و اگر او نبود...
داستانكی به بهانه تصویب ننگین لایحه كاپیتولاسیون توسط مجلس شورای ملی در سال 1343

تق ... تق ... تق!
و دادگاه مثل همیشه رسمی بود كه آقای قاضی چند بار با آن پتك مخصوصش بر سر میز كوبید؛ آقای دادستان، خانم سودابه كمالی را به عنوان شاهد به جایگاه احضار كرد:
«خانم سودابه كمالی، شما به عنوان شاهد باید سوگند یاد كنید كه غیر از حقیقت چیزی نگویید و همچنین تعهد نمایید تا سخنانتان به عنوان همسر مقتول مغرضانه نباشد.»
سودابه، با چشمانی كه از شدت بغض و زور جلوگیری از شكستن و طغیان آن به سرخی می زد، سرش را به علامت تایید تكان داد.
دادستان از وی خواست تا آنچه در شب حادثه دیده است را یك بار دیگر توضیح دهد. و چقدر برایش سخت بود كه داستان غم بار از دست دادن بهترین رفیق و صمیمی ترین همسر عالم را برای چندمین بار تعریف كند:
«آن شب... آن شب من و جواد از انتهای خیابان لاله زار، به سمت خانه پدر جواد می رفتیم. قصد داشتیم بخاطر مساعد بودن هوا چند دقیقه ای قدم بزنیم. كمی جلوتر، این آقا از یك مغازه مشروب فروشی با حالتی غیر طبیعی، بیرون آمد و سوار ماشینش شد...» و بغضش تركید.
امتداد انگشت اشاره اش را كه می گرفتی، بدون هیچ مانعی می رسیدی به یك جوان درشت اندام با موهای حنایی كه ظاهرا ایرانی هم به نظر نمی رسید و با غرور به دادگاه نگاه می كرد. گویی خواب می بیند كه در جایگاه قاتل متهم است و خود از سرانجام رویایش مطلع!
وكیل مدافع سرباز آمریكایی، بی تابی خانم كمالی را دلیلی قابل اتكا برای كم اعتباری شهادتش قلمداد كرد؛
سودابه اما انگار اصلا توی باغ نبود واكنون تنها به معصومیت جوادش كه در روز خواستگاری لپهایش از خجالت گل انداخته بود، فكر می كرد.
دادستان، بی اجازه از روی صندلی اش برخاست و فریاد زد:«آقای قاضی، اعتراض دارم»والبته این تنها كار مثبتی بود كه از ابتدای داد گاه انجام داده بود.
وخانم كمالی ادامه داد و تعریف كرد كه چگونه آن آمریكایی معلوم الحال با آن ماشین آنچنانی اش، جوادش را مثل یك مورچه بی دفاع له كرد؛ پس از آن دادگاه روال عادی و قانونی اش را پی گرفت و در آخر همانطور كه انتظارش می رفت، متهم، بی گناه شناخته شد و به موجب تصویب قانون جدید مجلس برای تكمیل پرونده یا همان گذراندن بهتر تعطیلات به آمریكا رفت.
و این تمام معنای كاپیتولاسیون بود!
سید حسین موسوی
الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیـــــــرالمومنین و الآئمّة المعصومین علیهم السّلام