان پرداخته است.

لازم به ذکر است که این فیلم ها با همکاری تنگاتنگ ( موزه صلح تهران) و (انجمن سینمایی انقلاب و دفاع مقدس ) زیرنویس و در اختیار این دانشگاه قرار گرفته و در آینده نزدیک با استقبال گسترده‌ای که از این فعالیت توسط مخاطبان خارج از کشورصورت گرفته، فیلم های مستند بیشتری به این مجموعه اضافه خواهند شد. آدرس این فیلم‌ها در سایت دانشگاه هنر ، یوتیوپ و کاسمی به شرح زیر می باشد و علاقه‌مندان می‌توانند از اینجا ، اینجا ، اینجا ، اینجا و اینجا مشاهده کنند.

گپ‌وگفت فارس با سعیدرضا عاملی

خبرگزاری فارس: طلاب تافته جدا بافته نیستند/ فیس‌بوکی نیستم/ گرفتار «اینترنت‌زدگی» هستیم/ خاطراتی از روز عاشورا در آمریکا

سیدسعیدرضا عاملی با 52 سال سن یکی از جوان‌ترین استاد تمام‌های دانشگاه تهران محسوب می‌شود. وی که معتقد است هیچ‌گاه لباس روحانیت را کنار نگذاشته، می‌گوید این لباس دشواری‌ها و سختی‌هایی دارد اما هیچ‌گاه به خاطر این لباس در دانشگاه دچار مشکل نشدم.

عضو گروه ارتباطات دانشگاه تهران در دوران انقلاب اسلامی به شوق کشورش به ایران بازگشت و در فعالیت‌های سیاسی و جبهه‌های جنگ حضور یافت و خاطرات بسیاری از رفقای شهیدش در جبهه‌ها دارد. عاملی هم‌اکنون عضو وابسته گروه مطالعات آمریکای دانشکده مطالعات جهان، رییس انجمن علمی مطالعات جهان و معاون برنامه‌ریزی و فناوری اطلاعات دانشگاه تهران است.

حجت‌الاسلام عاملی می‌گوید که به آشپزی علاقه‌مند است و گاهی که فرصت داشته باشد برای بچه‌ها آشپزی می‌کند و معتقد است که خورشت کرفس چیز دیگری است.

وی مؤسس مؤسسات مطالعات و علمی بسیار در انگلستان و ایران مثل مؤسسه مطالعات اسلامی لندن، مؤسسه حقوق بشر اسلامی در لندن، دانشکده مطالعات جهان و بسیاری فعالیت‌های مهم دیگر اجتماعی است. عاملی می‌گوید به شعر و موسیقی‌ علاقه دارد، کارهای استاد شجریان، اصفهانی و افتخاری را می‌پسندد و قدیم‌ترها مثنوی می‌خوانده است. 

از این نویسنده هفده جلد کتاب به زبان انگلیسی و 15 جلد به زبان فارسی منتشر شده است. وی بر روی فضای مجازی بسیار کار کرده و می‌گوید باید شهر مجازی تهران را راه‌اندازی کنیم وی معتقد است که اکنون کنار هالیوود یک وبی‌وود هم توسط آمریکا طراحی شده است. وی علی رغم همه تسلطش به فضای مجازی خودش معتقد است که فیس‌بوکی نیست.

وی بهترین خاطرات زندگیش را اوایل انقلاب و روزهای عاشورا در آمریکا و بدترین را فوت مادر و شهادت هم‌رزمانش در جبهه‌ها می‌داند.

بخش اول گفتگو

بخش دوم گفتگو

بازخوانی یک معمای رمزآلود ۱

خبرگزاری فارس: رازهای ۱۱ سپتامبر از زبان دانشمندان +تصاویر و فیلم

این گزارش نگاهی دارد به وقایع ۱۱ سپتامبر از دریچه یافته‌های علمی دانشمندانی که به دور از هیاهوهای سیاسی تبیین رویدادها را در اولویت کار قرار می‌دهند.

۱۰۰ کودک و دانش آموز بحرینی در زندان رژیم بحرین

خبرگزاری فارس: وجود ۱۰۰ کودک و دانش آموز بحرینی در زندان/ زندانبانان آنها را شکنجه می‌کنند

به نقل از پایگاه جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین، بخش آزادیها و حقوق بشر جمعیت وفاق اعلام کرد: بازداشتگاهها مملو از بیش از یکصد کودک و دانش آموز است که به خاطر مسائل سیاسی مربوط به آزادی بیان بازداشت شده اند و کوچکترین آنها سلمان مهدی سلمان، 16 سال سن دارد.

