شیعیان یمن؛ پیشگامان جنبش مردمی علیه دیکتاتوری «صالح»
اعظم حمیدپور
بدون تردید مهمترین تحولی که در سالهای پس از شکل گیری خاورمیانه جدید این منطقه را تحت تاثیر قرار داده است خیزش های مردمی خاورمیانه عربی است. پس از سقوط نظام دیکتاتوری "زین العابدین بن علی" که نخستین نتیجه نهضت مردمی تونس بود، شعله های این قیام به دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا سرایت کرد به گونه ای که دولت های حاکم برمصر، الجزایر، لیبی، اردن، بحرین و یمن را دچار بحران های جدی ساخت.
دامنه ی این آشوب ها فضای سیاسی یمن را نیز از خود متاثر ساخته است. با اوج گرفتن قیام مردم مسلمان یمن "علی عبدالله صالح" که 32 سال است دیکتاتوری خود را بر یمن تحمیل کرده، سعی دارد از تمامی حربه های خود برای فرونشاندن مخالفت عمومی مردم بهره گیری کند.
یکی از مهمترین زمینه های نارضایتی مدنی و سیاسی در یمن مربوط به اقدام دیکتاتور این کشور در خصوص تثبیت پایه های حکومت از طریق ابزارهای قانونی بوده است. پیش از نضج گرفتن قیام های مردمی در منطقه، علی عبدالله صالح تصمیم گرفت تا با دست بردن در قانون اساسی این کشور به این هدف خود جامه عمل بپوشاند. پارلمان یمن، چندی پیش با وجود مخالفت مردم و احزاب مخالف بر اساس طرح ایجاد اصلاحات قانونی، ابقای عبدالله صالح در پست ریاست جمهوری را تا پایان عمر تصویب کرد. در این زمینه 170 نماینده از حزب کنگره ملی یعنی حزب حاکم با آغاز رایزنی و بررسی ها درباره ایجاد اصلاحات در قانون اساسی به مدت 60 روز یعنی اواسط اسفند ماه موافقت کردند [1].
موافقت حزب حاکم به عنوان پشتوانه قانونی دیکتاتور یمن با اصلاح جدید قانون اساسی به معنای از بین بردن نظام جمهوری و لغو قانون گردش پست ریاست جمهوری در میان شخصیت های گوناگون بود. از این رو اصلاحات ضد دموکراتیک قانون اساسی به یکی از مهمترین زمینه های مخالفت عمومی با نظام حاکم را فراهم ساخت تا جایی که طی ماه گذشته همزمان با اوج گیری اعتراضات در تونس و سپس در مصر، اعتراضات عمومی یمن به بالاترین میزان طی سال های اخیر رسید.
عبدالله صالح در نخستین اقدام خود از بیم دچار شدن به سرنوشت همتایان دیکتاتور خود در تونس و مصر، از درخواست برای ریاست جمهوری مادام العمر چشم پوشی کرد و لغو ماده اصلاحی 112 که حکومت را در یمن موروثی می ساخت، خواهان شد. فشار بیشتر بر دولت یمن، حتی دیکتاتور این کشور را به اعلام شرکت نکردن وی و فرزندش در انتخابات آینده ریاست جمهوری وادار ساخت. وی در ادامه با دعوت تمامی گروه های سیاسی به تشکیل دولت وحدت ملی از رهبران مخالف خواست تا اعتراضات خود را در دفتر ریاست جمهوری به گوش او برسانند اما این ترفند نیز نتوانست صحنه سیاسی و اجتماعی یمن را از چالش اعتراضات عمومی برهاند.[2]
ضعف اقتصادی و فقر عمومی این کشور را می توان یکی از مهمترین زمینه های نارضایتی یمنی ها به شمار آورد لذا بحران های اقتصادی، فشار معیشتی و بیکاری نقش مهمی در اعتراضات عمومی اخیر داشته است. زمینه دیگر اعتراضات مربوط به شرایط سیاسی و اجتماعی است که ریشه در حکومت استبدادی سه دهه اخیر علی عبدالله صالح دارد. علاوه بر این، رویکردهای ضد مردمی دولت در خصوص روابط و همکاری با واشنگتن به بهانه هایی مانند مبارزه با "القاعده" و تروریسم که در فعالیت های نظامی نیروهای آمریکایی در خاک یمن نمود یافته ، مشروعیت دولت را بیش از پیش خدشه دار ساخته است.
