http://www.islamtimes.org/images/docs/000106/n00106705-b.jpg

ازجمله نتایج اصلی جنگ اول جهانی تغییرات گسترده ای بود كه در مناسبات منطقه ای ایجاد شد. در منطقه خاورمیانه به عنوان یكی از اصلی ترین مناطق درگیر در جنگ، تحت تاثیر عوامل گوناگون تبعی و به طور ویژه  برهم خوردن توازن قدرت در عرصه بین الملل شرایط ویژه و متفاوتی ایجاد شد. فروپاشی امپراطوری عثمانی به عنوان پرقدرت ترین دولت جهان اسلام در آن دوران ظهور دولتهای نوظهور مسلمان را منجر شد. شریف حسین و فرزاندانش به عنوان خادمین حرمین شریفین  با حمایت انگلیسی‌ها قدرت را در دست گرفتند و در سال 1924 شریف حسین خود را خلیفه مسلمین خواند. پس از اعلام رسمی ادعای شریف حسین بسیاری در داخل و خارج از سرزمین حجاز با این ادعای وی مخالفت كردند. در داخل حجاز فرمانروایان منطقه نجد كه به آل سعود معروف بودند به نبرد سخت با شریف حسین پرداخته و در نهایت در پی حمایت كشورهای خارجی از آل سعود حكومت شریف حسین مضمحل شد. در همین دوران بود كه دو فرزند شریف حسین با نامهای فیصل و عبدالله با حمایت انگلستان به ترتیب زمام امور كشورهای عراق و اردن را برعهده گرفتند و بنیان حكمرانی خاندان هاشمی در بسیاری از نواحی عرب نشین شكل گرفت.

تغییرات عمده به وقوع پیوسته در منطقه، نظمی نوین در خاورمیانه ایجاد نمود. بسیاری از دولتهای نوظهور مثل اردن، عراق و دولت عربستان سعودی به فراخور ارتباط ارگانیك و استراتژیك خود با دولتهای غربی و به طور ویژه دولت انگلستان، بسترهای لازم برای تفكیك دولتهای اسلامی خاورمیانه را مهیا نمودند. این دولتها كه ظهور و استمرار خود را مدیون دولت انگلستان بودند دولتهای محافظه كار عرب را تشكیل دادند؛ در مقابل دو دسته دیگر از دولتها با دو رویكرد تهاجمی و خنثی قرار گرفتند. نوع وامداری به دولت انگلستان در رفتار دولتهای خاورمیانه بیش از هرچیز دیگر در موضوع فلسطین خودنمایی می كرد.

مسئله فلسطین از همان آغاز به عنوان شاه بیت تعارض میان جهان اسلام و جهان غرب موضوعی محوری در جهت گیری دولتهای اسلامی خاورمیانه بود. با ظهور كودتاهای چپگرایانه در اقصی نقاط خاورمیانه و ظهور جمال عبدالناصر در مصر  تعارض میان دو  رویكرد محافظه كار به رهبری عربستان و انقلابی به رهبری مصر به نقطه اوج خود رسید.  دولت عربستان در كنار برخی دیگر از دولتهای مرتجع اسلامی چون اردن و ایران به انحا گوناگون به حمایت مستقیم و غیر مستقیم از رژیم صهیونیستی پرداختند. این دولتها به رهبری عربستان سعودی طرح سازش با غرب بر سر مسئله فلسطین را به اجرا گذاردند. با شكست جبهه اسلامی-انقلابی در جنگ 6 روزه معادلات به كلی دگرگون شد به گونه ای كه دولتهای مرتجع اسلامی عرب و غیر عرب توانستند موج تغییر و تحولات در خاورمیانه را بر عهده گیرند. با ظهور انقلاب  اسلامی ایران دسته بندیهای جدیدی شكل گرفت. بسیاری از دولتهایی كه تا قبل از آن ادعای تقابل با رژیم صهیونیستی را داشتند با انقلاب ایران درگیر دعواهای دوران جاهلی اعراب علیه غیر اعراب شده و دشمن اصلی خود را نه اسرائیل بلكه قوم فارس مستقر در كشور ایران تعریف نمودند. با اینحال دولت نوظهور ایران اولین آرمان خود را حمایت از مقاومت فلسطین اعلام و هرگونه سازش با دولت جعلی اسرائیل را از بنیان غیرموجه دانست. شرایط به كلی علیه دولتهای انقلابی بود. به غیر از ایران انقلابی و سوریه و گهگاه لیبی نه چندان قابل اعتماد، دیگر دولتهای اسلامی به ویژه در دوران پس از قرارداد كمپ دیوید به چتر حمایت از دولتهای مرتجع عرب پیوسته بودند.

