شباهتهاي محمدرضا پهلوي و مبارك
مشاهده يك انقلاب از نزديكشباهتهاي محمدرضا پهلوي و مبارك
محمد زماني
به عنوان يك خبرنگار بينالملل امروز مانند گذشته لازم نيست براي ديدن وقايع بزرگ و تحولساز در تاريخ كشورها پا به آنها بگذاري. مطمئن هستي كه تعداد زيادي از همكارانت از رسانههاي مختلف در سطح جهاني چنين كاري ميكنند و تو به مدد تكنولوژي حاصل كار آنها را همزمان با وقوع تحولات مشاهده ميكني. با اين حال خبرنگاري بينالملل هنوز كار سختي است مخصوصاً اگر بخواهي براساس خبري كه هنوز مطمئن نيستي درست باشد تا دير وقت پاي تلويزيون بنشيني و با چشمان خودت چهره رو به زوال يك ديكتاتور را ببيني كه براي اينكه چند صباحي بيشتر در قدرت بماند، به مردمش امتياز ميدهد و آنها را با كلام مينوازد، در حالي كه دستور داده تا تانكهاي ارتش براي مقابله با مردم در خيابانها صفآرايي كنند و همين نشان روشني از دروغگويي است. بالاخره مبارك با تأخير عمل كرد و ساعات پاياني شب در قاهره و حدود ساعت دو بامداد به وقت تهران شنبه 9 بهمن شروع به سخنراني كرد.
برايم سخت بود كه چشمانم را باز نگه دارم. اما شور و شوق ديدن چهره درمانده حسني مبارك هنگام سخنراني براي مردم مصر صحنهاي بود كه نميخواستم آن را از دست بدهم. به خصوص كه او ديكتاتوري بسيار متفاوت از همتاي تونسي خود است و به نظر ميرسد نميخواهد به اين سادگي صحنه را خالي كند. در توانايي او همين بس كه 30 سال توانسته است كشوري كه عنوان رهبر فكري جهان عرب را يدك ميكشد زير يوغ خود نگه دارد و حتي كارش به جايي كشيده كه به دنبال جانشيني پسرش است. همچنين حاميان او از نوع پشتيبانان بن علي نيستند. مهمترين حاميان بن علي در دولت فرانسه مستقر بودند كه اين روزها دولت در آنجا اصلاً حال و روز خوشي ندارد و خودش چنان گرفتار بياقبالي افكار عمومي است كه نميخواهد هيچ مشكلي در سياست خارجي بر حجم مشكلات ناشي از بحران مالي افزوده شود. اما مبارك به شدت مستحضر به حمايت امريكا و اسرائيل است. او شريك مهم اسرائيل در محاصره كشنده مردم غزه محسوب ميشود. او همچنين تكنسين بيهوشي اتاق عملي است كه هر از گاهي چند پزشكان امريكايي پروژه مذاكرات سازش را به درون ميبرند تا روي چهره آن عمل جراحي كنند و به اعراب به عنوان نشانه عنايت امريكا بفروشند.
اما برگرديم به سخنراني مبارك. ديكتاتور مصر ضمن ابراز تأسف به خاطر كشته شدگان اعتراضات مردمي اعلام كرد كه دولت مصر را بركنار كرده و دولت جديدي را معرفي خواهد كرد. اين در حالي بود كه تصاوير زندهاي كه از شبكههاي تلويزيوني پخش ميشد مردمي را نشان ميداد كه بدون توجه به اين سخنان همچنان در خيابانها حضور داشتند و شعار مرگ بر مبارك سر ميدادند. همچنين گزارشها پس از پايان سخنراني نشان ميداد كه دقايقي پس از شنيدن سخنان مبارك، مردمي كه احتمالاً به خاطر خستگي به خانه رفته دوباره به خيابانها ريختند و شعار مرگ بر مبارك شدت گرفت.
مبارك ساعاتي قبل از سخنراني خود حدود ساعت 12 شب خبر بدي هم از خارج از مرزهاي خود شنيده بود. رابرت گيبس سخنگوي كاخ سفيد در كنفرانسي مطبوعاتي در پايان اعلام كرد كه امريكا درصدد است كمكهاي مالي خود به رژيم مبارك را كه به سالي 5/1 ميليارد دلار ميرسد مورد بازنگري قرار دهد. سخناني كه احتمالاً مبارك را بسيار بيشتر از خبر كشته شدن معترضين نگران كرده است.