اما شیعیان یمن که عمومأ شیعیان زیدی می باشند را می توان پیش قراولان مبارزه با حکومت استبدادی دانست. از سال 2004 میلادی تاکنون شیعیان زیدی یمن طی 7 سال درگیر شش نبرد مسلحانه با دولت مرکزی شده اند و این مبارزات مسلحانه مهمترین چالش دولت مرکزی در دهه اخیر بوده است.
سرکوبی شدید شیعیان در یمن که در مبارزه سال گذشته دولت با گروه شیعی "الحوثی" نمود یافت، موقعیت حاکمان صنعا را تا حد زیادی متزلزل کرد. علی عبدالله صالح رییس جمهور یمن با همپیمانی عربستان سعودی و آمریکا مقابله ای آشکار با شیعیان یمن را آغاز کرد و این مساله باعث شد تا شیعیان که اقلیت پرشمار و تاثیر گذاری در این کشور محسوب می شوند به سرسخت ترین دشمنان دولت صنعا تبدیل شوند.[3]
حکومت دیکتاتوری یمن و چالش مبارزان شیعی
با آنکه در تحلیل جنبش شیعی یمن برخی از جنگ مذهبی سخن میرانند اما برخی کارشناسان ماهیت این جنگ را صرفاً سیاسی ارزیابی میکنند. به گفته آنها در یمن مذهب در خدمت سیاست قرار گرفته است. علی عبدالله صالح همیشه از سیاست ایجاد شکاف برای ادامه حکومت بهره جسته و ائتلاف با گروههای مختلف را فقط برای ثبات حکومت دنبال کرده است.
آنچه پیداست در سالهای اخیر دولت یمن به سمت گروههای وهابی و سلفی گرایش یافته تا کمک مالی عربستان را جلب کند. ضمن آن دولت یمن بر این امید است که این گروهها عامل بازدارندهای در مقابل قدرت زیدیان هاشمی در این منطقه باشد. جریان وهابیت به صورتهای مختلف در یمن دامن گسترده و یکی از پوششهای وهابیت برای حضور در یمن، القاعده است که مهمترین شاخهاش را در این کشور استوار کرده است.
زیدیها نیز در مقابل این تهاجم ایدئولوژیک اقدام به انتشار و ترویج بیشتر متون مذهبی کردند. در کنار مبارزه مسلحانه، آنها همچنین سازمانی تشکیل دادند که جوانان زیدی را تحت تعالیم مذهبی و نظامی قرار میدهد. حوثیها در واقع از جامعهای دفاع میکنند که در معرض تهدید پاکسازی فرهنگی قرار داشته و با شمشیر دولبه ائتلاف سلفیها و دولت مواجه است.
اما علاوه بر تهدیدات فرهنگی، عوامل دیگری مثل تبعیض سیاسی از جمله عناصر مهم در شکلگیری این جنبش بوده است. همچنین نیازهای اقتصادی و سیاسی استان صعده از طرف دولت صنعا نادیده گرفته شده و اوضاع به سمتی پیش رفته که زیدیان هاشمی تصور می کنند دیگر هیچ جایی در ساختار حکومتی یمن ندارند.[4]
در چنین اوضاعی شکل گیری خیزش عمومی در یمن منجر به پر رنگ تر شدن نقش شیعیان این کشور خواهد شد. چرا که به مبارزان الحوثی فرصت تجدید نیروی از دست رفته در درگیری های گذشته را خواهد داد و نوعی همگرایی در میان دیگر طوایف و گروه های مخالف دولت با طوایف شیعی زیدی برای سرنگونی دشمن مشترک ایجاد خواهد کرد.
همگام با وقوع رخدادهای تازه و به خیابان آمدن انبوه مخالفان در یمن، مبارزان شیعه الحوثی با صدور بیانیه ای حمایت کامل خود را از معترضین اعلام و اقدامات دولت مرکزی را محکوم کردند. در این راستا بسیاری از شیعیان همگام با مردم یمن با تظاهرات و اعلام نارضایی عمومی خواستار سقوط دیکتاتوری علی عبدالله صالح شده اند و پیشگامان مبارزه علیه حکومت استبدادی یمن دوشادوش مردم این کشور مبارزه خویش را تا رسیدن به این هدف دنبال می کنند.
پی نوشتها
* کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای از دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه
[1]- http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8911010097
[2] - Ibid
الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیـــــــرالمومنین و الآئمّة المعصومین علیهم السّلام