با رهایی ایران از جنگ تحمیلی بار دیگر روح مقاومت در كالبد توده های مسلمان دمیده شد. در این میان جنبش مقاومت فلسطین و شاخه های مقاومت در لبنان، سوریه، مصر و بسیاری دیگر از سرزمینهای عربی رستن مجدد خود را آغاز نمودند. جنگهای 22 روزه و 33 روزه علیه اسرائیل ازجمله ضربات محكمی بود كه روند مقاوت علیه اسرائیل را در منطقه خاورمیانه سرعت بخشید. سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی و به ویژه تلاش ویژه دولت نهم در احیا نمودن مسئله فلسطین از دیگر اقدامات تاثیرگذار در شكل گیری قیامی فراگیر در جهان اسلام بود.

موج جدید مقاومت امت اسلام در تقابل با غرب و دولتهای دست نشانده مرتجع اینبار از تونس آغاز شد. این موج به سرعت بسیاری دیگر از نقاط خاورمیانه را در بر گرفت به گونه ای كه بسیاری این جنبش را بیداری اسلامی نامیده و برخی حتی با عنوان بهار عربی از آن یاد كردند. تونس، مصر، مراكش، یمن، لیبی ازجمله كشورهایی بودند كه تا به امروز تحت تاثیر این قیام فراگیر دستخوش تحولات گسترده سیاسی شدند. در این میان اما دولتهایی چون بحرین و عربستان با سركوب كامل قیامهای به ظهور پیوسته در اقصی نقاط كشور خود سعی در كنترل این قیام داشته اند. امروز به رغم سانسور شدید خبری در عربستان اخبار واصله حكایت از اوضاع نابسامان این كشور عربی دارد. به ویژه در روزهای اخیر با تجاوز سركوبگران سعودی به محافل علمی و دانشگاهی و به شهادت رساندن یك دختر مسلمان اوضاع به شكل گسترده ای از دست حاكمین سعودی خارج شده و سركوبگران به كشتار كور ملت خود پرداخته اند. اهمیت تحول در كشور عربستان به گونه ایست كه بسیاری معتقدند هرگونه تغییر در این كشور بسترهای شكل گیری نظم نوین خاورمیانه را ایجاد خواهد كرد.

مضمحل شدن دولت عربستان به عنوان آغاز كننده طرح سازش با غرب بر سر مسئله فلسطین و به عنوان دولتی كه تولد، بقا و رشد خود را تا به امروز وامدار دولتهایی چون انگلستان و آمریكا است تاثیر بنیادینی را در شكل گیری نظم نوین خاورمیانه خواهد گذارد. مضمحل شدن نظامی كه آغاز كننده طرح سازش با غرب و اسرائیل بوده است بی تردید شرایط نابودی طرح سازش را نیز مهیا خواهد نمود. نظم نوین كه براساس عنصر مقاومت شكل خواهد گرفت بی تردید بیش از هرجای دیگر تحت تاثیر اقدامات جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. با سقوط عربستان بلاشك اردن، بحرین، كویت و  دیگر  دولتهای مرتجعی كه در ذیل چتر امنیتی و حمایتی برادر بزرگترشان عربستان نیز قرار دارند به تاریخ خواهند پیوست. بی تردید در نظم نوین خاورمیانه عنصر كلیدی در تقسیم بندی دولتهای اسلامی مقاومت نمود یافته در تقابل این دولتها با غرب خواهد بود و دولتها به حسب حد تقابل با غرب به ویژه در موضوع فلسطین در طیف دوگانه "مرتجع" و  "انقلابی" تقسیم خواهند شد.

جواد حق گو

مرکز اسناد انقلاب اسلامی      http://www.irdc.ir