بخش آزادیها و حقوق بشر جمعیت وفاق افزود: شماری از این کودکان در معرض شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته اند و 10 نفر از آنها نیز حق داشتن وکیل محروم شده اند. این دانش آموزان بخشی از دانش آموزانی هستند که از تحصیل محروم شده‌اند.

براساس این گزارش، شمار زیادی از دانش آموزان نیز به خاطر مسائل مربوط به آزادی بیان تحت تعقیب رژیم بحرین قرار دارند.

بخش آزادیها و حقوق بشر جمعیت وفاق خواستار آزادی همه کودکان و دانش آموزان شد و تاکید کرد که بازداشت این کودکان نقص حقوق آنها به شمار می‌رود و بارزترین آن حق تحصیل است.

گروه مروّجین مذهب; ترویج مذهب تشیّع و رسیدگی به امور نیازمندان در مناطق محروم کشور

در دنیای امروز که خودخواهی و منفعت طلبی بر تفکرات، مناسبات و تلاش های بشر سایه افکنده است، تعدادی از جوانان تحصیل کردهٔ این مرز و بوم، به عشق مذهب حقّه شیعه اثنی عشری، مسیر زندگی خود را به سوی کاروان سربازان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تغییر داده اند و در لباس مقدس روحانیت شیعه و در جمعی تحت عنوان «گروه جهادی مروّجین مذهب» گمشده خویش را می جویند. 

این گروه با نگاه دغدغه مند و با رفتن به مناطق محروم و تعامل چهره به چهره با مستضعفین فکری و مادی، به رصد مشکلات و نیاز های جامعه پرداخته و با توجه به امکانات و بر اساس اولویت، حرکت خود را آغاز کرده است.

برای آشنایی با فعالیتها و اهداف این گروه به وب سایت http://www.seza.ir مراجعه کنید.

مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان

خبرگزاری فارس: مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر

در همین نزدیکی در یکی از استان‌های جنوبی روستایی قرار دارد که حدود 400 خانوار دارد و فقط یک خانواده آن شیعه هستند. آن هم چه شیعه با معرفتی که در این زمانه نظیرشان کم پیدا می‌شود! این خانواده با اینکه خودشان فقیر هستند یک حسینیه کوچک در کنار منزلشان ساخته‌اند. این حسینیه با شرایط خاصش می‌تواند گوشه‌ای از مظلومیت اهل‌بیت(ع) را در مملکت شیعه به تصویر بکشد، با همکاری مسئول گروه جهادی مروجین مذهب با این خانواده مظلوم اما بلندهمت گفت‌وگو‌ کردیم که در ادامه می‌خوانید.

*خودتان را معرفی کنید:

- «ف.م» هستم که سه خواهر و سه برادر دارم.

*برادرانتان پیش شما هستند؟

-دو تا از آن‌ها در بندرعباس کارگر هستند، دیگری در خانه پدرزنش در نزدیکی ایرانشهر زندگی می‌کند و کار ندارد.

*در واقع شما اینجا تنها هستید؟

-همراه با پدر، مادرم و دو خواهر دیگرم اینجا زندگی می‌کنیم.

*روستای شما چند خانوار دارد؟

- حدود 400 خانوار است...

برای خواندن متن کامل این گفتگو کلیک کنید

مجموعه طرح: «شكست آمریكا»






رهبر انقلاب در دیدار با رئیس‌جمهور و هیئت دولت:
مطمئناً آمريكايى‌ها از اين مسئله [دخالت نظامی در سوریه] ضرر خواهند كرد؛ همچنان كه در عراق و افغانستان ضرر كردند.

انسان ۲۵۰ ساله | استمرار مبارزه امام صادق علیه‌السلام

اولین درس امام صادق علیه‌السلام برای ما منتسبین به آن بزرگوار باید استمرار جهاد و مبارزه‌ی خستگی‌ناپذیر باشد و همان استمرار مبارزه بود كه شعله‌ی مقدس فكر آن حضرت را تا امروز در دنیا نگه داشت. ۱۳۶۷/۳/۲۰

جنگ افروزی‌های ۳۰ سال اخیر ارتش آمریکا

خبرگزاری فارس: همه جنگ افروزی‌های ۳۰ سال اخیر ارتش آمریکا

در گزارش زیر مجموعه جنگ‌ها و عملیاتهای نظامی آمریکا علیه کشورهای دیگر، که 5 رئیس جمهور آخر آمریکا دستور آن را صادر کردند آمده است.