اما صرف نظر از روند وقايع مصر و اهميت آن در معادلات منطقهاي، جذابترين موضوع اين سخنراني مشاهده از نزديك رفتار تقريباً مشابه ديكتاتورهاست. ديكتاتور مصر در حالي از اعلام همدردي با فقرا سخن ميگفت و قول حل مشكلاتي چون بيكاري، مبارزه با فساد و بهبود وضعيت آموزش و بيمه درماني از طريق گفتوگوهاي ملي را داد كه بيرون از مقر امن او تانكهاي ارتش درخيابانهاي قاهره به دستور وي رژه ميرفتند تا در برابر معترضين مانور قدرت دهند. مانوري كه بوي گفتوگو از آن بلند نميشد. همچنين اخباري كه از شهر سوئز مخابره ميشد بيانگر شدت درگيري و حتي تيراندازي با هليكوپتر به معترضين بود به گونهاي كه لحظاتي قبل از سخنراني مبارك اعلام شد كه يك نفر ديگر به تعداد كشتهشدگان اضافه شد.
محمدرضا پهلوي هم در روزهاي آخرش درحالي كه گارديها مردم را در خيابان ميكشتند از اينكه پيام مردم را شنيده است، گفت و ظاهراً زينالعابدين بن علي هم در روزهاي آخرش از درك تونسيها سخن به ميان آورده بود و حالا هم نوبت مبارك شده كه به طريق مشابه از فهم فقر مردم مصر و طرفداري از فقرا صحبت كند.
همچنين نكته جالبي كه در سخنان مبارك مشهود بود بخشهايي از متن سخنرانياش بود كه خود را با همان لحني ديكته شده از طرف امريكايي تنظيم كرده بود. او از حق آزادي تظاهرات و بيان و احترام به اين حقوق سخن گفت كه به نظر ميرسيد به گونهاي ناشيانه در حال عمل كردن به توصيه واشنگتن و تكرار سخنان گيبس و كلينتون بود كه قبل از وي درباره مصر سخن گفته بودند.
45 دقيقه بعد از مبارك هم اوباما سخن گفت و سخناني شبيه مبارك درباره لزوم احترام به حقوق اعتراض و آزادي بيان به ميان آورد و خطاب به مبارك گفت كه او مسئول معنا بخشيدن به وعدههايي است كه داده است تا نمايش مبارك - اوباما براي حفظ ظاهر حقوق بشري امريكا فراهم شود اما اوباما فراموش كرده است كه ديگر فضايي نيست او تنها با سخنراني و ژست گرفتن بتواند همان سياستهاي سنتي امريكا را در حمايت از ديكتاتورهاي مردمي ادامه دهد. به ويژه آنكه مردم مصر بهتر از هر كسي ميدانند كه اوباما يك مغلطهگر درجه يك است. آنها وعدههاي احترام و صلح او كه طي سخنرانياش در سفر به مصر در اوايل سال 2009 ارائه شد، را به ياددارند. وعدههايي كه يك دوره مذاكرات بينتيجه سازش و تداوم شهركسازي صهيونيستها را به ارمغان آورد.
تقلاي امريكا هم براي حفظ اين ديكتاتور ديدني است. آنها مدام اين ديكتاتورها را توصيه به اصلاحاتي كه منجر به آزاديهاي سياسي و اقتصادي شود ميكنند (نظير آنچه كه كندي و كارتر در مورد ايران كردند و نتيجه آن به اصطلاح انقلاب سفيد در دهه 40 و باز شدن ديرهنگام فضاي سياسي در اواخر دهه 50 يعني چند ماه قبل از انقلاب اسلامي ايران بود) اما فساد ناشي از ذات ديكتاتوري اصولاً با مالهكشي اصلاحطلبانه حل شدني نيست و تنها به تشديد تنشها و گسترش طبقات آگاه ميانجامد كه همچون سمي براي ديكتاتوريها عمل ميكند. مبارك شنبه صبح چند ساعتي پس از سخنرانياش عمر سليمان رئيس دستگاه اطلاعاتي خود را به مقام معاونت و در حقيقت جانشيني خود برگزيد كه عملاً نوعي توصيه امريكايي – صهيونيستي محسوب ميشود. گفته ميشود عمر سليمان مورد وثوقترين مهره امريكاييها در حكومت مبارك پس از خود مبارك است به گونهاي كه تعداد ديدارهاي وي با مقامات امريكايي و اسرائيلي بسيار بيشتر از ديدارهاي احمد ابوالغيط وزير امور خارجه رژيم مبارك است.
اين انتصاب يادآور چندين انتصاب نخستوزير پس از كودتاي 28 مرداد است كه محمدرضا به توصيه امريكاييها انجام داد تا آنها را حايل ميان خود با مردم كند و سيل انقلاب را به مسيل اصلاحات بكشاند. ظاهراً خوي ديكتاتوري و در عين حال بلاهت موجود در ديكتاتورها آن را به تكرار كلكهاي قديمي و مشابه ميكشاند.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 21:30 توسط ali
|
الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیـــــــرالمومنین و الآئمّة المعصومین علیهم السّلام