ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود

امیر کبیر پس از شنیدن خبر ابقای شاهزاده موثقالدوله به حکومت قم، نامهی جالبی به ناصرالدین شاه مینویسد. این نامه میتواند برای همهی سیاستمداران و دولتمردان درسآموز و عبرتانگیز باشد:
«قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان مشغولم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کردهبودم به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.»
الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان مشغولم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کردهبودم به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.»
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 20:34 توسط ali
|
الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیـــــــرالمومنین و الآئمّة المعصومین علیهم السّلام