دوره رونالد ریگان

بیروت (1982-1983) نیروهای نظامی آمریکا به عنوان بخشی از نیروهای حافظ صلح در لبنان مستقر شدند و به دنبال بمبگذاری در یک پایگاه نظامی مشترک نیروهای نظامی آمریکا و فرانسه، رونالد ریگان دستور حملات محدودی را صادر کرد.

گرانادا(1983) به دنبال کودتا در گرانادا، ارتش آمریکا با 7 هزار نیروی نظامی به این کشور حمله کرد. این حمله نظامی با محکومیت بریتانیا و سازمان ملل مواجه شد اما 6 کشور حوزه کارائیب از آن حمایت کردند.

لیبی(1986) حمله هوایی برای تنبیه رژیم معمر قذافی به دنبال انفجار بمب در یک باشگاه شبانه در برلین که منجر به کشته شدن 2 آمریکایی و مجروح شدن 79 نفر شد، صورت گرفت.

جورج بوش پدر

پاناما(1989) به دنبال اعلام جنگ توسط «مانوئل نوریگا» دیکتاتور پاناما علیه آمریکا به خاطر تحریم، آمریکا با بیش از 26 هزار نیروی نظامی به این کشور حمله کرد.

عراق(1991) به دنبال حمله عراق به کویت، آمریکا با ائتلاف متشکل از 33 کشور و طی یک عملیات نظامی گسترده صدام حسین را مجبور به ترک خاک کویت کرد.

سومالی(1992) نیروهای نظامی آمریکا تحت قطعنامه شورای امنیت به منظور پاسداری از صلح در این کشور مستقر شدند.

دوره بیل کلینتون

عراق(1993) به دنبال طرح ترور علیه جورج بوش پدر توسط عراق، آمریکا به مقرهای اطلاعاتی عراق حمله موشکی کرد.

سومالی(1993) آمریکا تحت قطعنامه سازمان ملل نیروهای نظامی خود که در سومالی مستقر بودند را افزایش داد.

هائیتی(1994) این ماموریت نیز تحت قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و در راستای ماموریت حفاظت از صلح صورت گرفت.

بوسنی(1994-96) نیروهای نظامی آمریکا و ناتو به مدت 18 ماه علیه صرب‌های بوسنی حمله هوایی و موشکی کردند و بر فراز این کشور منطقه پرواز ممنوع اعمال کردند.

عراق(1996) به دنبال حمله به جتهای جنگی آمریکا توسط ارتش عراق، دولت آمریکا جنوب عراق را هدف حملات موشکی خود قرار داد و در این منطقه منطقه پرواز ممنوع اعمال کرد.

سودان و افغانستان(1998) به دنبال بمبگذاری در سفارت آمریکا در کنیا و تانزانیا که منجر به کشته شدن 220 نفر از جمله 12 آمریکایی شد، ارتش آمریکا به اردوگاه‌های شبه نظامیان در افغانستان و سودان حمله موشکی کرد.

عراق(1998) به دنبال همراهی نکردن صدام حسین با بازرسان سلاح‌های شیمیایی سازمان ملل، آمریکا برای تنبیه صدام اهدافی را در بغداد هدف حملات موشکی و هوایی قرار داد.

کوزوو(1999) ارتش آمریکا و ناتو به مدت بیش از 3 ماه پایگاههای نظامی، نیروگاههای برق، پلها و دیگر تاسیسات زیربنایی یوگسلاوی سابق را هدف حملات موشکی و هوایی قرار دادند.

دوره جورج بوش پسر

افغانستان(2001) به دنبال وقوع حملات 11 سپتامبر 2001، ارتش آمریکا و ناتو با بیش از 100 هزار سرباز از 48 کشور به رهبری آمریکا به افغانستان حمله کردند، جنگی که همچنان ادامه دارد.

عراق(2003)حمله به عراق با هدف سرنگونی حکومت صدام حسین. این جنگ به رهبری آمریکا و ائتلافی متشکل از 48 کشور صورت گرفت. آمریکا بیش از 160 هزار نیروی نظامی در خاک عراق پیاده کرد.

دوره باراک اوباما

لیبی(2011) این جنگ که با ائتلاف بین المللی و با هدف توقف جنگ داخلی در لیبی صورت گرفت شامل حملات موشکی و اعمال منطقه پرواز ممنوع بود.

