http://img.tebyan.net/big/1385/12/25316672502521671917116120195130207140144203.jpg

آمد بهار خرم و آورد خرمى **وز فر نوبهار شد آراسته زمى

خرم بود همیشه بدین فصل آدمى **با بانگ زیر و بم بود و قحف(1) در غمى

زیرا كه نیست از گل و از یاسمن كمى **تا كم شده ست آفت سرما ز گلستان

از ابر نوبهار چو باران فروچكید **چندین هزار لاله ز خارا برون دمید

آن حله اى كه ابرمر او را همی تنید **باد صبا بیامد و آن حله بردرید

آن حله پاره پاره شد و گشت ناپدید **و آمد پدید باز همه دشت پرنیان

از لاله و بنفشه همه كوهسار و دشت **سرخ و سپید گشت چو دیباى پایرشت

برچد بنفشه دامن و از خاك برنوشت **چون باد نوبهار برو دوش برگذشت

شاخ بنفشه چون سر زلفین دوست گشت **افكند نیلگون به سرش معجر كتان

آمد به باغ نرگس چون عاشق دژم **وز عشق پیلگوش(2) در آورده سر به خم

زو دسته بست هر كس مانند صد قلم **بر هر قلم نشانده بر او پنج شش درم

اندر میان هر قلمى زو یكى شكم **آگنده آن شكمش به كافور و زعفران

آن سوسن سپید شكفته به باغ در **یك شاخ او ز سیم و دگر شاخ او ز زر

پیراهنیست گویى دیبا ز شوشتر **كز نیل ابره(3) استش و از عاج آستر

از بهر بوى خوش چو یكى پاره عودتر **دارد همیشه دوخته از پیش بادبان

برگ گل سپید به مانند عبقرى(4) **برگ گل دو رنگ بكردار جعفرى

برگ گل مُورد بشكفته ى طرى(5) **چون روى دلرباى من، آن ماه سعترى (6)

زى هرگلى كه ژرف بدو در تو بنگرى **گویى كه زر دارد یك پاره در میان

چون ابر دید در كف صحرا قباله ها **بارانها چكید و ببارید ژاله ها

تا گرد دشتها همه بشكفت لاله ها **چون در زده به آب معصفر(7) غلاله ها(8)

بشكفت لاله ها چو عقیقین پیاله ها **وانگه پیاله ها، همه آگنده مشك و بان (9)

بنمود چون ز برج بره آفتاب روى **گلها شكفت بر تن گلبن به جاى موى

چون دید دوش گل را اندر كنار جوى **آمد به بانگ فاخته و گشت جفتجوى

بلبل چو سبزه دید همه گشته مشكبوى **گاهى سرود گوى شد و گاه شعرخوان

گلها كشیده اند به سر بر كبودها **نه تارها پدید برآنها نه پودها

مرغان همی زنند همه روز رودها **گویند زار زار همه شب سرودها

تا بامداد گردد، از شط و رودها **مرغان آب بانگ برآرند وز آبدان

تا بوستان بسان بهشت ارم شود **صحرا ز عكس لاله چو بیت الحرم شود

بانگ هزاردستان چون زیر و بم شود **مردم چو حال بیند ازینسان خرم شود

افزون شود نشاط و ازو رنج كم شود **بى رود و مى نباشد، یك روز و یك زمان

بلبل به شاخ سرو برآرد همى صفیر **ماغان به ابر نعره برآرند از آبگیر

قمرى همی سراید اشعار چون جریر(10) **صلصل(11) همی نوازد یكجاى بم و زیر

تا بادها وزان شد بر روى آبها **آن آبها گرفت شكنها و تابها

تا برگرفت ابر ز صحرا حجابها **بستند باغها ز گل و مى خضابها

برداشتند بر گل و سوسن شرابها **از عشق نیكوان پریچهره، عاشقان

اطراف گلستان را چون نیك بنگرد **پیراهن صبورى چون غنچه بردرد

از نرگس طرى و بنفشه حسد برد **كان هست از دو چشم و دو زلف بتش نشان


1- قحف : كاسه چوبی ، كشكول چوبین .

2- پیلگوش : سوسن .

3- ابره : تای رویین از جامه .

4- عبقری : نوعی گستردنی از دیبای منقش ،نوعی جامه نیكو ونفیس .

5- طری : با طراوت .

6- سعتر : نام دیگر گیاه سیسنبر.

7- معصفر: زرد یا سرخ شده با آب سرخ رنگ .

8- غلاله : زلف .

9- بان : در بعضی فرهنگها بان را به معنای بید ومشك آورده اند ، ولی در اصل درختی است از تیره دولپه ای ها كه در آسیای جنوب وجنوب شرقی وشمال آفریقا می روید .

10- جریر : جاری ، روان .

11- صلصل : فاخته .