اسامه بن لادن(2011) ارتش آمریکا با طراحی یک عملیات نظامی موفق شد اسامه بن لادن رهبر القاعده را پس از سالها در پاکستان تسلیم کند.

به جنگ‌های باراک اوباما باید حملات مکرر هواپیماهای بدون سرنشین این کشور به مناطقی در پاکستان و یمن و افغانستان طی سالهای اخیر نیز اشاره کرد که منجر به کشته شدن صدها غیرنظامی، کودک و زن شده است.

مستند بهشت ماندنی است (تخریب حرم بقیع) + دانلود


بقیع در لغت به معنای محل وسیعی بوده که در آن درختان غرقد می رویید به همین علت به آن بقیع الغرقد نیز می گویند قدمت بقیع به تاریخی تاریک در عصر جاهلیت باز می‌گردد. بهشت بقیع بعد از اسلام به قبرستان عمومی و اصلی مردم مدینه تبدیل شد و در بیرون از حصار شهر پیامبر قرار داشت در بقیع تا قبل از تخریب و در دوران های مختلف مقبره‌ها و گنبدهایی برای بزرگان دین ساخته شده بود که همواره از سوی تمامی مسلمانان مورد توجه و احترام بوده است. به گواهی تاریخ در بقیع  بیش از ده هزار نفر از بزرگان و صحابه گرانقدر پیامبر مدفون هستند.وهابیون در سال 1344 و همچنین کمی قبل تر از آن اثری از گنبد ها و بارگاه های بزرگان دین چه در مدینه و چه در مکه و یا هر جای دیگری که به آن دسترسی داشتند باقی نگذاشتند.

این روند تخریب هیچ گاه متوقف نشد به شکلی که تا همین امروز نیز ادامه داشته است تخریب و ویرانی از بناها و قبور مطهر شروع شد، اما بعدها انحراف و تخریب به باورهای دینی رسید تکفیری های پلید ، متحجر ، عقب مانده  و خرافی تمام تلاش خود را کردند تا از اسلام چهره ای زشت، کریه و خشن نمایش دهند برای بیننده خارج از دایره اسلام چهره زیبا و دلنشین مکتب مطهر اهل بیت علیهم السلام و چهره نامبارک تروریسم حاضر در کشورهای مختلف منطقه همه به نام اسلام و مسلمانی دیده می شود چیزی که قدرت های سلطه گر به دنبال آن بوده و هستند. در این میان اعتقادات اهل سنت در هیچ وجهی مشابه با نظرات وهابیون نیست تا جایی که وهابیون صدمات بسیاری را نیز به اهل سنت وارد ساخته اند. شاید به ظاهر وهابیون گنبدها و حرم های بزرگان دین را تخریب و نابود می کنند اما این مقابر و مشاهد نزد تمامی مسلمانان برای همیشه حرم و قطعه ای از بهشت هستند و بهشت همیشه ماندنی است.

در همین جهت، فیلم مستند «بهشت ماندنی است» با موضوع تخریب قبرستان بقیع، به کارگردانی احمد ابراهیمی و مهرداد طاهری تهیه شده است که در روز جمعه 25 مرداد ماه ساعت 14 از شبکه سوم سیما پخش شد.

این مستند با روایتی پژوهشی و تاریخی، فاجعه تخریب و هدم قبرستان بقیع توسط وهابیون را روایت می کند. در این فیلم با حجت الاسلام و المسلمین سید علی قاضی عسکر نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت و محمد مهدی صاحب الفصول مصاحبه شده و همچنین تصاویر و اطلاعات جدیدی در خصوص فاجعه تخریب ارائه می شود.

عوامل اصلی این مستند شامل تصویربرداران حمید خدایی و احمد شیرین‌زاد، گویندگان میثم آقابیگی، مجید نظیمی آرانی و میثم نمکی آرانی، تدوین و گرافیک، میرحسن سیدنظری کارگردانان احمد ابراهیمی و مهرداد طاهری و تهیه کننده، مهرداد طاهری است.

«بهشت ماندنی است»، نخستین مستند تاریخی و پژوهشی در خصوص تخریب قبرستان بقیع است که از رسانه ملی برای اولین بار پخش شد.

 


سلمان حدادی، وهابی شیعه شده در شبکه جهانی ولایت + دانلود

ويژه برنامه لبخند کعبه در شبکه جهانی ولایت با حضور سلمان حدادی

دانلود کنید


وبلاگ سمان حدادی

salman-haddadi.blogfa.com